نوع مقاله : علمی - پژوهشی
چکیده
هدف و مقدمه: عبدالقاهر جرجانی نخستینبار نظریۀ نظم را بهشکل کامل مطرح کرد. ابن میثم بحرانی، متکلم و ادیب برجستهٔ بحرینی، با نگارش شرح نهج البلاغۀ امام علی (ع)، دیدگاههای بلاغی خود را بهاختصار در مقدمۀ این کتاب آورده است. نکتۀ مهم، در این مقدمه، روش نگارش و چگونگی طرح و تقسیمبندی مباحث بلاغی است که تفاوت آن با دیگر آثار بلاغیِ پسین با نگاه نخست آشکار میشود. میان شروح گوناگونی که بر نهجالبلاغة امام علی (ع) نوشته شده است، شرح ابن میثم بحرانی اهمیت بلاغی قابلتوجهی دارد، بهگونهای که بسیاری از مفسران متأخر نهجالبلاغة در تحلیلهای خود از آن استفاده کردهاند. ابنمیثم در مقدمهٔ شرح نهجالبلاغة به مباحث کلامی و عرفانی اکتفا نکرده، بلکه مباحث بلاغی را نیز مطرح کرده است. توجه به روش نگارش و تقسیمبندی مباحث بلاغی، که با بسیاری از آثار بلاغی آن دوره متفاوت است، و اختصاص بخشی از مقدمه به بحث نظریۀ نظم نشان میدهد که ابن میثم از نظریۀ نظم عبدالقاهر جرجانی تأثیر گرفته باشد. وی درک بلاغت را برای فهم کلام امام (ع) ضروری دانسته، زیرا کلام امام را سرشار از فصاحت و تبحر بلاغی یافته است. بخش قابلتوجهی از مقدمهٔ تفصیلی ابنمیثم به مباحث فصاحت و بلاغت اختصاص دارد که گفتار حاضر به بررسی سبک و ساختار این بخش از مقدمهٔ ابنمیثم پرداخته است. علیرغم مطالعات گوناگونی که دربارهٔ تفسیر ابن میثم بر نهجالبلاغة انجام شده، هیچ مقاله، پایاننامه یا کتابی بهطور خاص دربارهٔ تأثیر نظریۀ نظم جرجانی در بخش بلاغی مقدمهٔ این اثر نوشته نشده و بیشتر پژوهشها بر جنبههای کلامی، فقهی، فلسفی، منطقی، تاریخی و لغوی آن متمرکز بوده است. برای مثال، پایاننامهای در مقطع کارشناسی ارشد در ۱۴۲۱ ق/ ۲۰۰۰م با عنوان «المسائل البلاغیة بین ابنمیثم البحرانی و ابن سنان الخفاجی» ازسوی عبدالمنعم السید الشحات رزق در دانشگاه الأزهر دفاع شد. این پایاننامه به مقایسۀ شیوه و سبک این دو اندیشمند پرداخته، همچنین به بررسی و مقایسۀ مسائل بلاغی شامل معانی، بیان، بدیع، اقسام آنها و نظم و حقیقت آن میان ابنمیثم و الخفاجی و تشابه و اختلاف میان آرائشان پرداخته است. این کاوش در پی تحلیل چهارچوب بلاغی ابنمیثم و تأثیر نظریات جرجانی بر وی است.
روششناسی: پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی-توصیفی به موضوع تحقیق پرداخته و گردآوری اطلاعات با ابزار کتابخانهای (یادداشتبرداری) انجام شده است.
یافتهها: جرجانی نظم را به هم پیوستگی کلمات با یکدیگر تعریف میکند. دراصل، بدون درنظرگرفتن روابط نحوی کلمات با واژههای مجاور، میان کلمات هیچ برتری ذاتی وجود ندارد. بهعبارت دیگر، نظم چیزی نیست جز قصد معانی نحوی و احکام آن در کلام. از نظر وی، الفاظ جدا از موسیقی و آهنگی که دارد، ارزش یکسان دارد و تا در ترکیبی قرار نگیرد نمیتوان ارزش و برتری آنها را مشخص کرد. همچنین، معانی نیز بر یکدیگر رجحانی ندارد و درواقع ترتیب الفاظ است که سبب ایجاد سخنهای گوناگون میشود. ابن میثم بحرانی در تبیین پیوند عمیق جملات به اشکال مختلف بدیع و نظم اشاره میکند و آنها را از اصیلترین روشهای ساختاربندی کلام میداند. وی حقیقت نظم را عمل بر مقتضای علم نحو دانسته و آن را ارتباط و پیوند واضح میان الفاظ و معانی تعریف میکند. برایناساس، کلمات باید در جمله با کلمات قبل و بعد از خود متناسب بوده و با توجه به معنای مدنظر قرار گیرد و تابع قوانین و اصول نحوی باشد. ابن میثم نظم را به بیست و یک نوع متمایز طبقهبندی میکند که عبارتاند از: مطابقه، مقابله، مزاوجت، اعتراض، التفات، اقتباس، تلمیح، ارسال المثلین، لفّ و نشر، تعدید، تنسیق الصفات، ایهام، مراعات النظیر، مدح موجه، محتمل الضدین (احتمال دو ضد)، تجاهل العارف، سؤال و جواب، حذف، تعجب، اغراق در صفت و حسن تعلیل.
بحث و نتایج: ابن میثم و عبدالقاهر جرجانی هر دو بر تأثیر متقابل لفظ و معنا تأکید کرده و اظهار داشتهاند که سرچشمۀ معنا ذهن است. علاوهبر این، موقعیت هر کلمه با معانی کلمات قبل و بعد در یک جمله مرتبط است. آنها همچنین قضاوت زیباییشناختی را با ذوق تعیین میکنند که آن نیز با معانیای مرتبط است که از ذهن نشئت میگیر.. با توجه به این نتایج، روشن است که بلاغت ابن میثم، بهویژه در باب حقیقت نظم و ساختار و ترکیب جملات، تحتتأثیر عبدالقاهر جرجانی قرار داشته است. بااینحال، او به شیوهٔ فخرالدین رازی نیز در طبقهبندی نظم توجه کرده که خود او تحتتأثیر نظریهٔ جرجانی بوده است. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که ابنمیثم نیز، مانند زمخشری و فخر رازی، از نظریهٔ نظم جرجانی در دیدگاههای بلاغی خود بهرهٔ بسیاری برده است. او جلوههای این نظریه را در درخشش فصاحت و بلاغت کلام امام علی (ع) به نمایش گذاشته است.
کلیدواژهها
موضوعات