دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

عنوان‌شناسی رمان سه‌گانۀ اسکندریه، اثر ابراهیم عبدالمجید، بر اساس نظریۀ کلود دوشه

10.48308/jalc.2026.239152.1385

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و زبان‌های خارجی، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: در نقد ادبی معاصر، عنوان جایگاهی فراتر از نشانه‌ای ابتدایی یا ابزار شناسایی اثر دارد و به‌مثابۀ عنصری معنادار و مستقل در فرایند تولید و دریافت معنا عمل می‌کند. عنوان نخستین نقطۀ تماس خواننده با متن است و ذهن مخاطب را برای ورود به جهان اثر و درک لایه‌های پنهان آن آماده می‌سازد. از این منظر، عنوان نه‌تنها نقش معرفی‌کننده دارد، بلکه به‌عنوان لایه‌ای تفسیری یا قالبی مکمل در شکل‌دهی به افق انتظار خواننده و جهت‌دهی به فرایند خوانش و تفسیر متن ایفای نقش می‌کند. اهمیت این کارکرد به‌ویژه در آثار تاریخی و چندلایه آشکارتر می‌شود؛ آثاری که فهم دقیق آن‌ها مستلزم توجه هم‌زمان به بسترهای اجتماعی، فرهنگی و تاریخی است. در چنین متونی، عنوان همچون پلی میان نویسنده و خواننده عمل می‌کند و با ایجاد چارچوبی معنایی، مسیر تحلیل مفاهیم پیچیده و تحولات تاریخی را هموار می‌سازد. ازاین‌رو، نادیده گرفتن عنوان در تحلیل ادبی به معنای غفلت از یکی از عناصر بنیادین شکل‌گیری معنا در متن است. کلود دوشه، از نظریه‌پردازان برجستۀ نقد ادبی، بر این باور است که عنوان نخستین مواجهۀ خواننده با متن است و نقشی تعیین‌کننده در هدایت ذهن او برای دریافت موضوعات اصلی و پیام‌های کلیدی اثر دارد. به ‌زعم او، انتخاب عنوان کنشی آگاهانه و مبتنی بر تحلیل نویسنده از محتوای اثر و چگونگی دریافت آن توسط مخاطب است، نه تصمیمی تصادفی یا صرفاً زیبایی‌شناسانه. این دیدگاه جایگاه عنوان را از سطح نشانه‌ای ساده فراتر برده و آن را به عنصری فعال در تولید معنا تبدیل می‌کند. در همین راستا، سه‌گانه‌های اسکندریه اثر ابراهیم عبدالمجید نمونه‌ای برجسته از آثاری است که عنوان در آن‌ها نقشی محوری در فهم متن ایفا می‌کند. این سه‌گانه، با روایت تاریخ شهر اسکندریه در بستر تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی، ساختاری چندلایه دارد و زندگی شخصیت‌ها را با تحلیل وضعیت جامعه در هم می‌آمیزد. هدف اصلی از این پژوهش بررسی نقش و کارکرد عنوان در سه‌گانه‌های اسکندریه و تحلیل آن به‌عنوان ابزاری برای انتقال مفاهیم اجتماعی و فرهنگی در چارچوب نظریۀ کلود دوشه است. این پژوهش می‌کوشد نشان دهد که چگونه انتخاب آگاهانۀ عنوان می‌تواند ذهن خواننده را برای درک عمیق‌تر تاریخ و شرایط اجتماعی آماده سازد و او را به مشارکتی فعال در فرایند خوانش و تفسیر متن سوق دهد.
روش­‌شناسی: پژوهش با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر مبانی نظری کلود دوشه انجام شده است. در این پژوهش، عنوان به‌منزلۀ عنصری متن‌محور و درعین‌حال فرامتنی بررسی می‌شود و کارکرد آن در ارتباط با ساختار روایی، محتوای اجتماعی و بستر تاریخی اثر تحلیل می‌شود. داده‌های پژوهش از طریق تحلیل متنی سه‌گانه‌های اسکندریه گردآوری شده و سپس با مفاهیم کلیدی نظریۀ دوشه تطبیق داده شده‌اند. تمرکز اصلی تحلیل بر این مسئله است که عنوان چگونه، به‌منزلۀ پیش‌متن، افق انتظار خواننده را شکل می‌دهد و چه نقشی در هدایت فرایند تفسیر و دریافت پیام‌های اجتماعی و فرهنگی اثر دارد. این روش امکان بررسی دقیق رابطۀ میان عنوان، متن و خواننده را فراهم می‌سازد و به تبیین جایگاه عنوان در نقد ادبی معاصر کمک می‌کند.
بحث و تحلیل: دوشه معتقد است هر عنوان مفهومی اجتماعی و تاریخی را در بر دارد که از طریق تحلیل دقیق‌تر به خواننده منتقل می‌شود؛ بنابراین، عنوان‌ رمان‌ها نقش بزرگی در جذابیت اولیه برای خواننده ایفا می‌کنند و درعین‌حال، به‌عنوان بخشی از یک پیام رمزگذاری‌شده، جزئیات زیادی از واقعیت اجتماعی و ایدئولوژی پشت اثر را نمایان می‌سازند. تحلیل سه‌گانه‌های اسکندریه نشان می‌دهد که عنوان «اسکندریه» انتخابی صرفاً جغرافیایی نیست، بلکه واجد بار نمادین و اجتماعی و تاریخی گسترده‌ای است. اسکندریه در این آثار، نه‌فقط یک شهر، بلکه نمادی از تلاقی فرهنگ‌ها، تحولات تاریخی، کشمکش‌های اجتماعی و تغییرات هویتی در مصر و جهان عرب به شمار می‌آید. ازاین‌رو، عنوان از همان آغاز ذهن خواننده را به تأمل دربارۀ گذشته و حال و سرنوشت اجتماعی این فضا فرا می‌خواند. بر اساس نظریۀ دوشه، عنوان می‌تواند پیام‌های اثر را غیرمستقیم و تدریجی منتقل کند و خواننده را برای دریافت لایه‌های معنایی متن آماده سازد. در سه‌گانه‌های اسکندریه، عبدالمجید با بهره‌گیری از این ظرفیت تاریخ شهر را به بستری برای تحلیل مسائل معاصر تبدیل می‌کند. موضوعاتی چون نبود انسجام اجتماعی، محدودیت‌های پیش‌روی جوانان، ساختارهای مردسالارانه و بحران‌های هویتی در بستر روایت تاریخی بازنمایی می‌شوند و عنوان نقش پیش‌درآمدی برای ورود به این مفاهیم ایفا می‌کند. در این آثار، عنوان عملکردی دوگانه دارد: از یک ‌سو، توجه خواننده را جلب می‌کند و از سوی دیگر، چارچوبی تحلیلی برای فهم متن فراهم می‌آورد. ذهن مخاطب از همان ابتدا با مفاهیمی گسترده مواجه می‌شود که در طول روایت گسترش می‌یابند و به درک عمیق‌تر پیام‌های اجتماعی و فرهنگی اثر می‌انجامند. این امر نشان‌دهندۀ آگاهی نویسنده از نقش عنوان و هم‌خوانی رویکرد او با نظریه‌های نوین نقد ادبی است.
دستاوردها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که عنوان در سه‌گانه‌های اسکندریه کارکردی فراتر از نقش نام‌گذاری دارد و به‌مثابۀ سازوکاری معناساز در انتقال مفاهیم اجتماعی و فرهنگی و تاریخی عمل می‌کند. عنوان، با جهت‌دهی به افق انتظار خواننده، فرایند خوانش را سامان می‌دهد و مخاطب را به مشارکتی فعال در تحلیل متن و بازخوانی بسترهای تاریخی و اجتماعی اثر فرا می‌خواند. هم‌خوانی این کارکرد با مؤلفه‌های نظریۀ کلود دوشه جایگاه محوری و راهبردی عنوان را در نقد ادبی معاصر برجسته می‌سازد. درنهایت، می‌شود نتیجه گرفت که عنوان سه‌گانه‌های اسکندریه، افزون‌بر بازنمایی تاریخ شهر، با برجسته‌سازی لایه‌های اجتماعی و فرهنگی، مخاطب را به تأملی انتقادی دربارۀ دگرگونی‌های تاریخی، هویتی و فرهنگی جامعه وامی‌دارد و فرایند خوانش را به کنشی تحلیلی و معنا‌محور بدل می‌سازد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

Title Analysis of the Alexandria Trilogy by Ibrahim Abdolmajid Based on Claude Duchesne’s Theory

نویسندگان English

narges Naroueipour
mohsen seifi
Amir Hussein rasoulnia
Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Literature and Foreign Languages, University of Kashan, Kashan, Iran.
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: In contemporary literary criticism, the title occupies a position far beyond a mere preliminary sign or a tool for identifying a work; it functions as a meaningful and independent element in the process of generating and receiving meaning. The title constitutes the reader’s first point of contact with the text and prepares the reader’s mind to enter the world of the work and understand its hidden layers. From this perspective, the title not only serves an introductory role but also acts as an interpretive layer or a complementary framework, shaping the reader’s horizon of expectation and orienting the process of reading and textual interpretation. The significance of this function becomes particularly evident in historical and multilayered works, whose precise comprehension requires simultaneous attention to social, cultural, and historical contexts. In such texts, the title can function as a bridge between the author and the reader, providing a semantic framework that facilitates the analysis of complex concepts and historical developments. Therefore, neglecting the title in literary analysis amounts to overlooking one of the fundamental elements in the construction of textual meaning. Claude Duchesne, a prominent literary theorist, asserts that the title constitutes the reader’s first encounter with the text and plays a decisive role in directing the reader’s mind toward the central themes and key messages of the work. According to him, choosing a title is a deliberate act based on the author’s analysis of the work’s content and its anticipated reception by the audience, rather than a random or purely aesthetic decision. This perspective elevates the status of the title beyond a simple sign, transforming it into an active agent in meaning-making. In this regard, Ibrahim Abdelmajid’s Alexandria Trilogy represents a notable example of works in which the title plays a central role in understanding the text. The trilogy, by narrating the history of the city of Alexandria within the context of social, political, and cultural transformations, possesses a multilayered structure that intertwines the lives of its characters with an analysis of societal conditions. Accordingly, the main objective of this study is to examine the role and function of the title in the Alexandria Trilogy and to analyze it as a tool for conveying social and cultural concepts within the framework of Claude Duchesne’s theory. This study seeks to demonstrate how a deliberate choice of title can prepare the reader’s mind for a deeper understanding of historical and social conditions and engage them actively in the process of reading and interpretation.
Methodology: This study employs a descriptive–analytical approach grounded in Claude Duchesne’s theoretical principles. In this research, the title is examined both as a text-centered and a paratextual element, and its function is analyzed in relation to the narrative structure, social content, and historical context of the trilogy. Research data were collected through textual analysis of the Alexandria Trilogy and subsequently aligned with the key concepts of Duchesne’s theory. The main focus of the analysis is to examine how the title, as a pre-textual element, shapes the reader’s horizon of expectation and what role it plays in guiding the process of interpreting and receiving the work’s social and cultural messages. This approach allows for a precise examination of the relationship between the title, the text, and the reader, thereby contributing to the clarification of the title’s role in contemporary literary criticism.
Discussion and Analysis: Duchesne believes that every title contains a social and historical concept that can be conveyed to the reader through more detailed analysis. Thus, the titles of novels play a major role in the initial appeal of the reader and, at the same time, as part of a coded message, they can reveal many details of the social reality and ideological background of the work. Analysis of the Alexandria Trilogy indicates that the title “Alexandria” is not merely a geographic designation but carries extensive symbolic, social, and historical significance. In these novels, Alexandria represents not only a city but a symbol of cultural intersections, historical transformations, social conflicts, and identity changes in Egypt and the Arab world. Consequently, the title invites the reader from the outset to reflect on the past, present, and social destiny of this space. According to Duchesne’s theory, the title can transmit the work’s messages indirectly and gradually, preparing the reader to receive the text’s semantic layers. In the Alexandria Trilogy, Abdelmajid utilizes this capacity to transform the city’s history into a framework for analyzing contemporary issues. Topics such as social disintegration, limitations faced by youth, patriarchal structures, and identity crises are represented within the historical narrative, and the title serves as a prelude to accessing these concepts. In these works, the title serves a dual function: it attracts the reader’s attention while simultaneously providing an analytical framework for understanding the text. From the outset, the reader is confronted with broad concepts that expand throughout the narrative, enabling a deeper comprehension of the trilogy’s social and cultural messages. This demonstrates the author’s awareness of the title’s role and the alignment of his approach with modern literary criticism theories.
Findings: The findings indicate that the title in the Alexandria Trilogy functions beyond mere naming and acts as a meaning-making mechanism for conveying social, cultural, and historical concepts. By directing the reader’s horizon of expectation, the title organizes the reading process and encourages the audience to actively participate in analyzing the text and re-examining its historical and social contexts. The alignment of this function with the components of Claude Duchesne’s theory highlight the central and strategic position of the title in contemporary literary criticism. Thus, the title of the Alexandria Trilogy, in addition to representing the city’s history, by emphasizing social and cultural layers, prompts the reader to engage in critical reflection on historical, identity, and cultural transformations within society and transforms the reading process into an analytical and meaning-centered act.

کلیدواژه‌ها English

  • Title
  • Contemporary literary criticism
  • Claude Duchesne
  • Ibrahim Abdelmajid
  • Alexandria Trilogy

عنوان مقاله العربیة

دراسة العنوان فی روایة ثلاثیة الإسکندریة لإبراهیم عبد المجید وفقاً لنظریة کلود دوشی

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: فی النقد الأدبی المعاصر، یتجاوز دور العنوان کونه مجرد علامة أساسیة أو وسیلة لتحدید العمل، لیصبح عنصرًا ذا دلالة مستقلة فی عملیة إنتاج المعنى واستقباله. فالعنوان هو أول ما یلمسه القارئ عند قراءة النص، ویُهیئ ذهنه للدخول إلى عالم العمل وفهم طبقاته الخفیة. من هذا المنطلق، لا یقتصر دور العنوان على کونه تمهیدیًا، بل یتعداه إلى کونه طبقة تفسیریة أو صیغة تکمیلیة تُسهم فی تشکیل توقعات القارئ وتوجیه عملیة قراءة النص وتفسیره. وتتجلى أهمیة هذه الوظیفة بوضوح فی الأعمال التاریخیة والمتعددة الطبقات، تلک الأعمال التی یتطلب فهمها الدقیق مراعاة السیاقات الاجتماعیة والثقافیة والتاریخیة فی آنٍ واحد. فی مثل هذه النصوص، یُمکن للعنوان أن یکون جسرًا یربط بین المؤلف والقارئ، وأن یُمهد الطریق، من خلال بناء إطار دلالی، لتحلیل المفاهیم المعقدة والتطورات التاریخیة. لذا، فإن تجاهل العنوان فی التحلیل الأدبی یعنی إغفال أحد العناصر الأساسیة لتکوین المعنى فی النص. یرى کلود دوش، أحد أبرز منظری النقد الأدبی، أن العنوان هو أول ما یراه القارئ عند قراءة النص، ویلعب دورًا حاسمًا فی توجیه ذهنه نحو استیعاب الموضوعات الرئیسة والرسائل الأساسیة للعمل. ویرى أن اختیار العنوان فعل واعٍ مبنی على تحلیل المؤلف لمضمون العمل وکیفیة استقبال الجمهور له، ولیس قرارًا عشوائیًا أو جمالیًا بحتًا. هذه النظرة ترفع من شأن العنوان إلى ما هو أبعد من مجرد رمز، لیصبح عنصرًا فاعلًا فی بناء المعنى. وفی هذا السیاق، تُعد ثلاثیة الإسکندریة لإبراهیم عبد المجید مثالًا بارزًا على الأعمال التی یلعب فیها العنوان دورًا محوریًا فی فهم النص. فهذه الثلاثیة، التی تروی تاریخ مدینة الإسکندریة فی سیاق التطورات الاجتماعیة والسیاسیة والثقافیة، تتمیز ببنیة متعددة الطبقات، وتجمع بین حیاة الشخصیات وتحلیل حالة المجتمع. یهدف هذا البحث إلى دراسة دور العنوان ووظیفته فی ثلاثیة الإسکندریة، وتحلیله کأداة لنقل المفاهیم الاجتماعیة والثقافیة، فی إطار نظریة کلود دیبوسی. ویسعى البحث إلى توضیح کیف یُمکن للاختیار الواعی للعنوان أن یُهیئ ذهن القارئ لفهم أعمق للتاریخ وللظروف الاجتماعیة، ویُحفزه على المشارکة الفعّالة فی عملیة قراءة النص وتفسیره.



المنهجیّة: أُجری هذا البحث وفق المنهج الوصفی-التحلیلی، استنادًا إلى الأسس النظریة لکلود دوتشه. یتناول البحث العنوان کعنصر نصی، وفی الوقت نفسه عنصر ما وراء النص، ویُحلل وظیفته فی سیاق البنیة السردیة والمضمون الاجتماعی والسیاق التاریخی للعمل. جُمعت بیانات البحث من خلال تحلیل نصی لثلاثیة الإسکندریة، ثم جرى تکییفها مع المفاهیم الأساسیة لنظریة کلود دوتشه. یرکز التحلیل بشکل أساسی على کیفیة تأثیر العنوان، کذریعة، فی تشکیل توقعات القارئ، ودوره فی توجیه عملیة تفسیر واستقبال الرسائل الاجتماعیة والثقافیة للعمل. تتیح هذه الطریقة دراسة معمقة للعلاقة بین العنوان والنص والقارئ، وتساعد فی توضیح مکانة العنوان فی النقد الأدبی المعاصر.



المناقشة والتحلیل: یعتقد دوتشه أن کل عنوان یحتوی على مفهوم اجتماعی وتاریخی یمکن نقله إلى القارئ من خلال تحلیل أکثر تفصیلاً؛ لذلک، تلعب عناوین الروایات دورًا کبیرًا فی الجاذبیة الأولیة للقارئ، وفی الوقت نفسه، کجزء من رسالة مشفرة، یمکنها الکشف عن العدید من تفاصیل الواقع الاجتماعی والإیدیولوجیة الکامنة وراء العمل. یُظهر تحلیل ثلاثیة الإسکندریة أن عنوان «الإسکندریة» لیس اختیارًا جغرافیًا بحتًا، بل یحمل دلالات رمزیة واجتماعیة وتاریخیة واسعة. ففی هذه الأعمال، لا تُمثل الإسکندریة مجرد مدینة، بل رمزًا لتلاقی الثقافات والتطورات التاریخیة والصراعات الاجتماعیة وتغیرات الهویة فی مصر والعالم العربی. لذا، یدعو العنوان القارئ منذ البدایة إلى التأمل فی ماضی هذا المکان وحاضره ومصیره الاجتماعی. ووفقًا لنظریة دوش، یُمکن للعنوان أن ینقل رسائل العمل بشکل غیر مباشر وتدریجی، وأن یُهیئ القارئ لاستقبال الطبقات الدلالیة للنص. فی ثلاثیة الإسکندریة، یستغل عبد المجید هذه الإمکانیة لیحوّل تاریخ المدینة إلى سیاق لتحلیل قضایا معاصرة. تُعرض قضایا مثل غیاب التماسک الاجتماعی، ومحدودیة الشباب، والبنى الأبویة، وأزمات الهویة، ضمن سیاق السرد التاریخی، ویلعب العنوان دورًا تمهیدیًا للدخول فی هذه المفاهیم. فی هذه الأعمال، یؤدی العنوان وظیفة مزدوجة: فهو من جهة یجذب انتباه القارئ، ومن جهة أخرى یوفر إطارًا تحلیلیًا لفهم النص. منذ البدایة، یواجه ذهن القارئ مفاهیم واسعة تتوسع عبر السرد وتؤدی إلى فهم أعمق للرسائل الاجتماعیة والثقافیة للعمل. وهذا یدل على وعی المؤلف بدور العنوان وتوافق منهجه مع النظریات الحدیثة للنقد الأدبی.



الإنجازات: تُظهر نتائج البحث أن للعنوان فی ثلاثیة الإسکندریة وظیفة تتجاوز مجرد التسمیة، فهو بمثابة آلیة لصنع المعنى فی نقل المفاهیم الاجتماعیة والثقافیة والتاریخیة. من خلال توجیه أفق توقعات القارئ، یُنظّم هذا العنوان عملیة القراءة، ویدعو الجمهور إلى المشارکة الفعّالة فی تحلیل النص وإعادة قراءة السیاقات التاریخیة والاجتماعیة للعمل. ویُبرز انسجام هذه الوظیفة مع عناصر نظریة کلود دوشین المکانة المرکزیة والاستراتیجیة للعنوان فی النقد الأدبی المعاصر. وخلاصةً، یُمکن الاستنتاج أن عنوان ثلاثیة الإسکندریة، بالإضافة إلى تمثیله لتاریخ المدینة، یُسلط الضوء على الطبقات الاجتماعیة والثقافیة، ویضطر الجمهور على التفکیر النقدی فی التحولات التاریخیة والهویة والثقافیة للمجتمع، ویُحوّل عملیة القراءة إلى فعل تحلیلی وهادف. أخیرًا، یعکس اختیار عنوان ثلاثیة الإسکندریة منظور الکاتب الاجتماعی والتاریخی ویبدو أن وظیفة العنوان فی هذه القصص تحمل رسالةً واضحة، فالإسکندریة لم تعد تلک المدینة المتألقة أو المزدهرة والعالمیة، بل أصبحت مدینةً أُسکتت أصواتها بفعل أنظمة الحکم فی القرن العشرین، وتعانی من الفوضى. فی ظل هذه الظروف، یرى الکاتب أن السبیل الوحید للخروج هو التحول والثورة، وقد قدمهما کخیارٍ وحیدٍ لإنقاذ المجتمع وشعبه.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • العنوان
  • النقد الأدبی المعاصر
  • کلود دوشیه
  • إبراهیم عبد المجید
  • ثلاثیة الإسکندریة
الخواجة، میساء (2016م). المدینة وتحولات الحرب : قراءة فی روایة إبراهیم عبد المجید «لا أحد ینام فی الإسکندریة». مجلة جامعة الملک عبدالعزیز للفنون و العلوم الإنسانیة، 24(1).131-161.  https://doi.org/10.4197/Art.24-1.5
حلیمی، فرید (2023م). علامة العنوان و آلیاتها القرائیة. الأکادیمیة للدراسات الإجتماعیة و الإنسانیة، 15(1)، 247-254. https://asjp.cerist.dz/en/article/213701
سحنین، علی (2021م). ظاهرة العنونة فی روایات واسینی الأعرج (قراءة فی المنجز النقدی (العربی). أطراس، 2(2)، 83-106.  https://search.emarefa.net/detail/BIM-1553108
عبدالمجید، ابراهیم (1996م). لا أحد ینام فی الإسکندریة. الطبعة الأولی، مصر: دارالشروق.
عبدالمجید، ابراهیم (2013م). الاسکندریه فی الغیمة. الطبعة الأولی، مصر: دارالشروق.
عبدالمجید، ابراهیم (2014م). ماوراء الکتابة. مصر: الدار المصریة اللبنانیة.
عبدالمجید، ابراهیم (2000م). طیور العنبر. مصر:دار الهلال.
غنیم، منال إبراهیم أحمد (2016م). المکان فی روایة «لا أحد ینام فی الإسکندریة» لإبراهیم عبدالمجید: دراسة وصفیة تحلیلیة.  مجلة فیلولوجی: سلسلة فی الدراسات الأدبیة واللغویة، جامعة عین شمس، کلیة الألسن، مصر (66)، 11-33.   https://doi.org/10.21608/GSAL.2016.26843
قاسم‌زاده، سیدعلی و کریمی افشار، سعیده (1392ش). هویت زنانه در عناوین رمان‌های نویسندگان زن پس از انقلاب اسلامی. دوفصلنامه نقد داستان معاصر فارسی، 2(1)، 97-113. https://pl.journals.pnu.ac.ir/article_987.html
ناجی مصطفی،دیانا (2021م). الثنائیات المتقابلة فی ثلاثیة الإسکندریة"لإبراهیم عبدالمجید. جامعة منوفیة، کلیة الآداب.
  • تاریخ دریافت 24 اسفند 1403
  • تاریخ بازنگری 10 آبان 1404
  • تاریخ پذیرش 23 مرداد 1404