دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

بررسی جهان‌های زیرشمول در رمان «النهایات» عبدالرحمن منیف

10.48308/jalc.2026.239822.1397

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی، دانشکدهٔ علوم انسانی، دانشگاه سیدجمال‌الدین اسدآبادی، همدان، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: هنگامی‌که جهان متن شکل می‌گیرد و گسترش می‌یابد، جهان‌های بی‌شمار دیگری بر اساس آن متن اولیه یا پایه شکل می‌گیرند که سطح سوم تلقی می‌شود. این نوع جهان را پل ورث «جهان زیرشمول» می‌نامد اما گاوینز، برای پرهیز از این تصور که فرعی خوانده شوند، آن را جهان ممکن معرفی می‌کند. او عزیمت از یک جهان به جهان دیگر را که باعث ایجاد جهان جدیدی می‌شود، چه به‌صورت تغییرات در کانون توجه و چه به‌صورت تغییرات وجهی، جهان‌ ممکن می‌نامد. در این دیدگاه، جهان داستانی به دو بخش جهان مرکزی و جهان فرعی تقسیم می‌شود و علاوه بر جهان اصلی در اثر، جهان‌های دیگری در متن داستانی شکل می‌گیرد که از جهت کارکردها و زیباشناختی نیاز به بررسی دارد؛ زیرا بخشی از گفتمان در رمان بر عهدۀ جهان‌های فرعی است. رویکردهای شناختی و به‌ویژه نظریۀ جهان متن و به‌طور دقیق‌تر محور جهان‌های زیرشمول امکان تشکیل معانی و تفاسیر مختلف را ایجاد می‌کند و خوانش‌های چندگانه را که خاص متون معاصر است ایجاب می‌کند. در این رویکرد، تمرکز بر روی جهان‌هایی است که به‌طور آمایشی قابل رصد و ارزیابی است و تنها تفسیر آن با توجه به دلالت‌ها و نشانگان رمزگذاری‌شده میان نویسنده و مخاطب به عهدۀ خواننده و کنشگر متن است. به عبارتی دیگر، مبحث جهان‌ زیرشمول، که زیرمجموعۀ نظریۀ جهان‌متنی است، از جهاتی زیرمجموعۀ نظریات خواننده‌محور است که در آن تلقی و استنباط خواننده از متن اهمیت می‌یابد. بدین‌سان، بر پایۀ این رویکرد تلاش می‌شود پلی‌ ارتباطی میان آنچه در متن وجود دارد با آنچه در جامعه می‌گذرد برقرار شود و این نشان از به‌کارگیری نشانگانی دارد که به مفسر اجازه می‌دهد پیوند میان این نشانه‌ها و شرایط اجتماعی را کشف کند. درواقع، اثر قابلیت انتقاد و تحلیل گفتمانی را داشته باشد یا اینکه دریافت‌کننده می‌باید با زیرکی تمام این عناصر زیر و حاشیه‌ای اما دلالتمند را کشف و معرفی کند.
روش‌شناسی: این پژوهش، با روش توصیفی ـ تحلیلی و با تکیه بر نظریۀ جهان‌های زیرشمول پل ورث، که این جهان را به سه بخش جهان اشاره‌ای و نگرشی و معرفت‌شناختی تقسیم کرده است، به بررسی کاربست جلوه‌های آن در رمان برجستۀ النهایات از عبدالرحمن منیف می‌پردازد تا چگونگی و شکل کاربرد و چرایی و کارکردهای کاربست این جهان را مورد بحث و بررسی قرار دهد.
بحث و تحلیل: در این پژوهش، دربارۀ کاربست نظریۀ جهان‌های زیرشمول در رمان النهایات عبدالرحمن منیف، به‌عنوان یکی از مطرح‌ترین آثار این نویسندۀ مشهور عربستانی، بحث و بررسی صورت گرفته است. بررسی جهان‌های زیرشمول وسیله‌ای برای معناسازی و القای گفتمان زیست‌محیطی اثر تلقی می‌شود و چگونگی کارکرد ابعاد مختلف جهان‌های زیرشمول به‌عنوان ابزاری برای ترسیم واقعیت متنی واکاوی شده است. رمان النهایات نوعی تراژدی است که موضوع آن پیرامون حوادث روستایی به نام طیبه می‌چرخد. روستایی که برای زندگی وابسته به بارش باران است و نبود باران بیم قطحی را به همراه دارد. سرانجام، اهالی روستا که به وعده‌های دورغین حکومت برای احداث سد پی برده بودند تصمیم می‌گیرند خودشان برای رهایی از خشک‌سالی سدی در منطقه احداث کنند. نویسنده از ابزار نقل‌قول مستقیم برای ایجاد جهان‌ زیرشمول اشاره‌ای به‌ندرت استفاده کرده است؛ اما موارد به‌کاررفته تأثیرگذار و متناسب با بافت داستان انتخاب شده است. عقب‌گردها و پیش‌روی‌های زمانی در رمان، متأثر از بستر محیطی و شیوه مضمون‌پردازی داستان شکل گرفته‌اند. این جابه‌جایی‌های زمانی، از یک‌سو با درآمیختن حس نوستالژی، یادآور روزگار خوشِ طیبه‌اند و از سوی دیگر، با القای امید، آرزوی فراهم‌شدن شرایطی حاصل‌خیز و مساعد برای او را تداعی می‌کنند. جهان‌ زیرشمول نگرشی مبتنی بر آرزو از دایرۀ سبک رئالیسم فاصله نگرفته است و نویسنده، با توجه به مسائل کوچک و وابستۀ طبیعت طیبه، این آرزوها و امیدها را در روایت بازتاب داده است. جهان نگرشی مبتنی بر باور نیز به‌صورت محدود و رئالیستی بیان شده است و نویسنده از بیناجهان‌بینی‌ها و اندیشه‌های بلند پرهیز کرده و باورها وابسته به عناصر واقعی رمان و به‌صورت برون‌متنی بیان شده است. جهان‌های نگرشی مبتنی بر هدف نیز با اتکا بر سبک رئالیسم به‌صورت محدود و برای بیان اهدافی عادی بیان شده است. نویسنده این اهداف را در دل روایت و برای تکمیل حوادث جزئی دخیل در رمان و مؤثر در پیشبرد روایت گنجانده و با استفاده از آن، اصل توجیه‌سازی رویدادها و کنش‌ها را شرح داده است. بررسی این جهان موجب فهم عوامل پنهان تأثیرگذار و معناساز در سطح روایت می‌شود.
دستاوردها: پژوهش نشان می‌دهد که نویسنده از جهان‌های زیرشمول برای تجسم انگاره‌های آرمانیِ ماورای طبیعت هولناکِ طیبه و نیز برای القای بخشی از اندیشه‌های زیست‌محیطی و اومانیستی بهره گرفته است. گزاره‌های احتمالیِ برخاسته از جهان‌های زیرشمول تنها بخش کوچکی از منظومۀ معرفت‌شناختی جهان رمان النهایات را تشکیل می‌دهند. نویسنده، با فرایندی مشخص و منسجم و واقع‌بینانه، به روایت رخدادها پرداخته و از همین‌ رو، گزاره‌های تردیدآمیز به‌ندرت در داستان ظهور می‌یابند. این گزاره‌ها، در صورت بروز، عمدتاً به رویدادهای جزئی روایت مربوط می‌شوند که هنوز قطعیت معنایی دربارۀ آن‌ها شکل نگرفته است. در مقابل، سیطرۀ حقیقتِ جهان‌های قطعی در ساختار رمان و باور نویسنده به برخی اندیشه‌های ریشه‌دار همچون مسئلۀ گرسنگی، پیامدهای اجتماعی آن، نقش باران در حاصلخیزی زمین و دغدغه‌های زیست‌محیطی موجب افزایش بسامد گزاره‌های قطعی شده است؛ امری که نشان می‌دهد نویسنده آگاهانه به تثبیت یک جهان معنایی مسلط و کم‌ابهام گرایش دارد و از ظرفیت جهان‌های زیرشمول بیشتر برای تقویت مفاهیم ارزشی و ایدئولوژیک بهره می‌برد تا ایجاد عدم‌قطعیت روایی.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

A Study of Sub-Worlds in Abdul Rahman Munif’s Novel Al-Nahayat

نویسنده English

Mahdi Torkshavand
Department of the History of Civilization of Islamic Nations, Faculty of Humanities, Seyyed Jamaluddin Asadabadi University, Hamadan, Iran.
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: When a textual world is formed and expanded, countless other worlds may emerge based on the original text, which occupy what Paul Werth describes as the third layer of text world. Werth refers to this type of world as a “sub-inclusive world,” whereas Joanna Gavins refers to them as “possible world” in order to avoid the misconception of such worlds being secondary. A “possible world” denotes transitioning from one world to another, resulting in the creation of a new world either through changes in focus or aspects within the text. Cognitive approaches, particularly the Text World Theory and more specifically its sub-world model, facilitate the production of multiple meanings and interpretations, allowing for several interpretations of a text, which is a characteristic feature of reading contemporary literary texts. This framework focuses on worlds that can be spatially observed and assessed, while assigning the reader in role in interpreting the text through the implications and coded signs. In other words, the concept of sub-worlds, as a component of Text World Theory, also intersects with reader-centered theories, emphasizing the reader's perception and interpretation of the text. Thus, this approach seeks to establish a communicative bridge between the textual domain and the social context. This bridge indicates the use of signs that encourage the reader to discover the links between these signs and social conditions. In fact, literary works may possess the potential for critical discourse analysis, or readers themselves may reveal these subtextual and marginal, yet significant elements.
Methodology: Using a descriptive-analytical method, this study applies Paul Werth's theory of sub-worlds, which distinguishes between the referential, attitudinal, and epistemological worlds and examines the manifestations of these sub-worlds in the outstanding novel Al-Nahiyat by Abd al-Rahman Munif. Furthermore this study discusses and examines the manner, form, motivations, and functions of their application within the text.
Discussion and Analysis: This study aims to discuss and examine the application of sub-worlds theory in Al-Nahiyat, one of the most prominent novels of the renowed Saudi author, Abd al-Rahman Munif. The analysis of sub-worlds serves as a tool for meaning production and for establishing an environmental discourse within the novel. Moreover, the study examines the various dimensions of sub-worlds and their role in shaping the textual reality. This novel presents a tragedic narrative centered on rural life in a village called Tayeba, where survival depends on rainfall and the lack of rain brings the threat of famine. Eventually , after realizing the emptiness of the promises made by the government the construction of a dam, the villagers decide to build a dam in the area by themselves in order to escape drought.The author rarely uses direct quotations as a device for creating referential sub-worlds; however, the few instances used are impactful and fit well into the story's context. The flashbacks and flash-forwards in the novel are tied to the environmental and thematic framework of the story. Combined with nostalgia, these temporal shifts remind Tayeba of the happy days of the past and cultivates the hopes for a fertile future.The desire-driven worldview in the novel is closely connected to realism. Munif represents these desires and aspirations in the narrative through everyday concerns pertaining to Tayeba's natural environment. The belief-based worldview is also expressed in a restrained and realistic manner, avoiding abstract ideologies, and instead grounding belief systems in material elements in an extratextual manner. The goal-oriented worldview is similarly expressed within the confines of realism to communicate ordinary goals. The author integrates these objectives into the narrative to complete the minor events that contribute to the plot and to clarify the motivations behind characters’ actions.
Findings: The findings reveal that Munif employs the sub‑worlds in the narrative as a means to embody idealized conceptions that transcend the harsh yet sublime dimension of nature, and to convey certain ecological and humanistic ideas. The probabilistic propositions emerging from these subordinate textual worlds constitute only a limited portion of the epistemological structure of the novel Al‑Nihayat. The narrative unfolds through a precise, coherent, and realistic framework; therefore, propositions marked by uncertainty rarely appear within the story. When such propositions do occur, they mostly relate to minor narrative incidents that remain unresolved and with no definitive conclusion. In contrast, the overarching presence of truth‑bearing and determined worlds in the novel—combined with the author’s focus deeply rooted concerns such as hunger, its social repercussions, the role of rain in fertility, and environmental anxieties—results in a higher frequency of definitive propositions. This pattern further reveals that the author intentionally gravitates toward constructing a dominant, low‑ambiguity semantic world, using the sub‑worlds primarily to reinforce ethical and ideological meanings rather than to produce narrative indeterminacy.

کلیدواژه‌ها English

  • Discourse
  • Inclusive worlds
  • Paul Werth
  • Abdul Rahman Munif
  • Al-Nahayat

عنوان مقاله العربیة

دراسة العوالم الفرعیة فی روایة «النهایات» لعبد الرحمن منیف

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: حین یتشکّل «العالم النصّی» ویتّسع، تنبثق منه عوالم لا حصر لها تستند إلى ذلک النصّ الأوّل أو الأساسی، وهی ما یُعَدّ فی المستوى الثالث من التحلیل. هذا النمط من العوالم أطلق علیه بول وورث اسم العوالم تحت الشمول، بینما آثر غاڤینز تسمیتها العوالم الممکنة تجنّباً لما قد یوحیه وصف الفرعیة من دلالات التبعیة أو التقلیل من الأهمیة. ویرى غاڤینز أنّ الانتقال من عالم إلى آخر ـ سواء عبر تغیّر بؤرة الترکیز أو من خلال التحویلات المودالیة (الوجهیة) ـ یُفضی إلى تشکّل عالم جدید یمکن اعتباره عالمًا ممکنًا. وفق هذا المنظور، ینقسم العالم القصصی إلى جزأین: العالم المرکزی والعوالم الفرعیة. وإضافةً إلى العالم الرئیس الموجود فی النص الأدبی، تتکوّن عوالم أخرى داخله تحتاج، من الناحیتین الوظیفیة والجمالیة، إلى دراسة دقیقة؛ إذ إن جزءًا من الخطاب الروائی یعتمد على هذه العوالم الفرعیة. أما المقاربات المعرفیة، وخاصة نظریة العالم النصّی، وبالتحدید محور العوالم تحت الشمول، فإنّها تتیح إمکان تولید معانٍ وتأویلات متعدّدة، وتفرض قراءات متنوّعة هی سمة أساسیة فی النصوص الحدیثة. ویرکّز هذا الاتجاه البحثی على العوالم التی یمکن رصدها وتقویمها بشکل بنیوی، مع ترک مهمة تفسیرها ـ استنادًا إلى الدلالات والرموز المشفّرة بین المؤلف والقارئ ـ فی ید القارئ بوصفه الفاعل الرئیس فی التفاعل مع النصّ. وبعبارة أخرى، فإن موضوع «العالم تحت الشمول» الذی یندرج ضمن نظریة العالم النصّی، یُعدّ من بعض الجوانب جزءًا من النظریات القارئ-المحوریة التی تمنح الأولویة لتلقّی القارئ وفهمه للنص، وتعتبر استنباطاته وتأویلاته مکوّنًا جوهریًا فی تحدید معنى العمل الأدبی. وهکذا، وبناء على هذا النهج، یتم محاولة إقامة علاقة بین ما هو موجود فی النص وما یحدث فی المجتمع، وهذا یدلّ على استخدام الرموز التی تسمح للمفسر اکتشاف العلاقات بین هذه الرموز والظروف الاجتماعیة. فی الواقع، یجب أن یکون الأثر قادراً على النقد والتحلیل الخطابی، أو یجب على المتلقی أن یکتشف ویقدم بذکاء کل هذه العناصر الفرعیة والهامشیة؛ ولکن المهمة منها وهی ذات الدلالات.


المنهجیّة: یعتمد هذا البحث على المنهج الوصفی التحلیلی، بالاعتماد على نظریة بول ورث فی العوالم الفرعیة التی تقسم هذا العالم إلى ثلاثة أقسام: عوالم إشاریة، عالم الرؤیة وعالم المعرفة. وتدرس تطبیقات مظاهرها فی روایة «النهایات» المتمیزة لعبد الرحمن منیف، وذلک لمناقشة ودراسة کیفیة وشکل تطبیقها، وأسبابها، ووظائف تطبیقها.


المناقشة والتحلیل: تحاول الدراسة الحالیة مناقشة ودراسة تطبیق نظریة العوالم الفرعیة فی روایة النهایات لعبد الرحمن منیف، باعتبارها من أبرز أعمال الکاتب السعودی الشهیر. ویعتبر فحص العوالم الفرعیة وسیلة لخلق المعنى وتحفیز الخطاب البیئی للأثر، کما یتم تحلیل کیفیة عمل الأبعاد المختلفة للعوالم الفرعیة کأداة لتصویر الواقع النصی. تعدّ روایة النهایات من الروایات التراجیدیة التی تدور أحداثها حول قریة اسمها طیبة. قریة تعتمد على میاه الأمطار فی معیشتها، وقلة الأمطار تجلب معها الخوف من المجاعة. وأخیرا، قرّر أهل القریة الذین أدرکوا وعود الحکومة الکاذبة ببناء سد فی المنطقة لتخفیف الجفاف. قلیلا ما استخدم المؤلف الاقتباس المباشر کأداة لإنشاء العالم الفرعی فی البعد الإشاری؛ ولکن العناصر المستخدمة مؤثرة، وتمّ اختیارها لتناسب سیاق الروایة. إن الاسترجاعات والاستباقات الزمنیة فی الروایة تعتمد على البیئة وموضوع الروایة، ومن خلال الجمع بین الحنین؛ الذی ذکر الأیام السعیدة لطیبة، وبین الأمل؛ الأمر الذی یثیر الرغبة فی خلق الظروف المواتیة لهذه القریة. إن العالم الفرعی فی بعد الرؤیة مبنیة على التمنی ولم تبتعد کثیراً عن دائرة الواقعیة، وقد عکس المؤلف هذه التمنیات والآمال فی الروایة منتبهاً إلى القضایا الصغیرة والتابعة لطبیعة طیبة کما یتمّ التعبیر عن بعد المعرفة مبنیة على المعتقدات أیضًا بطریقة محدودة وواقعیة. وتجنب المؤلف النظرة العالمیة العمیقة والأفکار السامیة، واعتمدت المعتقدات على العناصر الحقیقیة للروایة، وتمّ التعبیر عنها بطریقة خارج النص. وتعتمد العوالم الفرعیة ذات الرؤیة القائمة للأهداف على أسلوب الواقعیة بطریقة محدودة، ویتم التعبیر عنها بأهداف عادیة. وقد حقق المؤلف هذه الأهداف فی باطن الروایة استکمالا للأحداث الثانویة التی تضمنتها الروایة والمؤثرة فی تقدم السرد، ومن خلاله أوضح مبدأ تبریر الأحداث والأفعال. إن دراسة هذا العالم تؤدی إلى اکتشاف وفهم العوامل الخفیة المؤثرة وصناعة المعنى على المستوى السردی.


الإنجازات: تُظهِر النتائج أنّ الکاتب یوظّف العوالم التحت‑شمولیة فی السرد بوصفها أداة لتجسید تصوّرات مثالیة تتجاوز البعد المخیف للطبیعة، مع الاحتفاظ بطابعها الطاهر، ولإیصال جملة من الأفکار البیئیة والإنسانیة. وتشکل القضایا الاحتمالیة المنبثقة من هذه العوالم الفرعیة جزءًا محدودًا من البنیة المعرفیة للعالم الروائی فی روایة «النهایات». وقد اعتمد الکاتب فی سرد الأحداث على آلیة دقیقة، منسجمة وواقعیة، الأمر الذی یجعل القضایا المشوبة بالشک نادرة الظهور فی المستوى الحکائی. وعندما تظهر هذه القضایا، فإنها ترتبط غالبًا بأحداث سردیة جزئیة لم تبلغ بعد درجة الحسم الدلالی. فی المقابل، فإن هیمنة العوالم القطعیة الحاملة للحقیقة داخل الروایة، إلى جانب التزام الکاتب بقضایا متجذّرة مثل الجوع وتداعیاته الاجتماعیة، ودور المطر فی الخصوبة، والانشغالات البیئیة، أسهمت فی ارتفاع وتیرة القضایا القطعیة. ویکشف هذا النسق بوضوح أنّ الکاتب یتعمّد بناء عالم دلالی مهیمن منخفض الالتباس، ویستثمر العوالم التحت‑شمولیة أساسًا لتعزیز المعانی القیمیة والإیدیولوجیة، لا لإنتاج الغموض السردی أو زعزعة الیقین التأویلی.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • نظریة العالم النص
  • العوالم الفرعیة
  • بول ورث
  • عبد الرحمن منیف
  • النهایات
استاکول، پیتر (1393ش). بوطیقای شناختی. لیلا صادقی (مترجم). تهران: انتشارات مروارید.
راسخ‌مهند، محمد (1397ش). درآمدی بر زبانشناسی شناختی. چاپ هفتم، تهران: انتشارات سمت.
صادقی اصفهانی، لیلا (1389ش). بررسی عناصر جهان متن براساس رویکرد بوطیقای شناختی در یوزپلنگانی که با من دویده‌اند اثر بیژن نجدی. نقد ادبی، 3(10)، 115-142. https://lcq.modares.ac.ir/article_18489.html
صادقی، لیلا (1400ش). نقد ادبی با رویکرد شناختی، ج 2. تهران: لوگوس.
طلایی، زینب و عباسی، حبیب‌الله ( 1399ش). نظریه جهان متن در روایت بیهقی. نقد ادبی و بلاغت، 9(2)، 85-103. 103. https://doi.org/10.22059/jlcr.2019.289426.1339
عبدالله، محمدحسن (2005م). الواقعیة فی الروایة العربیة. قاهره: الهیئة المصریة العامة للکتاب.
گلفام، ارسلان، روشن، بلقیس و شیررضا، فرزانه (1393ش). کاربرد «نظریۀ جهان متن» در شناسایی عناصر سازنده متن روایی داستان شازده احتجاب؛ بر مبنای رویکرد شعرشناسی شناختی. جستارهای زبانی، 5(5)، 183-206. https://lrr.modares.ac.ir/article_6348.html
منیف، عبدالرحمن (2016م). النهایات. الطبعة الرابعة عشرة، بیروت: المؤسسة العربیة للدراسات والنشر.
نابلسی، شاکر (1991م). مدار الصحراء: دراسة فی أدب عبدالرحمن منیف. بیروت: المؤسسة العربیة للدراسات والنشر.
  • تاریخ دریافت 28 اردیبهشت 1404
  • تاریخ بازنگری 18 دی 1404
  • تاریخ پذیرش 26 شهریور 1404