دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

بررسی بازتاب برخی از مضامین شعر شافعی در آینۀ ادب فارسی

10.48308/jalc.2025.237414.1352

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدهٔ تعلیم و تربیت اسلامی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد خرم‌آباد، خرم‌آباد، ایران

چکیده
بیان مسئله و هدف: محمد بن ادریس شافعی (146–204ﻫ.ق) ملّقب به «ابوعبدالله» و معروف به «امام شافعی» با نام کامل محمدبن ادریس‌­ بن عباس‌ ­بن عثمان­‌ بن شافع ­بن سائب ­بن عبید بن عبد یزید بن هاشم ­بن عبدالمطلب ­بن عبد مناف، از مشهورترین ائمۀ چهارگانۀ اهل ­سنّت و امام شافعیان بوده که در جوانی طبعی ­لطیف داشته و اشعار پرمحتوا و طرفه می­‌سروده است. وی در فصاحت ­و بلاغت زبانزد روزگار خویش بوده و در دنیای شعر نیز خود را برتر از لبید (شاعر معروف عرب که معلّقه­‌ای نیز در کعبه داشته) می­‌دانسته و در این رابطه گفته است: «اگر شعر از شأن فقها نمی‌­کاست، من از لبید شاعرتر بودم». البته چنین ادعایی از جانب وی اصلاً گزاف نبوده، زیرا زعفرانی در این مورد گفته است: «هرگز کسی را فصیح‌­تر و داناتر از شافعی ندیده‌­ام. روزی گروهی از اعراب را ­دیدم که به محضر وی می‌رفتند. یکی از بزرگان حاضر در مجلس درس شافعی رو به آنها کرد و گفت: شما که علم نمی­‌آموزید، چرا به جلسات درس ابن ادریس می‌­آیید؟ گفتند: می‌­آییم تا سخنانش را بشنویم، چون ما شیفتۀ سخن­‌گفتن او هستیم». اما شافعی بعدها، بر اثر پند عتاب‌­آمیز پیری خردمند، شعر را رها کرد و به فقه روی آورد و از آن پس دیگر شاعری را در شأن یک فقیه نمی­‌دید. به‌همین دلیل، وی هرگز اهتمام به تدوین دیوان اشعار خویش ننمود و اشعارش اغلب توسط راویان به تذکره­‌های یاقوت حموی، ابن ­خلکان، دمیری، فخر رازی، مسعودی، ابن ­ندیم و برخی از کتب تراجم دیگر راه یافته است. تأثیر فقه و شعر شافعی بر شعر و ادبیات­ فارسی و نقش شاعران نامدار فارسی­‌زبان شافعی ­مذهب، یعنی نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ در معرّفی آن فقیه پرآوازه، به جامعۀ اسلامی ایران، بر اعراب و ایرانیان پوشیده نیست. می‌­توان ادعا کرد که شافعی میان حکیمان­ و شاعران کهن عرصۀ ادب­ فارسی با اقبال بی­‌نظیری رو‌به‌رو بوده و دلیل چنین اقبالی تسلّط وی بر شعر و ادبیات بوده است. مضامین شعر عربی شافعی فاخر و درخور توجه بوده اما اشعار او تقریباً از صنایع ­ادبی و محسنّات ­لفظی خالی است. شعر او بیشتر از نوع مقطّعات و سراسر ابیات آن در مورد مضامین اخلاقی بوده و این خود گواه آن است که فقه شافعی بر شعر شافعی مقدّم بوده و شعر از نگاه وی تنها وسیله­‌ای برای بیان مقاصد دینی ­و اخلاقی بوده و هرگاه حق سخن ادا می‌­شده از اطالۀکلام پرهیز می­‌کرده است. با‌این‌­حال، شافعی مترجمان خوش‌­قریحه­‌ای در عرصۀ زبان و ادب­ فارسی داشته­ است، به‌طوری­ که بسیاری از مضامین آثاری همچون خمسۀ نظامی، دیوان خاقانی، گلستان­‌و‌بوستان سعدی، دیوان حافظ و... ترجمۀ فارسی رساله و دیوان­ اشعار شافعی است. هدف از تدوین مقالۀ حاضر نیز بررسی برخی مضامین مشترک دیوان شافعی و دواوین و آثار شاعران و نویسندگان مذکور است.
روش‌­شناسی: مقالۀ پیش­‌رو با روش مطالعات­ کتابخانه‌­ای و رویکرد توصیفی تحلیلی به بررسی بازتاب برخی مضامین شعر شافعی در آثار چهار شاعر برجستۀ ادب فارسی، یعنی خاقانی، نظامی، سعدی و حافظ پرداخته است.
بحث و تحلیل: در حوزۀ ادبیات­ غنایی، شاعرانی همچون نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ برخی مضامین آثار خود را از دیوان اشعار محمدبن ادریس شافعی (پیشوای مذهب شافعی) اقتباس نموده­‌اند. این اقتباس به­‌صورت ترجمۀ اشعار عربی به فارسی و آراستن آنها با مضامین علمی، انواع صنایع و آرایه‌­های ادبی، در شعر فارسی نمایان شده است. در‌واقع، می‌­توان ادعا کرد که شعر شافعی همچون دختری عرب، زیبا، ساده و بی­‌آلایش است که فقه شافعی نقاب بر چهره­‌اش افکنده و او را از انظار مردمان نهان کرده است، اما وصف جمال آن زیبارو به آثار بزرگان هرعصری راه یافته و سال­‌ها پس از مرگ شافعی به گوش مشاطّه‌­گران شعر فارسی در بلاد پارس رسیده است. آنها نیز نقاب از رخسار آن دختر زیباروی عرب برداشته و او را در نهایت عزّ‌و‌احترام به سرزمین پارس آورده، بر اندام موزونش، حلۀ هزار‌نقش و هزار‌رنگ پارسی پوشانده­ و به هفت­‌قلم فقه، طب، نجوم، ریاضیات، فلسفه، عرفان و تصوّف آراسته و پری‌­رخساری بی­‌بدیل با نام «شعر فارسی» را به جهانیان معرفی کرده‌­اند. یکی از مضامین مشترک شعر شافعی و گلستان ­سعدی حکایت معروف «فقیه کهن‌جامۀ تنگدست» است که سعدی آن را  از دیوان شافعی برگرفته و خود شافعی نیز همان فقیه عالم و ژنده‌­پوش حکایت سعدی است. مصراع بسیار مشهور «چهار تکبیر زدم بر همۀ هر‌چه که هست» نیز از مضامین مشترک شعر شافعی و دیوان حافظ است، حال­ آنکه همگان می‌­پندارند که حافظ آن را از رسالۀ فقهی ابن ادریس اقتباس کرده است.
دستاوردها: محمدبن ادریس شافعی یکی از فقهای چهارگانۀ اهل‌سنّت است که دستی نیز بر شعر داشته و برخی مفاهیم ادب کهن فارسی متأثر از شعر او است. شعرای پرآوازۀ شافعی­ مذهب پارسی‌­زبان؛ نظامی، خاقانی، سعدی و حافظ، نه‌­تنها در وادی مذهب، که در دنیای ادبیات ­و شعر نیز پیرو ابن ادریس بوده و مضامین بسیاری را از دیوان اشعار وی اخذ کرده­‌اند. آنها مفاهیمی مانند تلاش‌­و‌کوشش، چهار تکبیر، افشای اسرار، کسب دانش در جوانی، نکوهش خندۀ بسیار، نکوهش حسادت، دوست روزگار پریشانی و شیوۀ برخورد با دوستانِ دشمنان را از  اشعار عربی شافعی اقتباس و به فارسی ترجمه نموده و در آثار ادبی خویش متجلّی ساخته­‌اند. البته، میان شاعران موردبحث مقالۀ حاضر، نظامی همواره با نظرات شافعی موافق بوده و آنها را تأیید کرده است، اما سعدی و حافظ در برخی موارد با عقاید ابن ادریس مخالف بوده­ و نظرات خود را در مورد موضوع موردبحث ارائه کرده­‌اند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

A Study of the Reflection of Selected Shāfiʿī Poetic Themes in Persian Literature

نویسندگان English

parvin Javadi
farshad mirzaimotlag
Ali Fardad
Department of Persian Language and Literature, Faculty of Islamic Education, The Islamic Azad University-Khorramabad Branch, Khorramabad, Iran
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: Muḥammad b. Idrīs al-Shāfiʿī (146–204 AH), celebrated jurist and eponym of the Shāfiʿī school, was also noted for eloquent, morally focused verse. Although he later renounced poetic practice in deference to jurisprudence and never compiled a dīwān, his scattered poems—preserved in biographical and bibliographical works—circulated widely. Their ethical tenor and aphoristic brevity made them fertile sources for later Persian poets. This article examines how core themes in al-Shāfiʿī’s Arabic poetry are reflected—through translation, adaptation, and elaboration—in the works of four major Persian poets associated with the Shāfiʿī tradition: Niẓāmī, Khaqānī, Saʿdī, and Ḥāfeẓ. It identifies shared motifs (e.g., striving, the “four takbīrs,” disclosure of secrets, seeking knowledge in youth, censure of excessive laughter and envy, loyal friendship in hardship, and conduct toward an enemy’s friends) and clarifies the nature and limits of this intertextual reception.
Methodology: Using a library-based, descriptive–analytical approach, the study surveys relevant passages in al-Shāfiʿī’s transmitted verse and traces their Persian counterparts in Khamseh and other works of Niẓāmī, the Dīwān of Khaqānī, Saʿdī’s Golestān and Būstān, and the Dīwān of Ḥāfeẓ. Close readings establish thematic correspondences, modes of transfer (literal translation, paraphrase, thematic echo), and points of agreement or divergence in ethical and theological stance.
Discussion and Analysis: Al-Shāfiʿī’s poetry is largely fragmentary and didactic, eschewing ornate embellishment in favor of lucid moral counsel; this stylistic economy facilitated its migration into Persian. In lyric and gnomic registers alike, Persian poets reframed his ideas within richer figurative and scientific vocabularies, clothing simple Arabic maxims in the “thousand-pattern” aesthetics of Persian poetics. Notably, the well-known Golestān anecdote of the “aged, rag-clad jurist” echoes a Shāfiʿī source; the persona aligns with al-Shāfiʿī himself as an emblem of learned poverty. Likewise, the celebrated hemistich associated with Ḥāfeẓ—“I uttered the four takbīrs over all that exists”—resonates with Shāfiʿī materials, suggesting poetic revoicing from the Arabic dīwān rather than solely from juridical prose. Reception is not monolithic: Niẓāmī often affirms Shāfiʿī’s perspectives, whereas Saʿdī and Ḥāfeẓ occasionally contest or reconfigure them, staging debates over ascetic restraint, sociability, and the limits of disclosure. Across these poets, recurrent Shāfiʿī themes—industry and perseverance; youthful study; tempering laughter; warning against envy; constancy in adversity; prudence toward adversaries—are variously translated, expanded, or ironized, yet remain recognizable as shared ethical capital.
Findings: (1) Al-Shāfiʿī’s verse exerted a substantive, traceable influence on Persian moral-didactic discourse, supplying portable maxims readily naturalized within Persian style. (2) The pathways of transmission include direct translation, thematic paraphrase, and symbolic transposition into Persian narrative and lyric frames. (3) Among the four poets studied, Niẓāmī most consistently endorses Shāfiʿī’s viewpoints; Saʿdī and Ḥāfeẓ, while indebted to his themes, sometimes articulate qualified dissent, thereby enriching the Persian reception with dialogic nuance. (4) Specific correspondences—such as the “four takbīrs,” the portrait of the humble jurist, and admonitions on envy, laughter, and loyal friendship—demonstrate that Persian reworkings are not mere borrowings but creative assimilations that preserve ethical cores while achieving distinctive Persian eloquence.

کلیدواژه‌ها English

  • comparative literature
  • shared themes
  • al-Shāfiʿī’s poetry
  • Persian-speaking poets
  • Persian verse tradition

عنوان مقاله العربیة

دراسة انعکاس بعض موضوعات شعر الشافعی فی مرآة الأدب الفارسی

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: محمد بن إدریس الشافعی (١٤٦-٢٠٤ﻫ.ق) الملّقب «بأبی عبدالله» والمعروف بـ «الإمام الشافعی» واسمه الکامل محمد بن إدریس ‌بن عباس‌ بن عثمان‌ بن شافع‌ بن سائب ‌بن عبید بن عبد یزید بن هاشم ‌بن عبدالمطلب ‌بن عبدمناف، کان أشهر أئمة السنة الأربعة وإمام الشافعیة، و کان یتمتع بطبع لطیف فی شبابه، وقد نظم قصائد وأثراها بالمعانی الرائعة. کان مشهوراً بفصاحته فی عصره، وفی عالم الشعر اعتبر نفسه متفوقاً على لبید (شاعر عربی مشهور کانت له جداریة فی الکعبة) وقد قال ذات مرة: «لو لم ینقص الشعر من کرامة الفقهاء لکنت شاعراً أفضل من لبید». وبالطبع، لم‌ یکن هذا الادعاء منه مبالغًا فیه إطلاقًا، إذ قال الزعفرانی فی فضل فصاحته: «ما رأیتُ أحدًا أفصح ولا أعلم من الشافعی؛ ورأیتُ یومًا جماعةً من العرب ذاهبین إلى مجلسه. فالتفت إلیهم أحد شیوخ مجلس الشافعی وقال: یا من لا تدرسون العلم، لماذا تأتون إلى مجلس ابن إدریس؟ فقالوا: نأتی لنستمع إلى خطبه، فقد لفت انتباهنا کلامه. لکن الشافعی لاحقًا، وبتوجیه من شیخ حکیم، ترک ‌الشعر وتوّجه إلى الفقه، ومنذ ذلک الحین لم یعد یُعتبر شاعرا بل فقیه. ولهذا السبب، لم یهتم بتجمیع قصائده، فقد تجد قصائده فی حولیات یاقوت الحموی وابن‌خلکان والدمیری والفخر الرازی والمسعودی وابن الندیم. لا یخفى على العرب والإیرانیین تأثیر فقه ‌الشافعی وشعره على الأدب العربی و‌الفارسی، وعلى شعراء المذهب الشافعی المشهورین الناطقین ‌بالفارسیة، أمثال: نظامی وخاقانی وسعدی وحافظ. ویمکن القول إن الشافعی لاقى نجاحًا منقطع النظیر بین حکماء وشعراء الأدب ‌الفارسی القدماء، وکان سبب هذا النجاح هیمنته على الشعر والأدب. موضوع شعر الشافعی‌العربی جدیر بالاهتمام، إلا أن قصائده تکاد تخلو من البراعة الأدبیة والبلاغة. غالبا ما أنشد شعره على شکل مقاطع، وکانت أبیاته کلها تدور حول مواضیع أخلاقیة، وهذا دلیل على أن الفقه الشافعی غلب شعره، وأن الشعر من وجهة نظره لم ‌یکن سوى وسیلة للتعبیر عن نوایا دینیة وأخلاقیة؛ وکان کلما قیل الحق تجنب الإطالة. ومع ذلک، کان للشافعی بعض المترجمین الجیدین فی مجال اللغة والأدب الفارسی، لذا فإن العدید من مواضیع أعماله مثل: خمسة نظامی ودیوان ‌الخاقانی وجولستان وبستان سعدی ودیوان حافظ وغیرها، هی ترجمات فارسیة لأطروحة وشعر الشافعی. الغرض؛ من هذه المقالة هو دراسة بعض المواضیع المشترکة فی دیوان الشافعی وأعمال ومؤلفات الشعراء والکتاب المذکورین أعلاه.


المنهجیّة: استخدم المقال منهج الدراسات المکتبیة والمنهج الوصفی ‌التحلیلی، لیدرس انعکاس بعض مواضیع الشعر الشافعی فی أعمال أربعة شعراء بارزین فی الأدب الفارسی، وهم: الخاقانی ونظامی وسعدی وحافظ.


المناقشة والتحلیل: فی مجال الأدب الغنائی، هناک شعراء مثل: نظامی وخاقانی وسعدی وحافظ اقتبسوا بعضًا من مواضیع أعمالهم من دیوان محمد بن إدریس الشافعی، (زعیم المذهب الشافعی)، وقد تجلّى هذا الاقتباس فی‌الشعر الفارسی بترجمة القصائد العربیة إلى الفارسیة، وتزیینها بمواضیع علمیة وحرف متنوعة وأسالیب أدبیة. یمکن القول إن الشعر الشافعی أشبه بفتاة عربیة، جمیلة، بسیطة، خالیة من الزّینة، حجبها الفقه الشافعی عن أعین الناس، لکن وصف ذلک الجمال وجد طریقه إلى أعمال الشعراء، ووصل إلى مسامع کبار الشعر الفارسی فی فارس بعد سنوات من وفاة الشافعی، فرفعوا الحجاب عن وجه تلک الفتاة العربیة الجمیلة، وأحضروها إلى بلاد فارس بأقصى درجات الاحترام والتکریم، و على جسدها الرشیق، یلفها ثوب فارسی مزّین بألف نمط ولون بسبعة أقلام؛ الفقه والطب والفلک والریاضیات والفلسفة والتصوّف، وقدم للعالم جمالاً لا یُضاهى یُسمى «الشعر الفارسی».


الإنجازات: محمد بن إدریس الشافعی هو أحد فقهاء السنة الأربعة، وله إسهامات فی الشعر، وقد تأثر بعض مفاهیم الأدب الفارسی القدیم بشعره، وتبع شعراء المذهب الشافعی المشهورون الناطقون بالفارسیة مثل نظامی والخاقانی وسعدی وحافظ ابن إدریس لیس فقط فی مجال الفلسفة، بل وفی عالم الأدب والشعر أیضاً، واستعاروا العدید من المواضیع من دیوانه الشعری. واستلهموا من دیوانه ‌الشعری العدید من المفاهیم مثل: الاجتهاد والتکبیرات‌ الأربع وکشف‌ الأسرار واکتساب العلم فی‌الصغر وتحریم الضحک المفرّط وتحریم الغیرة والصدیق وقت ‌الشدة ومعاملة الصدیق من العدو، وترجموا هذه المفاهیم إلى الفارسیة، وعکسوها فی أعمالهم الأدبیة. من بین الشعراء الذین تمت مناقشتهم فی هذه المقالة، هو نظامی؛ اتفّق نظامی دائمًا مع آراء الشافعی وأکدها، لکن سعدی وحافظ خالفا أحیانًا آراء ابن إدریس، وقدما آراءهما الخاصة بهم.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • الأدب المقارن
  • المواضیع المشترکة
  • شعر الشافعی
  • شعراء الفارسیة
  • الشعر الفارسی
ابن‌خلکان، احمدبن محمد، (د.ت)، وفیاتالأعیان و أنباء أبناءالزمان، محقق: احسان عباس، بیروت، دار الفکر.
الذهبی، شمس‌الدین، (1427ق)، سیر أعلام النبلاء، قاهره، دار الحدیث.
امیدی، جلیل، (1379ش)، «نگاهی به مضامین و موضعات دیوان شافعی»، مقالات و بررسی‌ها، ش 68، صص 171-197.
برقعی، ابوالفضل، (1367ق)، حافظشکن، بی‌جا، بی‌نا.
حافظ، شمس‌الدین، (1380ش)، دیوان حافظ، به اهتمام محمد قزوینی و قاسم غنی، تهران، شبگیر.
حسن‌زاده آملی، حسن، (1376ش)، نور علی نور، قم، انتشارات تشیّع.   
حمیری، عبدالله‌ بن جعفر، (1413ق)، قرب الاسناد، قم، آل البیت.
خاقانی، افضل‌الدین، (1385ش)، دیوان، شارح: میر‌جلال‌الدین کزازی؛ گزارش دشواری‌های دیوان خاقانی، تهران، مرکز.
زند وکیلی، محمدتقی و شهنور محمودزهی و نصرت دهانی، (1403ش)، «بررسی تطبیقی قناعت در آیات قرآن کریم و اشعار امام شافعی»، سومین همایش بینالمللی ادبیات، زبانشناسی و علومانسانی، همدان:https://civilica.com/doc/2043893
سبزیان‌پور، وحید و نعمتی، فاروق، (1398ش)، «اثرپذیری شعر و نثر امام شافعی از سخنان امام علی (ع)»، پژوهشنامهٔ علوی، س10، ش2، صص 47-72.
سعدی، مصلح‌الدین، (1387ش)، گلستان، شارح: حسن انوری، تهران، پیام نور.
سیوطی، عبدالرحمن، (1394ق)، الاتقان فی علوم القرآن، محقق: محمد أبو الفضل إبراهیم، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب.
شافعی، محمدبن ادریس، (1380ش)، دیوان اشعار؛ به اهتمام مجاهد مصطفی ‌بهجت، مترجم: عباس اطمینانی، کردستان، دانشگاه کردستان.
شیخ‌الاسلام، محمد، (1368ش)، راهنمای مذهب شافعی، تهران، دانشگاه تهران.
مارمیون، ژان فرانسوا، (1400ش)، روانشناسی حماقت، مترجم: بهنوش صابری‌نژاد، تهران، خوب.
مجلسی، محمدباقر، (1403ق)، بحارالانوار، تهران، دار الکتب اسلامیه.
مختاری، علی، (1382ش)، «حقانیّت اهل‌بیت (ع) در شعر شافعی»، نشریۀ مبلغان، ش 47، صص 110-116.
مدرس‌ تبریزی، محمدعلی، (1374ش)، ریحانةالادب، چ4، تهران، کتابفروشی خیام.
میر‌قادری، سیدفضل‌الله، (1384ش)، «اهل بیت علیهم السلام در دیوان امام شافعی»، مجلة الجمعیة الإیرانیة للغة العربیة وآدابها، ش 3، صص 127-148.
نظامی، الیاس‌بن یوسف، (1380ش)، هفتپیکـر، به اهتمام سـعید حمیدیان، تهران، قطره.
نظامی، الیاس‌بن یوسف، (1394ش)، لیلیومجنون، مصحح: وحید دستگردی، تهران، قطره.
  • تاریخ دریافت 10 آبان 1403
  • تاریخ بازنگری 09 اسفند 1403
  • تاریخ پذیرش 16 مهر 1404