دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

رازهای پنهان شخصیت در رمان «النبیذة»؛ تحلیلی با رویکرد کارن هورنای

10.48308/jalc.2026.240945.1410

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: رمان النبیذة، اثر إنعام کجه‌جی، ابعاد روان‌شناختی و اجتماعی شخصیت‌های خود را به‌ تصویر می‌کشد. این رمان روایتگر زندگی پیچیدۀ تاج‌الملوک، بانوی سالخوردۀ عراقی است که در بستر تحولات تاریخی و اجتماعی تجربه‌های هویتی گوناگونی را از سر می‌گذراند. این اثر زمینه‌ای مناسب برای تحلیل چگونگی رویارویی افراد با محیط‌های چالش‌برانگیز فراهم می‌آورد. کارن هورنای، روان‌شناس برجسته، بر کنش‌ها و ارتباط فرد با جامعه تمرکز دارد. رویکرد او تأکید می‌کند که افراد در مواجهه با از دست ‌دادن امنیت روحی و روانی خویش، برای محافظت از خود، گرایش‌های روان‌رنجور را بروز می‌دهند. نظریۀ هورنای اضطراب اساسی را محور اصلی شکل‌گیری شخصیت می‌داند. این اضطراب که از تجربیات نامطلوب کودکی و محیط خصمانه سرچشمه می‌گیرد، افراد را به‌سمت توسعۀ راهبردهای دفاعی روان‌رنجورانه سوق می‌دهد. این راهبردها شامل سه گرایش اصلی «حرکت به‌سوی مردم» (انطباق)، «حرکت علیه مردم» (پرخاشگری) و «حرکت به‌دور از مردم» (جدایی) است. مفاهیمی همچون «خود ایدئال» (تصور غیرواقعی از خود) و «خود واقعی» (هستۀ اصیل فرد) و «استبداد بایدها» نیز به تبیین رفتارهای روان‌رنجورانه کمک می‌کنند. این پژوهش درصدد پاسخ به این پرسش است که شخصیت‌های رمان النبیذة، برای بقا در دنیایی خصمانه، چگونه راهبردهای دفاعی روان‌شناختی را به‌ کار می‌گیرند و توسعه می‌دهند و چه تأثیری بر «خود واقعی» آنان می‌گذارد. انتخاب این رمان مهم است؛ زیرا توصیف آن از «دنیایی خصمانه» مستقیماً با فرض بنیادین هورنای مبنی بر ریشه‌ گرفتن اضطراب اساسی از «محیط خصمانه» همسو است. اهمیت پژوهش در آن است که تحلیل شخصیت‌ها از منظر نظریۀ هورنای درک عمیق‌تری از انگیزه‌ها و تعارضات آن‌ها فراهم می‌آورد و فرصتی برای کاوش عمیق‌تر در روان انسان و روشن شدن چگونگی حرکت او بین سه گرایش روان‌رنجورانه فراهم می‌سازد.
روش‌شناسی: پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی انجام شده است. این رویکرد شامل بررسی دقیق روایت و شخصیت‌های رمان النبیذة و سپس بررسی رفتارهای معنادار آن‌ها بر اساس نظریۀ هورنای است. تمرکز اصلی پژوهش بر مفاهیمی همچون شناسایی اضطراب اساسی، تجلی سه گرایش روان‌رنجورانه، شکل‌گیری «خود ایدئال»، سرکوب «خود واقعی» و تأثیر «استبداد بایدها» در رفتارها و انگیزه‌های شخصیت‌ها و بررسی زندگی‌های چندگانه و تجربیات تاج‌الملوک و سایر شخصیت‌های تأثیرگذار در بستر تحولات تاریخی و اجتماعی است.
بحث و تحلیل: تحلیل شخصیت‌ها در رمان النبیذة، بر اساس نظریۀ کارن هورنای، لایه‌های عمیقی از پویایی‌های روان‌شناختی آن‌ها را آشکار می‌سازد. در این رمان، مفاهیم اصلی هورنای شامل اضطراب بنیادی (احساس انزوا و درماندگی در دنیایی خصمانه)، سه گرایش روان‌رنجورانه (حرکت به‌سوی مردم برای جلب محبت، حرکت علیه مردم برای قدرت‌طلبی و حرکت به‌دور از مردم برای استقلال)، «خود ایدئال» (تصویری غیرواقعی از خود)، «خود واقعی» (هستۀ اصیل فرد) و «استبداد بایدها» (فشارهای درونی) به‌روشنی مشاهده می‌شود. شخصیت‌های رمان، در واکنش به تجربیات آسیب‌زای کودکی و محیط‌های اجتماعی ـ سیاسی دشوار، راهبردهای دفاعی پیچیده‌ای را برای بقا به کار می‌برند. این راهبردها اغلب شامل ترکیبی سیال از گرایش‌های روان‌رنجورانه است که به آن‌ها امکان می‌دهد در شرایط ناپایدار دوام بیاورند. بااین‌حال، این سازگاری‌ها به‌طور معمول به قیمت پنهان ماندن اضطراب اساسی عمیق و دور شدن از «خود واقعی» تمام می‌شود و آن‌ها را در چرخه‌ای از نیاز به تأیید خارجی و فشارهای درونی گرفتار می‌سازد. رمان طیف گسترده‌ای از این رفتارها را به تصویر می‌کشد؛ از پرخاشگری آشکار و تلاش برای سلطه تا جست‌وجوی حمایت از چهره‌های قدرتمند و حفظ فاصلۀ عاطفی. در مقابل این الگوهای دفاعی، برخی روابط در داستانْ نمادی از ارتباط اصیل و امکان دستیابی به «خود واقعی» را ارائه می‌دهند که راهی برای رهایی از این چرخه‌های روان‌رنجورانه است.
دستاوردها: تحلیل شخصیت‌های رمان النبیذة از دیدگاه هورنای نشان می‌دهد که اضطراب اساسی، که ریشه در تجربه‌های تلخ کودکی و فضای پرتنش رشد دارد، عامل اصلی شکل‌گیری و جهت‌دهی به گرایش‌های روان‌رنجورانۀ آن‌هاست. این پژوهش آشکار می‌سازد که شخصیت‌ها، برای مقابله با این اضطراب، چگونه سازگاری‌های پیچیده‌ای را توسعه می‌دهند که اغلب شامل ترکیبی سیال از گرایش‌های «حرکت علیه مردم»، «حرکت به‌سوی مردم» و «حرکت به‌دور از مردم» است. این انعطاف‌پذیری، با اینکه به آن‌ها امکان بقا و موفقیت در محیط‌های ناپایدار را می‌دهد، درنهایت مانع یکپارچگی کامل «خود واقعی»شان می‌شود و آن‌ها را در چرخه‌ای از «استبداد بایدها» و نیاز به تأیید خارجی به دام می‌اندازد. نوشتار پیش رو نشان می‌دهد که محیط‌های پیرامونی و روابط بین‌فردی نقش مهمی در شکل‌گیری و توسعۀ این گرایش‌های روان‌رنجورانه در شخصیت‌ها ایفا می‌کنند. همچنین، وجود ارتباطات اصیل در داستان تضادی با الگوهای روان‌رنجورانه ایجاد می‌کند و مسیری بالقوه برای رهایی و خودشکوفایی فراهم می‌سازد. به‌طور کلی، رمان النبیذة، بر اساس نظریۀ هورنای، به‌عنوان مطالعۀ موردی غنی از چگونگی تأثیر متقابل شرایط فرهنگی ـ اجتماعی (مانند جنگ و استبداد) و پویایی‌های بین‌فردی در شکل‌گیری شخصیت و بروز روان‌رنجوری عمل می‌کند. این تحلیل نشان می‌دهد که چگونه شخصیت‌ها، برای بقا در دنیایی خصمانه، راهبردهای دفاعی پیچیده‌ای را توسعه می‌دهند؛ اما این دفاع‌ها اغلب به قیمت ازخودبیگانگی و سرکوب «خود واقعی» تمام می‌شود. بااین‌حال، این پژوهش پیام پنهان اما قدرتمندی از امید را نیز منتقل می‌سازد و باور هورنای به توانایی ذاتی انسان برای رشد و خودشکوفایی را حتی پس از زخم‌های عمیق روان‌شناختی تأیید می‌کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

The Hidden Secrets of Personality in the Novel Al-Nabitha; An Analysis Based on Karen Horney’s Approach

نویسندگان English

hussein elyasi mofrad 1
hoda rezaei 2
1 Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Lorestan University, Khorramabad, Iran.
2 Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Razi University, Kermanshah, Iran.
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: The novel Al-Nabithah by Inaam Kachachi portrays the psychological and social dimensions of its characters. The novel narrates the multilayered and complex life of Taj al-Muluk, an elderly Iraqi woman who experiences diverse identity transformations within the context of historical and social upheavals. This work provides an appropriate ground for analyzing how individuals confront challenging environments. Karen Horney, a prominent psychologist, focuses on individuals’ actions and interactions within society and asserts that the loss of psychological and emotional security leads to the emergence of neurotic tendencies as self-protective mechanisms. Horney’s theory posits “basic anxiety” as the central factor in personality formation. This anxiety—stemming from adverse childhood experiences and a threatening or hostile environment—drives individuals toward the development and expansion of neurotic defensive strategies. These strategies include three primary tendencies: “moving toward people” (compliance), “moving against people” (aggression), and “moving away from people” (detachment). Concepts such as the “ideal self” (an unrealistic self-image), the “real self” (the authentic core of the individual), and the “tyranny of the shoulds” also contribute to explaining neurotic behaviors. This study investigates the question of how characters of the novel Al-Nabithah utilize and develop psychological defensive strategies in order to survive in a “hostile world”, and what impact these strategies have on their real self. The selection of this novel is particularly significant because its depiction of a hostile world directly corresponds with Horney’s fundamental premise that basic anxiety arises from a threatening and “hostile environment”. The importance of this research lies in the fact that analyzing the characters through the lens of Horney’s theory provides a deeper understanding of their motivations and conflicts, while also offering an opportunity for a more profound exploration of the human psyche and to clarify how individuals shift among the three neurotic tendencies.
Methodology: The study adopts a descriptive–analytical methodology. First, the narrative and characters in the novel Al‑Nabithah are examined closely. Then, their meaningful behaviors are analyzed based on Horney’s theory. Special attention is given to identify basic anxiety, manifestations of the three neurotic tendencies, formation of the ideal self, the suppression of the real self, and the influence of the tyranny of the shoulds on the characters’ behaviors and motivations. The analysis also considers the multiple lives and experiences of Taj al‑Muluk and other influential characters within the context of historical and social transformations
Discussion and Analysis: Analyzing the characters in Al‑Nabithah through Horney’s theory reveals profound layers of their psychological dynamics. In this novel, Horney’s key concepts—including basic anxiety (a feeling of isolation and helplessness in a hostile world), the three neurotic tendencies (moving toward people to gain affection, moving against people to seek power, and moving away from people to achieve independence), the ideal self (an unrealistic self-image), the real self (the individual’s authentic core), and the tyranny of the shoulds (internal pressures)—are clearly observable. In response to traumatic childhood experiences and difficult socio-political environments, the characters discover complex defensive strategies for survival. These strategies often consist of a fluid combination of neurotic tendencies, allowing the characters to endure unstable conditions. However, these adaptations usually come at the cost of concealing deep basic anxiety and distancing themselves from their real self, trapping them in a cycle of seeking external validation and internal pressures. The novel portrays a wide spectrum of such behaviors—from overt aggression and attempts at domination to seeking support from powerful figures and maintaining emotional distance. In contrast to these defensive patterns, some relationships in the story symbolize authentic connection and the possibility of accessing the real self, thereby suggesting a path toward liberation from neurotic cycles.
Findings: The analysis of the characters in Al-Nabithah from Horney’s perspective indicates that basic anxiety—rooted in painful childhood experiences and tense environment of upbringing—is the primary factor shaping and directing their neurotic tendencies. This study reveals how the characters develop complex adaptions to cope with this anxiety, often involving a fluid combination of the tendencies of moving against people, moving toward people, and moving away from people. Although this flexibility enables the characters to survive and even succeed in unstable environments, it ultimately prevents the full integration of their real self and traps them in a cycle of the tyranny of the shoulds and the need for external validation. The present study also demonstrates that surrounding environments and interpersonal relationships play a significant role in the formation and expansion of these neurotic tendencies among the characters. At the same time, the presence of authentic relationships in the narrative creates a contrast with neurotic patterns and offers a potential path toward liberation and self-actualization. Overall, viewed through Horney’s theoretical framework, Al-Nabithah represents a valuable case study illustrating the interaction between cultural and social conditions—such as war and authoritarianism—and interpersonal dynamics in shaping personality and the manifestation of neurosis. This analysis shows that although the characters develop and expand complex defensive strategies in order to survive in a hostile world, these defenses often lead to alienation and the suppression of the real self. Nevertheless, the study also conveys a subtle yet powerful message of hope, reaffirming Horney’s belief in the inherent human capacity for growth and self-realization even after deep psychological wounds.

کلیدواژه‌ها English

  • Personality analysis
  • psychoanalysis
  • Karen Horney
  • Inaam Kachachi
  • Al-Nabithah

عنوان مقاله العربیة

الأسرار الخفیّة للشخصیّة فی روایة «النبیذة»؛ تحلیل فی ضوء منهج کارن هورنای

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: تُعدّ روایة النبیذة للکاتبة إنعام کجه‌جی عملاً سردیاً غنیاً یُبرز الأبعاد النفسیة والاجتماعیة العمیقة لشخصیاته، حیث تقدّم تصویراً دقیقاً لتعقیدات النفس الإنسانیة فی ظلّ تحوّلات تاریخیة واجتماعیة قاسیة. وتتناول الروایة الحیاة المرکّبة لتاج ‌الملوک، المرأة العراقیة المسنّة، التی تعیش سلسلة من التحوّلات الوجودیة والهویّاتیة المتعدّدة، متأثرةً بالأحداث السیاسیة والاجتماعیة المتلاحقة التی مرّ بها المجتمع العراقی. ومن خلال هذا المسار السردی، تتیح الروایة مجالاً واسعاً لتحلیل کیفیة تکیّف الفرد مع البیئات العدائیة والضاغطة، و کیف یطوّر آلیات دفاعیة نفسیة تُمکّنه من الاستمرار والبقاء. ترکّز کارِن هورنای، بوصفها إحدى أبرز منظّری علم النفس التحلیلی الاجتماعی، على العلاقة التفاعلیة بین الفرد والمجتمع، وتؤکّد أنّ الاضطرابات النفسیة لا تنبع فقط من دوافع داخلیة، بل تتشکّل أیضاً فی سیاق اجتماعی وثقافی ضاغط. وترى هورنای أنّ فقدان الإحساس بالأمن النفسی والعاطفی یدفع الفرد إلى تبنّی أنماط سلوکیة عصابیة بوصفها وسائل دفاعیة تحمی الذات من التهدید والانهیار. وتضع هورنای مفهوم «القلق الأساسی» فی صمیم نظریتها حول تکوین الشخصیة، إذ ترى أنّ هذا القلق ینشأ نتیجة تجارب الطفولة المؤلمة، والمعاملة القاسیة، والعیش فی بیئات تتّسم بالعداء أو الإهمال، ممّا یولّد شعوراً دائماً بالعزلة والعجز فی مواجهة العالم. وانطلاقاً من هذا القلق، یطوّر الأفراد استراتیجیات دفاعیة عصابیة تتجلّى فی ثلاث نزعات رئیسة: «الحرکة نحو الناس» التی تقوم على التکیّف وکسب المحبّة والقبول، و«الحرکة ضدّ الناس» التی تتمثّل فی العدوانیة والسعی إلى القوّة والسیطرة، و«الحرکة بعیداً عن الناس» التی تعبّر عن الانسحاب والبحث عن الاستقلال وتجنّب العلاقات. کما تسهم مفاهیم أخرى فی تفسیر السلوک العصابی، مثل «الذات المثالیة» التی تمثّل صورة متخیّلة وغیر واقعیة عن الذات، و«الذات الحقیقیة» التی تعبّر عن الجوهر الأصیل للفرد، إضافة إلى مفهوم «استبداد الواجبات» الذی یشیر إلى الضغوط الداخلیة القهریة التی یفرضها الفرد على نفسه. یهدف هذا البحث إلى الإجابة عن السؤال الآتی: کیف تطوّر شخصیات روایة النبیذة هذه الاستراتیجیات الدفاعیة من أجل البقاء فی عالم عدائی؟ وما أثر ذلک فی تماسک «الذات الحقیقیة» أو تهمیشها؟ وتکمن أهمیة اختیار هذه الروایة فی أنّ تصویرها لعالم قاسٍ ومعادٍ ینسجم بوضوح مع الفرضیة المرکزیة لهورنای التی ترى أنّ القلق الأساسی متجذّر فی البیئة العدائیة. کما تتجلّى أهمیة البحث فی إسهامه فی تعمیق فهم الدوافع النفسیة والصراعات الداخلیة للشخصیات، وإیضاح کیفیة تنقّلها بین النزعات العصابیة الثلاث.


المنهجیّة: یعتمد البحث المنهج الوصفی – التحلیلی، إذ یتمّ أولاً تحلیل البناء السردی والشخصیات الرئیسة فی روایة النبیذة، ثمّ دراسة السلوکیات والدوافع النفسیة لهذه الشخصیات فی ضوء نظریة کارِن هورنای. ویرکّز التحلیل على تشخیص مظاهر القلق الأساسی، وتحدید تجلّیات النزعات العصابیة الثلاث، وتحلیل آلیات تشکّل «الذات المثالیة» وقمع «الذات الحقیقیة»، إضافة إلى دراسة تأثیر «استبداد الواجبات» فی توجیه السلوک والدوافع. کما یتناول البحث الحیوات المتعدّدة والتجارب الوجودیة لتاج ‌الملوک وسائر الشخصیات المؤثّرة، فی سیاق التحوّلات التاریخیة والاجتماعیة التی شکّلت ملامح حیاتهم ومساراتهم النفسیة.


المناقشة والتحلیل: یکشف تحلیل شخصیات روایة النبیذة وفق نظریة کارِن هورنای عن مستویات عمیقة من التعقید النفسی والدینامیات الداخلیة. إذ تظهر بوضوح مفاهیم القلق الأساسی بوصفه إحساساً دائماً بالعزلة والتهدید فی عالم غیر آمن، کما تتجلّى النزعات العصابیة الثلاث فی سلوکیات الشخصیات وتفاعلاتها المختلفة. فبعض الشخصیات تمیل إلى «الحرکة نحو الناس» من خلال البحث عن الحمایة والدعم، فی حین یتجلّى لدى شخصیات أخرى نمط «الحرکة ضدّ الناس» عبر السعی إلى القوّة والهیمنة، بینما تختار شخصیات ثالثة «الحرکة بعیداً عن الناس» کوسیلة للحفاظ على الاستقلال وتجنّب الأذى العاطفی. وتُظهر الروایة أنّ هذه النزعات لا تظهر غالباً بصورة منفصلة، بل تتداخل وتتشکّل فی مزیج مرن ومتغیّر، یسمح للشخصیات بالتکیّف مع ظروف اجتماعیة وسیاسیة شدیدة الاضطراب. غیر أنّ هذه الاستراتیجیات الدفاعیة، على الرغم من دورها فی ضمان البقاء، غالباً ما تؤدّی إلى تعمیق القلق الأساسی وإلى الابتعاد التدریجی عن «الذات الحقیقیة»، ممّا یُبقی الشخصیات أسیرة الحاجة المستمرّة إلى الاعتراف الخارجی والخضوع لضغوط «استبداد الواجبات». وفی مقابل هذه الأنماط الدفاعیة، تطرح الروایة بعض العلاقات الإنسانیة الأصیلة التی تمثّل إمکانیة نادرة للتواصل الحقیقی، وتفتح أفقاً للتحرّر من الدوائر العصابیة واستعادة التوازن النفسی.


الإنجازات: تبیّن نتائج البحث أنّ القلق الأساسی، المتجذّر فی تجارب الطفولة القاسیة والبیئات المشحونة بالعنف والاضطراب، یُعدّ العامل الحاسم فی تشکیل النزعات العصابیة لشخصیات روایة النبیذة وتکشف الدراسة کیف تطوّر الشخصیات استراتیجیات دفاعیة معقّدة، غالباً ما تجمع بصورة دینامیکیة بین النزعات الثلاث، من أجل التکیّف مع واقع غیر مستقرّ. وعلى الرغم من أنّ هذه المرونة النفسیة تمکّن الشخصیات من الاستمرار والبقاء، فإنّها تعیق فی نهایة المطاف تحقّق التکامل النفسی الکامل وتؤدّی إلى تهمیش «الذات الحقیقیة». کما یبرز البحث الدور المحوری للبیئة الاجتماعیة والعلاقات بین الأفراد فی توجیه هذه النزعات العصابیة وتکریسها. وفی الوقت نفسه، تسلّط الروایة الضوء على إمکانات التعافی والنموّ من خلال العلاقات الأصیلة، بما ینسجم مع إیمان هورنای بالقدرة الفطریة للإنسان على التغییر وتحقیق الذات، حتى بعد التعرّض لصدمات نفسیة عمیقة.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • تحلیل الشخصیة
  • التّحلیل النّفسی
  • کارین هورنای
  • إنعام کجه جی
  • النبیذة
امیری، جهانگیر و جمشیدی، فرشته (1402ش). تحلیل روان‎کاوانۀ شخصیت فؤاد حلمی در رمان لیلة النهر در پرتو نظریۀ کارن هورنای. مجلۀ علمی انجمن ایرانی زبان و ادبیات عربی، 19(66)، 155-174.
بدیعی‌فرد، فاطمه و صادقی، مریم (1397ش). بررسی مؤلفه‌های شخصیت پرخاشگر براساس نظریۀ کارن هورنای در داستان‌های جمال‌زاده و هدایت با تکیه بر داستان‏های آدم ‌بدنام و علویه ‌خانم. فصلنامه مطالعات فرهنگ ارتباطات، 19(44)، 99-118.  https://doi.org/10.22083/jccs.2018.129404.2419
بهنام‌فر، محمد و طلایی، زینب (1393ش). نقد روان‌شناختی شخصیّت در رمان سالمرگی بر مبنای نظریّة کارن هورنای. متن‌پژوهی ادبی، 18(62)، 175-193.  20.1001.1.22517138.1393.18.62.7.0
شولتز، دوان پی و شولتز، سیدنی الن (1400ش). نظریه‌های شخصیت. یحیی سیدمحمدی (مترجم). چاپ چهل‌وپنجم. تهران: نشر ویرایش.
علمی، رقیه (1397ش). بررسی بن‌مایه‌های سیاسی-اجتماعی رمان النبیذة اثر انعام کجه‌جی. پایان‌نامۀ دکتری. دانشگاه شهید مدنی آذربایجان.
علیزاده، نرگس، امین‌مقدسی، ابوالحسن و همایونی، سعدالله (1403ش). واکاوی انتقادی گفتمانِ هویت در رمان «بازمانده». ادب عربی، 17(1)، 89-110. https://doi.org/10.22059/jalit.2024.373578.612802
فیست، جس، فیست، گریگوری جی، آن رابرتس، تامی (1400ش). نظریه‌های شخصیت. یحیی سیدمحمدی (مترجم). چاپ بیست‌ویکم، تهران: نشر روان.
کجه‌جی، إنعام (2018م). روایة النبیذة. الطبعة الأولی، العراق: مکتبة الفکر الجدید.
ون در کولک، باسل (1400ش). بدن حساب خاطرات را نگاه می‌دارد: مغز، ذهن و بدن در درمان تروما. مهسا فرزام‌نیا (مترجم). تهران: انتشارات ارجمند.
هورنای، کارن (۱۳۹۲ش). تضادهای درونی ما. محمدجعفر مصفا (مترجم). تهران: بهجت.
هورنای، کارن (1397ش). روان‌نژندی و رشد آدمی: ستیز در راه خودیابی. اسماعیل فصیح (مترجم). تهران: اساطیر.
هورنای، کارن (1401ش). عصبیت و رشد انسان. سیمین موحد (مترجم). تهران: نشر مرکز.
  • تاریخ دریافت 15 مرداد 1404
  • تاریخ بازنگری 11 مهر 1404
  • تاریخ پذیرش 20 مهر 1404