بررسی تحليلی و توصيفی آراء نقدی «عبدالرّحمن شکری»

علي‌اكبر نورسيده

چکیده


پس از حملة ناپلئون به مصر و به دنبال آن تأثيرات متعدّدي که در حوزة سياسي و اجتماعي بر سرزمين‌هاي عربي و بويژه مصر داشت، جلوه‌هاي تازه‌اي در حوزة ادبيّات ظهور کرد. در پي ارسال هيئت‌هاي مختلف به کشورهاي اروپايي و مطالعة آثار نقدي و ادبي ادبايي چون گوته و وردزورث و بايرون، نگاه تازه‌اي به نقد ادبي در ميان ادباي نوگراي عرب چون عبدالرّحمن شکري رواج يافت. شکري سه سال را در انگلستان به بررسي شعر و نقد اروپايي پرداخت و آشنايي اش با کتاب الذخيرة الأدبيه به بارور شدن ذخيرة نقدي و تغيير ديدگاه نقدي سنّتي اش کمک زيادي کرد. او را از طلايه داران نقد ادبي مي‌دانند ولي آنگونه که سزاوارش است هنر نقّادي اش به تصوير کشيده نشده است. او از نخستين كساني بود كه به وحدت بنيان در شعر و تصرّف در قافيه دعوت كرد. وي به وحدت ساختاري شعر فرا خواند و نظرات ارزشمندي در مورد زبان شعر داد و در استفاده از زبان روزمرّه در شعر نظراتي را ارائه داشت. شکري به عنوان ناقد معاصر و با ذوق و شاعر داراي فرهنگ وسيع به بررسي شعراي قديم عرب پرداخت. او شاعري درون ‌انديش است و اين ويژگي‌ را به عنوان راهي براي تأمّل در ذات و فرو رفتن در عمق نفس بشري در پيش گرفته بود. در اين جستار در پي آنيم گوشه‌اي از توانمندي‌هاي نقدي شکري را به روش تحليلي توصيفي به نمايش بگذاريم و جايگاه او در نقد جديد نشان دهيم.

واژگان کلیدی


نقد ادبي، شعرمعاصر عربي، عبدالرّحمن شکري، مدرسه ديوان

تمام متن:

PDF

ارجاعات

  • در حال حاضر ارجاعی نیست.