دوره 4, شماره 2

بهار و تابستان 1393

فهرست مطالب

فرماليسم يا مکتب صورتگرايي از مکاتب نقدي است که بدون توجّه به عوامل مختلف تأثیرگذار در متن ادبي مانند پديده‌هاي سياسي و اجتماعي به نقد شکلی بیرونی اثر ادبي می‌پردازد.شعر معاصر به‌دليل داشتن ويژگي‌هاي شکلي خاص و بارز از مهم‌ترين متون ادبي است که توجه صورتگرايان را به خود جلب کرده است. از آنجا که در شعر معاصر عربي از عناصر و تکنيک‌هاي نوين شکلي استفاده شده، مي‌توان در نقد زيبايي­شناسي اين نوع شعر از نظريه مکتب صورتگرايي استفاده کرد. احمد عبدالمعطي حجازي، شاعر معاصر مصري از شاعراني است که شعرش از جنبه‌هاي شکلي و زباني ظرفيت­ بالايي براي نقد فرماليستي دارد.قصيده­ ي­ « العام السادس عشر» به‌عنوان یکی از قصائد حجازي، دارای بيشترين عناصر شکلي است؛ از این‌رو جستار حاضر مي‌کوشد؛ با روش توصيفي- تحليلي و با استناد به نظريۀ مکتب صورتگرايي به نقد و بررسي زيبايي­شناسانه­ي اين قصيده بپردازد. يافته‌هاي پژوهش نشان مي‌دهد، شاعر در اين قصيده با استفاده از عناصر شکلي مثل هنجارگريزي (واژگاني، نحوي، نوشتاري)، موسيقي و عنصر مسلط به‌خوبي توانسته است از تکنيک‌ها و عناصر شکلي براي زيبايي آفريني در شعرش استفاده کند
 
PDF
در این مقاله با بهره گیری از نظریه فرمالیست هایی چون ویکتور شکلوفسکی و رومن یاکوبسن به تحلیل و بررسی زیباشناختی سورۀ «ضحی» پرداخته ایم. بنا به باور فرمالیست ها، این شکل است که درون مایه متن ادبی را تشکیل می دهد. در این جستار ویژگی های دستوری، واژگانی، صور بیانی، موسیقی و آوایی سورۀ «ضحی» را با توجه به درون مایه آن، تحلیل و بررسی کرده ایم و به ساختار مضمونی ژرفي رسیده ایم، که شاید جز از رهگذر نقد فرمالیسم میسر نباشد. این سوره در مقام بشارت نازل شده، شخص مورد خطاب خود پیامبر گرامي اسلام است؛ ازاین رو از تصویرهایی سرشار از نرمش، دلسوزی، لطف، صفا، محبت بهرمند است.بررسی صورتگرایانه سوره «ضحی» نشان می دهد که واژه های دقیق و گزینش شده همراه با فصاحت و بلاغت بالا، تناسب آوای حروف کلمات، تناسب معنوی کلمات و جملات با یکدیگر و موسیقی خارق العاده و اعجاز آمیز هم سو با محتوای این سوره چنان در هم تنیده و به هم پیوسته که هیچ گاه نمی توان آنها را از جایگاه خود تغییر داد و قابل تفکیک دانست
 
PDF
يکي از مهم‌ترين قاعده‌هاي بلاغت عربي، قاعده‌اي است که از آن با عنوان «تقديم ما حقّه التأخير يفيد الحصر» ياد مي‌شود. بر پاية اين قاعده، چنانچه واژه‌اي در يک جمله از مکان «ب» به مکان «الف» نقل داده شود، در سياق حصر قرار گرفته و به اصطلاح، «مقصور عليه» به‌شمارمي‌آيد. اين قاعدة بلاغي در دانش‌هايي چون تفسير، فقه و کلام کاربرد دارد و نيز نقش مهمي در شکل‌گيري فهم خواننده از متن ايفا مي‌کند. وجود اين قاعدة بلاغي گاه اين تصوّر را به ذهن مخاطب القا مي‌کند که هر گاه کلمه‌اي که در رتبة «ب» جاي داشته باشد، به جايي پيشتر از جايگاه خود آورده شود، مي‌توان بي‌درنگ معني حصر از آن برداشت کرد؛ اما آيا به‌راستي چنين است؟ چرا که اين روش قصر روشی مبتنی بر ذوق و وجود قراين کلام بوده و نیز با سبک و سیاق کلام درارتباط است؛ زیرا گاهی ممکن است ضرورت شعری یا حفظ موسیقی لفظی کلام، موجب تقدیم شود؛ بنابراين با در نظر گرفتن جايگاه قاعدة يادشده در علوم اسلامي و تأثير آن بر فهم درست از متن، شايسته است مطالعة دقيقي دربارة مفاد و شرايط به‌کارگيري آن صورت گيرد.اين مقاله برآن است تا با روش وصفي‌ـ تحليلي ميزان اعتبار و صدق اين قاعده را در امهات کتب نحو و بلاغت و تفسير، مانند الکتاب، مغني اللبيب، مفتاح العلوم، الإيضاح، الکشاف و ... بررسي کرده، شرايط به‌کار‌گيري آن را از ديد منطق زباني مطالعه کند. به‌نظر مي‌رسد بر خلاف رويکرد قالب به قاعدة تقديم و با وجود کاربرد آن در علوم اسلامي، اين قاعده در رساندن معني حصر کليت ندارد و نمي‌توان از آن به‌طور مطلق استفاده کرد.
 
PDF
عبدالحمید جودت سحار از پیشگامان رمان اجتماعی معاصر مصر به‌شمار می‌رود. وی در رمان‌های اجتماعیش به‌طور گسترده و هدفمند، شخصیت انسان متدیّن را به‌تصویرکشیده است. این مقاله سعی دارد تصویر شخصیت انسان متدین را در رمان‌های اجتماعی سحار در چهارچوب موضوعات: روش پردازش شخصیت انسان متدّین، جایگاه اجتماعی انسان متدّین، ویژگی‌های انسان متدّین در محیط‌های اجتماعی سنتی و معاصر بررسی کند. روش کار پژوهش بر نقد و تحلیل این موضوعات از نگاه سحار و مقایسۀ آن با دیدگاه رمان‌نویسان مشهور معاصر عرب استوار است. دست­آورد پژوهش نشان می‌دهد که سحار با رویکرد واقع­گرایی اسلامی این شخصیت را در قالب انسان متدّین عادی و با شخصیت اجتماعی مثبت و پویا معرفی می‌کند برخلاف روش رمان نویسان مشهور معاصر عرب که آن را در صورت شخصیت‌های نمادین مذهبی و به‌نحوی عقب­مانده و ساده‌لوح و فاقد تأثیر مثبت اجتماعی به‌تصویر می‌کشند.سحار اگر متأثر از نگرش اسلامی از این شخصیت حمایت می‌کند به اقتضای واقع­نگری هنریش، نقطه ضعف‌های او را نیز از قبیل: درک غلط از  موضوعات ایستا و تغییرپذیر، رفتار احساسی، آلوده شدن به خرافات و گاهی لغزش و گناه به‌تصویرکشیده است.
 
PDF
در نوشتار پیش‌رو تلاش شده تا شعر به‌عنوان یکی از منابع مورد استشهاد نحویان برای توجیه حالت‌های دستوری، بازخوانی و میزان اعتبار الگوهای مورد استشهاد سنجیده شود. محوری‌ترین نکتۀ مورد بحث این است که تمایز میان ساختار شعر و نثر به‌ویژه آنجا که مسئله مربوط به دستور زبان می‌شود اهمیت می‌یابد. نثر به‌دلیل رعایت هنجارهای زبان از اعتبار بیشتری نسبت به شعر برخوردار است و شعر به‌جهت ویژگی‌های خاصی که از لحاظ ترکیبی دارد نمی‌تواند الگوی مناسبی برای استشهاد و استخراج قاعدۀ نحوی باشد. آنچه زبان شعر را تعین ویژه می‌بخشد هنجارگریزی‌های ساختاری و معنایی در شعر است. ادبی بودن یک متن بر پایۀ ساز و کارهایی است که از نگاه فرمالیست‌ها بر بیگانه‌سازی زبان رایج استوار گشته است. بیگانه‌سازی در سطح فرم، زبان عادی را به زبان ادبی اعتلا می‌بخشد. مکانیزم‌هایی مانند: کاربرد وزن و قافیه، ایجاد تقدیم و تاخیر، حذف، افزایش، ابدال و مواردی نظیر آن از جمله ساز و کارهای بیگانه‌سازی در شعر است که در گفتمان نحو عربی در ذیل مقولۀ ضرورت‌های شعری طرح شده است. زبان شعر به‌علت قاعده‌گریزی‌های مکرر و ضرورت‌هایی که با آن مواجه است، نمی تواند الگوی مناسبی را برای استخراج قاعده ارائه دهد. ازاین‌رو می‌بایست مقولۀ شعر را جدا از  نثر و گفتار فصیح در نظر گرفت. عدم تفکیک درست میان این دو سطح از زبان در نحو عربی باعث گسترده‌شدن دامنۀ موارد استثناء بر اصل قاعده شده است. این مسئله در نهایت به پیچید‌ه‌ترشدن نحو عربی و ناکارآمدی آن در نظام آموزشی زبان عربی منتهی شده است.
 
PDF
سبک شناسی، دانشی است که امروزه در قلمرو زبان و ادبیات، اهمیت فراوان یافته و به‌وسیله آن می‌توان به ویژگی‌های یک اثر و روش ادبی پی برد. نامۀ سی‌ویکم، در میان کلام ادیبانۀ امام علی ­(ع)، وصیتی است خطاب به امام حسن مجتبی (ع) که به‌دلیل جلوه‌های تربیتی و اخلاقی از جایگاهی والا برخوردار است؛ از این‌رو بررسی سبکی آن حائز اهمیت بسیار است و می‌تواند برخی از زوایای هنری و محتوایی آن را روشن کند. در جستار حاضر سبک نامۀ سی و یکم در لایۀ نحوی بررسی شده است. در این لایه باید گفت، تشخص نحوی این نامه مرهون فراوانی جملات کوتاه و کاربرد فراوان ساخت‌های همپایه و همراهی همپایگی بلاغی، موسیقایی و محتوایی با همپایگی نحوی است. همچنین، بسامد بالای وجه امری و وجه معرفتی سبب تمایز و تفرّد سبک نامه شده است
 
PDF
رئالیسم جادویی از سبک‌های نوین داستان‌نویسی است که در آن نویسنده، عناصر «سحر و جادو» و «وهم و خیال» را با رخدادهای واقعی درهم می‌آمیزد، به گونه‌ای‌که اتفاقات و شخصیت‌های جهان واقعی و فراواقعی برای خواننده کاملاً طبیعی و باورپذیر جلوه می‌نماید. نجیب محفوظ یکی از بزرگ‌ترین رمان‌نویسان معاصر عرب از این شیوه در برخی آثار خود بهره جسته است. داستان لیالي ألف لیلة یکی از برجسته‌ترین آنها است که در این مقاله تلاش شده پس از معرفی و بیان مؤلفه‌های رئالیسم جادویی، این عناصر و شاخصه‌ها در داستان لیالی ألف لیلة شناسایی و بررسی شوند تا از ره‌آورد آن وجود مؤلفه‌های رئالیسم جادویی در این داستان و چگونگی و میزان استفاده نجیب محفوظ از آنها تبیین شود؛ علاوه بر «سحر و جادو» و «وهم و خیال»، می‌توان به‌وجود عناصر دیگری همچون «اسطوره و نماد»، «دوگانگی»، «تصوّف و صوفی‌گری»، «رویکرد انتقادی»، «آشنایی‌زدایی»، «درون مایه مهم اجتماعی» و «بی‌طرفی نویسنده» نیز به‌عنوان دیگر مؤلفه‌های رئالیسم جادویی در داستان لیالي ألف لیلة اشاره کرد. به‌طوری‌که می‌توان این داستان را از نمونه‌های برجستۀ رئالیسم جادویی در ادبیات داستانی عربی به‌شمارآورد
 
PDF