دوره 6, شماره 1

پاییز و زمستان 1394

فهرست مطالب

دیر زمانی است که نحویان دربارة نوع ارتباط بعضی جارومجرورها با فعل و شبه فعل اختلاف نظر دارند یا
اظهار نظر کاملی نکردهاند؛ اما بررسی جارومجرورهاي مختلف نشان می دهد که ارتباط آنها با فعل و شبه
فعل شدت و ضعف یا درجات و مراتب دارد. با این دید، فقط فعلی که همیشه با حرف جر خاصی به کار
میرود متعدي با واسطه است و متقابلاً فعلهاي دیگري که با یک حرف  جر عام و غیر دائمی به کار
میروند فقط متمم یا قید گرفتهاند نه مفعول و لزوم و تعديِ آنها به وسیلۀ آن حرف جر عام تغییر نکرده
است. مقالۀ حاضر با ادعاي تفکیک دقیق دو گونه ارتباط میان فعل با جارومجرور، قائل به دو گونه تعلق
عام و تعلق خاص شده و دلایلی براي اثبات این ادعا به دست داده است.

 
PDF
7-38

تحلیل گفتمان انتقادي، گفتمان را در ارتباط با عوامل سیاسی - اجتماعی و فرهنگی تحلیل و به بررسی
بازتاب ایدئولوژي و قدرت در گفتمان ها و بررسی چگونگی جهت گیري گفتمان ها در تثبیت یا تغییر وضعیت
سیاسی موجود می پردازد . یکی از الگوهاي پیشنهادي براي تحلیل متون در تحلیل گفتمان انتقادي، الگوي
تحلیلی نُرمن فرکلاف است. در این الگو، گفتمان در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی می شود . آنچه در
مدل تحلیلیِ فرکلاف انجام می شود گذشتن از چیستیِ توصیف متن به سوي چگونگی و چرایی تفسیر و تبیین
متن است. چنین فرآیندي از تحلیل، روابط علیّ معنایی را در متن جستجو می کند و توصیف متن یا چیستی ویژگی هاي صوري متن را براي فهم چگونگی رابطۀ متن با پذیرندگان آن و همچنین چرایی تولید متن استفاده
می کند تا هدف اصلی از تولید گفتمان یعنی جایگاه گفتمان در روابط قدرت و مبارزات سیاسی تبیین گردد . در این
تحقیق، خطبۀ زیاد بن ابیه در شهر بصره که به الخطبة البتراء مشهور است با استفاده از الگوي تحلیلی فرکلاف
تحلیل شده است. هدف اساسی از این پژوهش بررسی متنی کهن در پرتو مفاهیم تحلیل گفتمان انتقادي به
عنوان رویکردي مدرن در تحلیل متون است و این پژوهش در واقع تلاشی براي بازخوانی متنی کهن در پرتو
مفاهیم انتقادي در عصر مدرن است. در فرآیند تحلیل این خطبه، در سطح اول که توصیف است، ویژگی هاي
زبان شناسیِ خطبه مانند کلمات، مجازها، جملات، انسجام متن و عوامل آن و چگونگی انعکاس مفاهیم قدرت و
ایدئولوژي در این ترکیب هاي دستوري بررسی شده است. در سطح دوم یعنی تفسیر، بافت موقعیتی گف تمان و
بینامتنیت بررسی شده و چگونگی ارتباط خطبه با متون موجود و استفاده از این متون در ساختار خطبه تحلیل
شده و در سطح تبیین، مفاهیم قدرت، ایدئولوژي، هژمونی و غیریت سازي و جایگاه خطبه در ساختار سیاسی در
عصر بنی امیه بررسی شده است. در یک نتیجه گیري کلیّ از تحلیل شکل و محتواي این خطبه می توان گفت که
زیاد بن ابیه به عنوان یک فرماندار أموي به تقویت دیدگاه سیاسی و ایده ئولوژي حکومت اموي پرداخته و با
استفاده از ابزارهاي سیاسی مختلف مانند تهدید، ارعاب و تشویق، شنوندگان را به همراهی با حکومت وادار کرده
و از منظر تحلیل گفتمان انتقادي، هدف این خطبه در نظام قدرت و تحولات سیاسی آن دوره، حفظ وضعی  ت
سیاسی موجود و تقویت جایگاه سیاسیِ طبقۀ حاکم بوده است.

 
PDF
39-65

ادبیات کودك رویکرد جدیدي است که در سالهاي اخیر بسیاري از نویسندگان و شاعران کشورهاي
جهان به آن پرداخته اند، اینان معتقدند که کودکان به عنوان قشر بنیادي و مهم جامعه، نقش حیاتی در
سرنوشت جوامع ایفا میکنند. از این رو، بسیاري از ادیبان این گونه ي ادبی را، ابزاري براي آماده ساختن
کودکان و اجتماعی نمودن آنها براي بر عهده گرفتن نقش هاي اجتماعی در آینده می دانند و معتقد هستند که
آگاه سازي و تربیت درست کودکان، ضامن پیشرفت کشورها خواهد بود. در جهان عرب، بعد از جنگ ژ وئن
1967 ، شاهد فعالیت هاي گسترده اي در زمینه ادبیات کودك هستیم. یکی از پیشگامان این حوزه، سلیمان
العیسی، شاعر معاصر سوریه است که تمام توان خود را در زمینه آشنا ساختن کودکان به مسائل آموزشی،
تربیتی، فرهنگی و ملی به کار میگیرد. وي، در به کاربردن کلمات، در اشعار خود، دقت کافی کرده تا از یک
سو، گنجینه لغوي کودك غنی شود و از سوي دیگر، کودکان به واسطه آشنایی با کلمات فصیح، حافظ میراث
کهن عربی باشند. واژه، نقش اساسی در زندگی اجتماعی انسان دارد و تجارب نسل ها را بر دوش می کشد .
سلیمان العیسی، معتقد است که دنیاي امروز، دنیاي آموزش کودکان است، زیرا کلید موفقیت جامعه در دستان
کوچک آنان است. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، سعی شده است با بررسی
اشعار سلیمان العیسی در حوزه ادبیات کودك، مضامین و راهکارهایی که وي در زمینه تربیت و آموزش و
آگاهسازي کودکان به کار گرفته، مورد تحلیل و پژوهش قرار گیرد.

 
PDF
67-91

بحث استعمار یکی از مضامین اصلی شعر عرب در عصر نهضت یعنی نیمه دوم قرن نوزدهم و نیمه
اول قرن بیستم است. در شعر این دوره میتوان از غرب چهرهاي دوگانه و متعارض دید. از طرفی الگوي
پیشرفت هاي علمی و صنعتی و دموکراسی است و از طرف دیگر استعمارگري ظالم و مستبد . زمانی که
غرب از لحاظ علمی و تمدنی مورد بحث است شاعران آن را میستایند و به تقلید از آن تشویق م یکنند
ولی زمانی که از غرب به عنوان استعمارگر بحث میکنند با شیوه هاي مختلف به مبارزه با آن برمیخیزند .
در این مقاله به شیوه توصیفی تاریخی و بر اساس تحلیل محتواي شعر این دوره سعی شده تا چه ره
دوگانه غرب به ویژه سیماي استعمارگري آن از منظر شاعران نشان داده شود. این تحقیق به دنبال پاسخ
به این پرسش است که شاعران عصر نهضت چه تصوري از استعمار غرب دارند و چگونه و با چه
شیوههایی و تا چه اندازه در شعرشان به آن پرداختهاند؟ از آن جا که شاعران این عصر، مصلحان سیاسی
اجتماعی هستند تلاش میکنند تا با ابزار شعر و تکیه بر آموزههاي دینی و احساسات میهنی، مردم را به
اتحاد در برابر استعمار و مبارزه با آن دعوت و برنامه هاي استعمار را براي مردم بیان کنند. تعدد کشورهاي
عربی و تکثر شعراي این دوره باعث شده تا فقط به شاعران بزرگ و مشهور استناد شود . از جمله این
شاعران میتوان به احمد شوقی و حافظ ابراهیم از مصر، جمیل صدقی زهاوي و معروف رصافی از عراق و
خلیل مطران از شام اشاره کرد.

 
PDF
93-119

بخش مهمی از حکمت هاي اخلاقی ایران باستان به زبان عربی، ترجمه و در منابع عربی حفظ شده
است. این حکمت ها از راه هاي گوناگون از جمله آثار نویسندگان ایرانی مانند ابن مقفع و ثعالبی به ادب و
فرهنگ عربی نفوذ کرده و به تدریج، هویت اصلی و ایرانی آن از بین رفته است . این مقاله به بررسی
برخی از حکمت ها که نام گوینده آن در گذر زمان بنا به دلایل گوناگون حذف گردیده و اصالت ایرانی آن
در فرهنگ عربی مغفول مانده، میپردازد. به علت فراوانی منابع عربی در این زمینه، پژوهش حاضر به
کتاب العقد الفرید، اثر ارجمند ابن عبدربه(متوفی 328 ق) محدود شد؛ این کتاب به مثابه گنجینه ادب شرق،
دربردارنده بسیاري از حکمت هاي اخلاقی ایرانیان است که به صورت پراکنده در لابه لاي کتاب آمده
است. پاره اي از این سخنان از کتاب مذکور، گردآوري شد و با تکیه بر منابع معتبر عربی و فارسی و
مؤلفه هاي فرهنگی، اجتماعی، محیطی و غیره توصیف و تحلیل گردید تا مالکیت معنوي آن، دوباره به
حکیمان و پادشاهان دوره باستان همچون بزرگمهر، اردشیر، انوشیروان و غیره بازگردانده شود.

 
PDF
121-143

تجلی شخصیتهاي حماسی در ادبیات ملل مختلف بارز است و بسیار به آن اهمیت داده م یشود .
شاعران به آن شخصیتها فخر میورزند و بخش فراوانی از سرودههاي خویش را به دلاور يهاي آنان
اختصاص میدهند. ادبیات فارسی وعربی به طور گسترده اي از واقع ۀ کربلا و شخصیت هاي آن تاثیر
پذیرفته است و اشعار فراوانی در این زمینه سروده شده است؛ ولی با توجه به قابلیتهاي زبانی و شرایط
مختلف ادبی و نوع نگاه شاعران در ادبیات فارسی و عربی، تعابیر آنان از این واقعه گاهی مشترك و گاهی
مختلف است. در این میان بخشی از ادبیات عاشورایی فارسی و عربی به حضرت عباس (ع) حماسه ساز
دلاور واقعه کربلا اختصاص دارد و این اشعار ابعاد مختلف شخصیتی ایشان را انعکاس م یدهد و این
انعکاس در آیینۀ ادبیات فارسی و عربی شایان بررسی و تحلیل است . در ادبیات عربی به مضامینی
همچون سقایت، شجاعت و فخر در توصیف شهادت ایشان و ذکر نسب، بسیار بیشتر از ادبیات فارسی
توجه شده است و در ادبیات فارسی نیز مظلومیت وزیبایی و پرچمداري حضرت عباس (ع) داراي برتري
نسبی است. به طور کلی صبغۀ حماسی اشعار عربی معاصر نسبت به اشعار فارسی پررنگتر است در حالی
که جنبۀ رثایی در ادبیات فارسی چشمگیر تر است. این مقاله به بررسی ابعاد مختلف شخصیتی حضرت
عباس(ع) در بارزترین سرودههاي معاصر عربی و فارسی و شباهت و تفاوتهاي این بازتاب میپردازد.

 
PDF
145-166

رئالیسم جادویی یکی ازانواع رئالیسم است که در قرن اخیر مورد توجه گروهی از نویسندگان واقع
شده است. از عالم ماوراءالطبیعه خبر میدهد و هدف اساسی آن برخورد کردن با اسراري است که زیر
پدیدههاي واقعی مخفی شده است. رئالیسم جادویی در رمان به این معناست که همه عناصر داستان
طبیعی است و تنها یک یا چند عنصر جادویی و غیرطبیعی در بافت داستان وجود دارد. در واقع داستانی که
از این منظر بررسی میشود سر مبهم جامعه را در بطن واقعیت نمایان میکند، بدون این که این سر را
شرح و بسط دهد. این پژوهش بر آن است تا رئالیسم جادویی را در رمان عالم بلا خرائط (دنیاي بدون
نقشه) اثر عبدالرحمن منیف و جبرا ابراهیم جبرا مورد بررسی قرار دهد و اثبات نماید که توصیف جزئیات
یک اتفاق توسط یکی از شخصیتهاي داستان، بیان عناصر ماوراءطبیعی مثل ارواح خاندان راوي داستان
یا پیشبینی و غیبگویی حوادث در داستان که دلیل بر آگاهی از وقایع فوق طبیعی دارد، تاریخی بودن
بخش واقعی داستان، استفاده از جادو براي مقابله با بی عدالتیهاي موجود در جامعه، کشف و توصیف
عناصر ماوراء و برتر از واقعیت، دوگانگی شخصیت درعالم واقع و خیال، درکنار مطرح کردن
شخصیتهایی مثل عمه نصرت و شخصیت خود راوي که دائماً درگیر خیالاتش است ، نشان از وجود
رنگی از خیال و جادو در بستر واقعی داستان دارد که به کمک مؤلفههاي ذکر شده می توان مشکلات
جامعه را به شیوه اي جدیدتر به خواننده نشان داد و داستان را براي او مهیجتر و ذهن او را بیشتر درگیر
اتفاقات و حوادث داستان کرد.

 
PDF
167-185

نظریۀ کهن الگو که کمتر از یک قرن قبل، توسط یونگ در روانشناسی تحلیلی مطرح گردید، به
بررسی جنبه هاي ناخودآگاه جمعی در بشر میپردازد و رفتار افراد را بر اساس آن مورد تحلیل قرار میدهد .
از بین کهن الگوها، نقاب و سایه، با مفهوم خاص خود در خور توجه هستند . نقاب، در و اقع شخصیت
بیرونی فرد است که با آن در اجتماع حضور مییابد و سایه، شامل تمام غرایز بدوي و حیوانی ماست که
سعی در پنهان کردن آن داریم. احمد مطر، جزء شاعرانی است که با توجه به شرایط نابسامان سیاسی و
اجتماعی حاکم بر جوامع عربی به ناخودآگاه جمعی پناه برده و براي بیان دیدگاه هاي انتقادياش، بیشتر به
بیان جنبه هاي منفی نقاب و سایه میپردازد. با توجه به نمودي که این کهن الگوها در انسان هاي افکار
مطر دارند، در این جستار، به بررسی این کهن الگوها، چگونگی خود نمایی تبعات منف ی نقاب و سایه در
اشعارش و ارائۀ راه حل مناسب براي گذر از جنبههاي منفی آن، از دیدگاه وي پرداخته شد. نتیجه پژوهش
نشان میدهد مطر در اکثر موارد، فقط به بیان نقابهایی چون زهد، متانت، پاکدامنی و غیره و سایه هایی
چون کور دلی، پستی، ترس و ذکر پیامدهاي ناشی از جنبۀ منفی آنها که منجر به عدم یکپارچگی
شخصیت میشود، بسنده کرده و کمتر به ارائۀ راهحل براي گذر از این کهن الگو ها و رسیدن به خود
پرداخته است.

 
PDF
187-212
گر چه اساس نقد فرمالیستی با محور قرار دادن متن و نادیده گرفتن مسائل بیرونی آن همچون شخصیت مؤلف، مسائل اجتماعی، تاریخی و روانشناسی است و شاید از دیدگاه جامع‌نگر بر آن عیب باشد، اما از آن‌جا که در پی واکاویِِ ارزش ادبی اثر و برجسته‌سازی شکل و فرم و بررسی میزان انسجام و ادبیّت متن است تا حدود زیادی ارزشمند است و می‌تواند اساس نقد برای تطبیق بر متون دیگر باشد. این نگاشته با الگو گرفتن از اصول نقد فرمالیستی قصد دارد به بررسی و تحلیل بافت اثر ادبی و عناصر تشکیل دهندۀ آن یعنی صامت و مصوّتها، هجاها، صور خیال، صنایع بدیعی، و غیره در خطبۀ «اشباح» نهج‌البلاغه بپردازد تا بُعد زیباشناسانۀ آن‌را با توجه به کارکرد هر جزء در ساختار کل متن به مخاطب نشان دهد. از پژوهش این‌گونه بر می‌آید که انسجام حروف، واژگان و جمله‌های متن یادشده به‌صورت کامل مشهود و مجموعۀ آواها و چینش خاص واژگان در پی القای معانی‌ای فراتر از معنای فرهنگ‌نامه‌ای آن است؛ این انسجام و کاربرد خاص واژگان علاوه بر ویژگی‌های ظاهری کاربست مجازی و صورت‌های استعاری و کنایی دیگری را برای بیان معانی تازه جلوه‌گر نموده است که تماماً در راستای هدف خطبه یعنی به تصویر کشیدن خداوند و قدرت بی‌انتهای او در خلقت به کار برده شده‌اند.
 
PDF
213-249