دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

الگوی مفهوم‌شناختی رثای اهل بیت علیهم‌السلام در شعر دعبل خزاعی

10.48308/jalc.2025.234802.1305

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسنده

گروه معارف اسلامی، دانشکدهٔ شهید بهشتی، دانشگاه علوم انتظامی امین، تهران، ایران

چکیده
بیان مسئله و هدف: ادبیات رثایی یکی از گونه‌های برجسته و ماندگار در میراث شعری عربی و اسلامی است که ریشه در سنت‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی دارد. این گونهٔ ادبی، فراتر از بیان اندوه شاعر نسبت به فقدان عزیزان یا شخصیت‌های برجستهٔ جامعه، بازتاب‌دهندهٔ باورها، ارزش‌ها و شرایط اجتماعی شاعر نیز هست. در این چهارچوب، مرثیه‌های مربوط به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) جایگاه ویژه‌ای دارند، زیرا، در کنار ابعاد عاطفی، مضامین اعتقادی و تاریخی و انتقادی را نیز دربرمی‌گیرند. این مراثی با به‌تصویر‌کشیدن ستم‌هایی که بر خاندان پیامبر (ص) به‌ویژه در واقعهٔ کربلا روا داشته شد، نقش مؤثری در شکل‌گیری هویت شیعی و انتقال مفاهیم اعتقادی ایفا کرده‌اند. دِعبل خُزاعی، از برجسته‌ترین شاعران دورهٔ عباسی و از پیروان وفادار اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، نقشی کلیدی در گسترش و تثبیت این گونهٔ شعری داشته است. مراثی او، به‌ویژه «قصیدهٔ تائیهٔ کبری»، نه‌تنها از نظر هنری و زبانی برجسته‌اند، بلکه از نظر مفهومی نیز ژرف بوده و اندوه شخصی شاعر را با رنج جمعی جامعهٔ شیعی پیوند می‌دهند. ویژگی شاخص مراثی دِعبل کاربرد واژگان احساسی، تصویرسازی‌های برانگیزاننده و مضامین دینی است که تأثیر عمیقی بر مخاطب می‌گذارد و در بازتولید حافظهٔ جمعی شیعیان نقش دارد. با وجود پژوهش‌های انجام‌شده دربارهٔ شعر عباسی و مراثی اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، تحلیل نظام‌مند مؤلفه‌های ساختاری و مفهومی در آثار دِعبل همچنان ضرورتی علمی است، چراکه فهم این مؤلفه‌ها نه‌تنها الگوهای بیانی شعر او را آشکار می‌سازد، بلکه در تحلیل عمیق‌تر کارکردهای فرهنگی، دینی و اجتماعی آن مؤثر است. این پژوهش به‌صورت کیفی به بررسی محتوای مراثی دِعبل خُزاعی که در رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) سروده شده‌اند می‌پردازد و در‌صدد آن است که مؤلفه‌های اصلی شکل‌دهندهٔ این گونهٔ شعری را شناسایی کند. هدف این تحقیق ارائهٔ الگویی مفهومی است که، ضمن تبیین شیوه‌های بیانی شاعر، نقش مراثی او را در تقویت هویت دینی و بازنمایی باورهای شیعی در دوران عباسی نشان دهد.
روش‌­شناسی: با توجه به تمرکز پژوهش بر تحلیل مضامین رثایی مرتبط با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در شعر دِعبل خُزاعی، این مطالعه بر پایهٔ رویکرد کیفی انجام شده است. داده‌های اصلی از دیوان دِعبل خُزاعی، شرح حسن حماد و نسخهٔ تدوین‌شده توسط عبدالصاحب عمران الدجیلی گردآوری شد. همچنین منابع تاریخی و ادبی مانند الاغانی، وفیات الاعیان و تحلیل، شرح و ترجمهٔ دیوان دِعبل خُزاعی نیز برای دقت و جامعیت بیشتر مورد استفاده قرار گرفت. واحد تحلیل تمام قصاید و ابیاتی بود که به موضوع رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) مربوط می‌شد. پس از کدگذاری داده‌ها، در سه مرحلهٔ پایه و سازمان‌دهنده و فراگیر، داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Citavi  سامان‌دهی، سپس با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شد. در‌نهایت، مدل مفهومی پژوهش ترسیم گردید. برای اطمینان از روایی و پایایی یافته‌ها نیز از روش‌هایی چون مثلث‌سازی، تحلیل اسناد و بازکدگذاری تصادفی استفاده شد.
بحث و تحلیل: تحلیل محتوای دیوان دِعبل خُزاعی نشان می‌دهد که این شاعر برجستهٔ عباسی مرثیه را صرفاً وسیله‌ای برای بیان اندوه عاطفی نمی‌دانست، بلکه آن را چهارچوبی برای بازنمایی هویت شیعی، اعتراض سیاسی و تثبیت جایگاه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌کار می‌برد. داده‌های استخراج‌شده از نرم‌افزار MAXQDA نشان می‌دهد که مقولهٔ «مصیبت و مظلومیت» فراوان‌ترین و جامع‌ترین کد سازمان‌دهنده در شعر اوست. این امر بیانگر آن است که دِعبل ساختار مراثی خود را عمدتاً بر محور توصیف فجایع تاریخی و ستم‌هایی بنا کرده که بر خاندان پیامبر (ص) وارد آمده است؛ امری که نوعی همدلی و هم‌نوایی جمعی را میان مخاطبان ایجاد می‌کند. در کنار این محور، کدهای «فضیلت و منزلت» و «ارادت و محبت» جایگاهی برجسته دارند. دِعبل، با بازنمایی فضایل اهل‌بیت و تأکید بر منزلت والای آنان در تاریخ و دین، نوعی بازتعریف از مرجعیت دینی و اخلاقی در برابر گفتمان رسمی خلافت عباسی ارائه می‌کند. «ارادت و محبت» نیز، به‌عنوان عنصری عاطفی و آیینی، پیوند درونی شاعر با اهل‌بیت را بازتاب می‌دهد و شعر او را به متنی آکنده از عشق و وفاداری تبدیل می‌کند. کدهای «شهید و شهادت»، «گریه و اشک»، «مضجع و مدفن»، «اشاره به ویرانه‌ها»، «تشنگی» و «سر بریده» نیز بُعد تصویری و حسی شعر را برجسته می‌سازند و به بازآفرینی صحنه‌های رثایی در ذهن مخاطب کمک می‌کنند. این مضامین فضایی اندوه‌بار پدید می‌آورند، به حافظه تاریخی شیعه زندگی می‌بخشند و از اماکن و یادگارهای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌عنوان نشانه‌های هویتی بهره می‌گیرند. افزون‌بر‌این، «هجو دشمن» در شعر دِعبل بازتاب‌دهندهٔ رویکردی انتقادی است که مرثیه را از حد سوگواری صِرف فراتر برده و آن را به متنی اعتراضی و سیاسی در برابر دستگاه خلافت بدل می‌سازد. نتیجهٔ این تحلیل نشان می‌دهد که دیوان دِعبل از شبکه‌ای چندلایه از معانی برخوردار است که بر ترکیب عناصر عاطفی، تاریخی، اعتقادی و انتقادی استوار است. از‌این‌منظر، شعر دِعبل خُزاعی فراتر از بازتاب اندوه فردی است و بیانگر هویت جمعی، مقاومت سیاسی و تداوم فرهنگی تشیع در برابر سلطهٔ عباسیان محسوب می‌شود. این ویژگی‌ها جایگاه او را در تاریخ ادبیات آیینی شیعه برجسته ساخته و اشعارش را به سندی تاریخی و گفتمانی تبدیل کرده است.
دستاوردها: نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که سروده‌های دِعبل خُزاعی در حوزهٔ رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) صرفاً روایت اندوه و سوگ نیستند، بلکه حامل شبکه‌ای از مضامین گوناگون‌اند که در لایه‌های معنایی متعدد در‌هم تنیده شده‌اند. مضمون «رنج‌ها و ستم‌های واردشده بر اهل‌بیت (علیهم‌السلام)» بیش از دیگر عناصر در دیوان او برجسته است و به‌عنوان ستون اصلی ساختار رثایی شعرش جایگاهی ویژه دارد. در کنار این محور، مضامینی همچون «فضایل خاندان پیامبر (ص)» و «ابراز مهر و دلبستگی» به‌عنوان عناصر تقویتی عمل کرده و ابعاد اعتقادی و شناختی شعر را برجسته می‌سازند. همچنین، اشارهٔ شاعر به مکان‌های مقدس و آرامگاه‌ها همراه، با تصویرسازی از صحنه‌های غم و اندوه، تجربه‌ای حسی و آیینی برای مخاطب پدید می‌آورد. زبان تند و گزندهٔ شاعر در نکوهش دشمنان نیز بُعدی انتقادی و اعتراضی به متن می‌بخشد و شعر او را از مرثیهٔ صِرف به بیانیه‌ای اجتماعی ـ سیاسی ارتقا می‌دهد. بر‌این‌اساس، میراث ادبی دِعبل خُزاعی را می‌توان به‌عنوان یک سند اعتقادی و فرهنگی مهم در بازنمایی هویت شیعی دانست.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

Conceptual Pattern of the Elegy for Ahl al-Bayt (peace be upon them) in the Poetry of Diʿbil al-Khuzaʿī

نویسنده English

Heydar Sohrabi
Department of Islamic Education, Shahid Beheshti Faculty, Amin University of Police Sciences, Tehran, Iran
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: Elegiac poetry constitutes one of the most enduring genres in Arabic and Islamic literary heritage, deeply rooted in religious, cultural, and social traditions. Beyond articulating a poet’s grief over personal loss, the elegy functions as a mirror of faith, ideology, and social consciousness. Within this framework, elegies devoted to Ahl al-Bayt (peace be upon them) occupy a distinctive place, combining emotional intensity with theological, historical, and critical dimensions. By depicting the injustices inflicted upon the Prophet’s family—especially in the tragedy of Karbalāʾ—these elegies have contributed profoundly to the formation of Shiʿi identity and the transmission of its doctrinal and moral values. Among the Abbasid poets, Diʿbil al-Khuzaʿī stands out as a loyal adherent of the Ahl al-Bayt and a central figure in the development of Shiʿi lamentation poetry. His compositions—particularly the celebrated Qaṣīda al-Tāʾiyya al-Kubrā—combine linguistic mastery with conceptual depth, intertwining his personal sorrow with the collective anguish of the Shiʿi community. Characterized by poignant diction, vivid imagery, and powerful religious themes, Diʿbil’s elegies sustain the collective memory of Shiʿism and serve as instruments of identity formation. Despite numerous studies on Abbasid poetry, a systematic conceptual analysis of Diʿbil’s elegiac corpus remains essential. Such analysis reveals not only his expressive strategies but also the cultural, political, and theological functions of his verse. This study therefore aims to construct a conceptual model elucidating the principal components of Diʿbil’s elegies for Ahl al-Bayt (peace be upon them) and to demonstrate their role in consolidating Shiʿi religious identity under the Abbasid caliphate.
Methodology: The research adopts a qualitative approach, focusing on the elegiac themes for Ahl al-Bayt in Diʿbil al-Khuzaʿī’s poetry. Primary data were drawn from Dīwān Diʿbil al-Khuzaʿī, as edited by Ḥasan Ḥammād and ʿAbd al-Ṣāḥib ʿImrān al-Dujaylī, complemented by historical and literary sources such as al-Aghānī, Wafayāt al-Aʿyān, and annotated commentaries. The analytical unit comprised all poems and verses directly related to the elegy of Ahl al-Bayt. Following triple-stage coding—basic, organizing, and integrative—the data were managed using Citavi and analyzed with MAXQDA software to map the conceptual structure. Validity and reliability were ensured through triangulation, document cross-analysis, and random recoding.
Discussion and Analysis: Content analysis of Diʿbil’s Dīwān reveals that his elegy transcends mere personal mourning, functioning instead as a framework for articulating Shiʿi identity, political dissent, and the moral supremacy of Ahl al-Bayt. The category “calamity and oppression” emerges as the most frequent and central organizing code, indicating that Diʿbil builds his elegiac structure around depictions of historical tragedies and injustices visited upon the Prophet’s family—images that evoke collective empathy and reinforce communal solidarity. Alongside this central motif, the codes “virtue and rank” and “devotion and love” are prominent. By exalting the spiritual and moral virtues of Ahl al-Bayt and emphasizing their divinely sanctioned status, Diʿbil redefines legitimate religious authority in opposition to the political power of the Abbasid caliphs. The dimension of maḥabba (devotion and love) manifests the poet’s inner attachment and transforms the elegy into a text suffused with reverence and fidelity. Additional imagery—martyrdom, weeping, sacred tombs, ruins, thirst, severed heads—intensifies the sensory and visual power of the poems, recreating scenes of grief and resistance that animate the Shiʿi historical imagination. These images not only evoke lament but also sanctify memory, turning geographical and material sites into markers of faith and identity. Furthermore, Diʿbil’s satirical attacks on the enemies of the Prophet’s household inject a sharp critical edge, elevating the elegy from passive mourning to an instrument of protest and defiance against Abbasid hegemony. The overall conceptual network that emerges from the analysis integrates emotional, historical, theological, and political layers. Thus, Diʿbil’s elegies function as both aesthetic compositions and ideological texts that preserve collective memory and affirm Shiʿi resistance. His poetry stands as a testament to the endurance of cultural identity under oppression and remains a foundational source for the study of Shiʿi ritual literature.
Findings: (1) Diʿbil’s elegiac corpus constitutes a multilayered semantic system, in which grief, protest, and devotion are intricately interwoven. (2) The dominant conceptual axis—the suffering and persecution of Ahl al-Bayt—forms the structural core of his elegies. (3) Secondary yet reinforcing motifs—virtues of the Prophet’s family and expressions of love and attachment—underscore the doctrinal and affective dimensions of his art. (4) Vivid references to sacred places and funerary imagery generate a ritual and sensory experience for the audience, enhancing spiritual empathy. (5) His biting tone toward adversaries transforms lamentation into a vehicle of political protest, bridging aesthetic expression with social activism. Accordingly, Diʿbil al-Khuzaʿī’s poetic heritage can be regarded as a cultural and theological document that encapsulates the Shiʿi collective identity and its enduring struggle for justice and remembrance.

کلیدواژه‌ها English

  • Diʿbil al-Khuzaʿī
  • satire
  • praise
  • elegy
  • conceptual pattern
  • Ahl al-Bayt (peace be upon them)

عنوان مقاله العربیة

النموذجُ المفهومیّ لرثاء أهلِ البیت (علیهم‌السلام) فی شِعرِ دِعبل الخُزاعیّ

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: یُعَدُّ الأدبُ الرثائی أحدَ الأنواعِ البارزة والمستمرّة فی التراثِ الشعریّ العربیّ والإسلامیّ، إذ تمتدّ جذورُه فی الأعرافِ الدینیة والثقافیة والاجتماعیة. ولا یقتصرُ هذا الأدب على التعبیر عن الحزن لفقدِ الأحبّة أو الشخصیات البارزة، بل یعبّرُ أیضاً عن معتقداتِ الشاعر وقِیَمه وظروفه الاجتماعیة. وفی هذا السیاق، تکتسبُ المراثی فی أهلِ البیت (علیهم‌السلام) أهمیةً خاصة، إذ تجمعُ بین الأبعادِ العاطفیة والعقائدیة والتاریخیة والنقدیة. ومن خلال تصویر المآسی و المحن التی لحقت بعترةِ النبیّ (ص)، ولا سیّما فی واقعةِ کربلاء، أصبحت هذه المراثی وسیلةً فاعلة لِبناءِ الهویةِ الشیعیة ونقلِ المفاهیم العقائدیة. دِعبل الخُزاعی، أحد أبرز شعراء العصر العباسی وأحد أتباع أهلِ البیت (علیهم‌السلام) المخلصین، لعب دورًا محوریًا هاماً فی تشکیل هذا النوع الشعری ونشره. تبرز مراثیه، وخاصة قصیدة التائیة الکبرى، لیس فقط لقیمتها الفنیة واللغویة، بل أیضًا لعمقها المفهومی، إذ تربط بین الحزن الشخصی والألم الجماعی للمجتمع الشیعی، وتتمیّز مراثیه باستخدام الألفاظ العاطفیة، والتصویر الحیّ، والمضامین الدینیة، ما یثیر استجابة قویة لدى الجمهور ویعزز الذاکرة الجمعیة للشیعة. ورغم الدراسات الموجودة حول الشعر العباسی ومراثی أهل البیت (علیهم‌السلام)، إلا أنّ التحلیل المنهجی للمکونات البنائیة والمفاهیمیة فی أعمال دِعبل یبقى ضروریًا لفهم أنماط التعبیر فیه، وأهمیته الثقافیة والدینیة والاجتماعیة على نطاق أوسع. تتناول هذه الدراسة بشکل نوعی محتوى مراثی دِعبل الخُزاعی المخصصة لأهل البیت (علیهم‌السلام) لتحدید العناصر الرئیسة التی تشکّل هذا النوع الشعری. وتهدف إلى تطویر نموذج مفهومی یوضح أسالیب التعبیر لدى الشاعر ویبرز دور مراثیه فی تعزیز الهویة الدینیة وتجسید المعتقدات الشیعیة خلال العصر العباسی.


المنهجیّة: نظرًا لترکیز الدراسة على تحلیل الموضوعات الرثائیة لأهل البیت (علیهم‌السلام) فی شعر دِعبل الخُزاعی، فقد اتبعت الدراسة منهجًا نوعیًا. واستُخلصت البیانات الرئیسة من دیوان دِعبل الخُزاعی، وشروح حسن حماد، ونسخة عبدالصاحب عمران الدجیلی، إلى جانب مصادر تاریخیة وأدبیة مثل الأغانی، وفیات الأعیان، وتحلیل وشرح وترجمة دیوان دِعبل الخُزاعی. وشملت وحدة التحلیل جمیع القصائد والأبیات المتعلقة بالرثاء لأهل البیت (علیهم‌السلام). بعد ترمیز البیانات فی ثلاث مراحل (أساسیة، منظمة، وشاملة) تمت إدارة المواد باستخدام برنامج Citavi وتحلیلها بواسطة MAXQDA، مما أدى إلى تطویر النموذج المفهومی للدراسة. وتم ضمان الصدق والثبات من خلال مثلثیة البیانات، وتحلیل الوثائق، وإعادة الترمیز العشوائی.


المناقشة والتحلیل: تشیر نتائج تحلیل محتوى دیوان دِعبل الخُزاعی إلى أن هذا الشاعر العباسی البارز استخدم الرثاء لیس فقط کوسیلة للتعبیر العاطفی عن الحزن، بل کإطار لتمثیل الهویة الشیعیة، والاحتجاج السیاسی، وترسیخ مکانة أهل البیت (علیهم‌السلام). وتُظهر البیانات المستخرجة من MAXQDA أن «المصیبة و الاضطهاد» هو الکود المنظم الأکثر تکرارًا وشمولیة فی شعره. ویشیر ذلک إلى أن دِعبل نظم مراثیه أساسًا حول تصویر المآسی التاریخیة والظلم الواقع على عترة النبی، مما یخلق تعاطفًا جماعیًا وتفاعلًا مع جمهوره. إلى جانب هذا المحور، تحتل الأکواد «الفضل والمنزلة» و«الولاء والمحبة» مواقع بارزة. ومن خلال عرض فضائل أهل البیت (علیهم‌السلام) والتأکید على مکانتهم الرفیعة فی التاریخ والدین، یقدم دِعبل فی الواقع نوعًا من إعادة تعریف للسلطة الدینیة والأخلاقیة فی مواجهة الخطاب الرسمی للحکام العباسیین. ویعکس «الولاء والمحبة»، کعنصر عاطفی وشعائریّ، الصلة الداخلیة للشاعر بأهل البیت (علیهم‌السلام) ویحوّل شعره إلى نص مشبع بالمحبة والوفاء. کما تبرز الأکواد «الشهید والشهادة»، «البکاء والدموع»، «المضجع والمرقد»، «الإشارة إلى أطلال»، «العطش»، و«الرأس المقطوع» البعد البصری والحسی للشعر، مما یعزز تجربة المتلقی ویعمّق أثر المراثی. تخلق هذه الموضوعات جواً من الحزن، وتحافظ على الذاکرة التاریخیة للشیعة، وتستفید من الأماکن والآثار الخاصة بأهل البیت (علیهم‌السلام) کعلامات للهویة. علاوة على ذلک، یعکس «هجاء العدو» فی شعر دِعبل نهجًا نقدیًا یرفع الرثاء إلى ما هو أکثر من مجرد مرثیة، محوّلًا إیاه إلى نص احتجاجی وسیاسی ضد جهاز الخلافة. وتُظهر نتائج هذا التحلیل أن دیوان دِعبل یمتلک شبکة دلالیة متعددة الطبقات تستند إلى دمج العناصر العاطفیة والتاریخیة والعقائدیة والنقدیة. ومن هذا المنظور، فإن شعر دِعبل الخُزاعی لیس مجرد انعکاس للحزن الفردی، بل یعبر عن الهویة الجماعیة والمقاومة السیاسیة واستمراریة الثقافة الشیعیة فی مواجهة الهیمنة العباسیة. وقد میزت هذه الخصائص مکانته فی تاریخ الأدب الشعائری الشیعی، وحوّلت أشعاره إلى وثیقة تاریخیة-خطابیة.


الإنجازات: تشیر نتائج هذه الدراسة إلى أن أشعار دِعبل الخُزاعی فی مجال الرثاء لأهل البیت (علیهم‌السلام) لیست مجرد سرد للحزن والأسى، بل تحمل شبکة من الموضوعات المتنوعة المتشابکة عبر طبقات دلالیة متعددة. ویبرز موضوع «الآلام والمآسی التی لحقت بأهل البیت (علیهم‌السلام)» أکثر من غیره من العناصر فی دیوانه، ویعمل کرکیزة أساسیة فی بنیة المراثی، محتفظًا بمکانة خاصة. إلى جانب هذا المحور، تعمل مواضیع مثل «فضائل أهل بیت النبی (صلى الله علیه وآله)» و«التعبیر عن المودة والارتباط» کعناصر داعمة تؤکد الأبعاد العقائدیة والمعرفیة للشعر. علاوة على ذلک، فإن إشارات الشاعر إلى الأماکن المقدسة والمضاجع، إلى جانب تصویر مشاهد الحزن والأسى، تخلق تجربة حسیة و شعائریة للجمهور. کما یضیف استخدام الشاعر للغة حادة فی نقد الخصوم بعدًا نقدیًا واحتجاجیًا للنص، رافعًا الشعر من کونه مرثیة بحتة إلى بیان اجتماعی-سیاسی. وبناءً علیه، فإن التراث الأدبی لدِعبل یشکل وثیقة عقائدیة وثقافیة مهمة فی تمثیل الهویة الشیعیة.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • دِعبل الخُزاعی
  • الهجاء
  • المدح
  • الرثاء
  • أهل البیت (علیهم‌السلام)
قرآن کریم، (1373ش)، مترجم: ناصر مکارم شیرازی، قم، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی.
ابن‌ تغری‌ بردی‌، یوسف‌‌، (1342ق)، النجوم ‌‌الزاهرة‌ فی ملوک‌ مصر والقاهره‌، قاهره‌، المؤسسة ‌المصریة ‌العامة‌.
ابن سراج، أبو بکر بن عبد الملک الشنترینی الأندلسی، (2008م)، جواهر الآداب وذخائر الشعراء والکتاب، دمشق، منشورات الهیئة العامة السوریة للکتاب‏.
ابن منظور، محمد بن مکرم، (1414ق)، لسان العرب، بیروت، دار الفکر للطباعة و النشر و التوزیع - دار صادر.
ابن‌خلکان، احمد بن محمد، (1427ق)، وفیات الأعیان وأنباء أبناء الزمان، بیروت، دار الفکر.
ابن‌کمونه، منصور حسینی نجفی، (1948م)، دیوان ابن کمونة، نجف، مطبعة دار النشر والتألیف.
ابن‌معتوق‌، شهاب‌الدین‌بن‌ سعید، (1396)، دیوان ابی‌معتوق حویزی، تهران، میراث فرهیختگان.
ابو الفرج اصفهانى، على بن حسین، (1415ق)، الأغانی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی.
احمدى میانجى، على‏، (1426ق)، مکاتیب الأئمة علیهم السلام‏، قم، دار الحدیث‏.
امین، محسن‏، (1403ق)، أعیان الشیعة، بیروت، دار التعارف للمطبوعات‏.
امین‌الدولة، محمد بن محمد بن هبة الله الحسینی الأفطسی‏، (1425ق)، المجموع اللفیف، بیروت، دار الغرب الإسلامی.
البوصیرى، شرف الدین محمد بن سعید، (1374ق)، دیوان‌ البوصیری، بیروت‌، دار الارقم‌.
حاج مومن، حسام و رضا ناظمیان، (2015م)، «دلالت عاطفی شعر از دیدگاه نظریهٔ بیان در تحلیل تائیهٔ دعبل»، فصلنامهٔ زبان و ادبیات عربی، 7 (13)، صص1- 28؛ قابل بازیابی از: 10.22067/JALL.V7I13.41149
حسینی، سید عباس و مرضیه آباد و امیر مقدم متقی، (2021م)، «واکاوی جنبه‌هایی از شخصیت اخلاقی دعبل بر پایهٔ اشعارش (شجاعت، بدزبانی)»، فصلنامهٔ زبان و ادبیات عربی، 4 (27)، صص1-20؛ قابل بازیابی از: 10.22067/JALLV13.I4.81277
الحمیری، اسماعیل بن محمد، (1432ق)، دیوان‌السیدالحمیری، قم‏‫، المکتبة ‌الحیدریة.
دعبل بن علی الخراعی، (1414ق)، الدیوان، شارح: حسن حمد، بیروت، دار الکتاب العربی.
دعبل بن علی الخراعی، (1972م)، الدیوان، جمعه وقدم له وحققه عبدالصاحب عمران الدجیلی، بیروت، دار الکتاب اللبنانی.
دهخدا، علی‌اکبر، (1377ش)، لغتنامه، تهران، دانشگاه تهران.
الرفاء، سری بن احمد الکندی، (1981م)، ‏دیوان السری الرفاء، قاهره، مکتبة القدسی.
الزمخشری، ابوالقاسم محمود بن عمر، (1412ق)، ربیع الأبرار ونصوص الأخیار، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات‏.
السماوی، محمد، (1422ق)، الطلیعة من شعراء الشیعة، بیروت، دار المورخ العربی‏.
سهرابی، حیدر، (1391ش)، تحلیل، شرح و ترجمهٔ دیوان دعبل خزاعی، تهران، مگستان.
شبر، جواد، (1409ق)، أدب الطف‏، بیروت، دار المرتضى‏.
صاحب‌بن‌عباد، اسماعیل‌، (1422ق)، دیوان الصاحب بن‌عباد، بیروت، مؤسسة الاعمی للمطبوعات.
الصنوبری، احمد بن محمد، (1970م)، ‏دیوان الصنوبری، بغداد، مؤسسهٔ فرهنگی پژوهشی الجواد.
عبدالباقی، ابن سلیمان بن أحمد العمری الفاروقی الموصل، (1412ق)، دی‍وان‌ ال‍ب‍اق‍ی‍ات‌ ال‍ص‍ال‍ح‍ات‌، ق‍م‌، الش‍ری‍ف‌ ال‍رض‍ی‌.
عبدالمنعم، محمود عبدالرحمن، (1419ق)، معجم المصطلحات والألفاظ الفقهیة، قاهره، دار الفضیلة.
ال‍ف‍اخ‍وری‌، ح‍ن‍ا، (1427ق)، ال‍ج‍ام‍ع‌ ف‍ی‌ ت‍اری‍خ الادب ال‍ع‍رب‍ی‌، ج2، ق‍م‌، ذوی‌‌ال‍ق‍رب‍ی‌.
فروخ، عمر، (2006م)، تاریخ الأدب العربی، بیروت، دار العلم للملایین.
القیروانی، أبو علی حسن بن الرشیق، (1421ق)، العمدة فی صناعة الشعر و نقده، قاهره، مکتبة الخانجی‏.
مرتضوی، سیدنظام‌الدین و عبدالرضا عطاشی، (1438ق)، «رثاء أهل البیت علیهم السلام فی الشعر المعاصر المسیحی اللبنانی»، فصلنامهٔ دراسات الأدب المعاصر، س 8، ش30، صص 155–141. قابل بازیابی از: https://journals.iau.ir/article_651618.html
معین، محمد، (۱۳۸1ش)، فرهنگ فارسی، تهران، اَدِنا.
النابغة الذبیانی، (1960م)، الدیوان، بیروت، مطبعة صادر.
ن‍ج‍ف‍ی‌ ح‍ل‍ی‌، ی‍ع‍ق‍وب‌ ح‍اج‌ ج‍ع‍ف‍ر، (1962م)، دی‍وان‌ ال‍ش‍ی‍خ‌ ی‍ع‍ق‍وب‌ ال‍ح‍اج‌ ج‍ع‍ف‍ر ال‍ن‍ج‍ف‍ی‌ ال‍ح‍ل‍ی‌، ن‍ج‍ف‌، م‍طب‍ع‍ة ال‍ن‍ع‍م‍ان.
الهمدانی، محمد بن حمیر، (1903م)، الدیوان، بیروت، دار العودة.
وظیفه، سوره و سیده زهرا موسوی، (1390ش)، «بررسی اسلوب و مضامین شعری عبدالعظیم ربیعی در مدح و رثای اهل بیت(ع)»، فصلنامهٔ مطالعات نقد ادبی، ش24، صص96-113؛ قابل بازیابی از:
  • تاریخ دریافت 24 بهمن 1402
  • تاریخ بازنگری 23 خرداد 1404
  • تاریخ پذیرش 10 خرداد 1404