دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

بازنمایی نحوۀ تعامل سطوح روایی در ژانر تریلر جاسوسی بر اساس نظریۀ روایت‌شناسی ژرار ژنت؛ مطالعۀ موردی داستان «بریق الماس» اثر نبیل فاروق

10.48308/jalc.2026.241072.1412

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

گروه آموزش زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: روایت‌شناسی، یکی از شاخه‌های وابسته به ساختارگرایی، دانشی است که مجموعه‌ای از قوانین کلی دربارۀ گونه‌های داستانی و روایی را در بر می‌گیرد. این دانش، با بهره‌گیری از اصول ساختاری، به سازمان‌دهی عناصر داستان به‌منظور تحقق اهداف مؤلف می‌پردازد. در متن روایت، اجزایی همچون شخصیت‌ها، موضوع، زاویۀ دید، واژه‌ها و تصاویر کارکرد نشانه‌ای دارند. درحالی‌که‌ بیشتر روایت‌شناسان در تعریف ماهوی روایت هم‌داستان‌اند، برداشت‌ها و خوانش‌های گوناگونی از آن عرضه کرده‌اند. در این میان، ژرار ژنت، نظریه‌پرداز برجستۀ فرانسوی، تحت تأثیر جریان ساختارگرایی، در اثر خود با عنوان گفتمان روایی چارچوبی تازه و نظام‌مند از روایت‌شناسی را معرفی کرده است. او روایت را در سه سطح متمایز داستان، روایت و روایتگری بررسی می‌کند. از نگاه ژنت، داستان به توالی واقعی حوادث اطلاق می‌شود، درحالی‌که روایتْ چگونگی بازنمود همان رویدادها در متن است. تعامل این سه سطح از طریق سه مقولۀ بنیادین زمان، وجه و لحن صورت می‌گیرد. مقولۀ زمان به بررسی نسبت میان زمان رخدادها و زمان روایت اختصاص دارد؛ وجه گونه‌ها و درجات روایی را مشخص می‌کند و لحن به کنش گفتاری راوی توجه دارد و در پی کشف صدای روایتگر است. با تکیه بر این چارچوب نظری، می‌توان بررسی کرد که عناصر روایی در ژانر جاسوسی چگونه عمل می‌کنند. ژانر جاسوسی یکی از خرده‌ژانرهای ادبیات پلیسی یا جنایی است که در آن روایت، به‌جای قتل، بر محور جرم‌های پنهانی مانند قاچاق و آدم‌ربایی یا جرم‌های سیاسی می‌چرخد و معمولاً قهرمان قصه یک جاسوس کارکشته است که مأموریتش را در کشوری خارجی انجام می‌دهد. این ژانر اغلب با خرده‌ژانر دیگر ادبیات جنایی، یعنی ژانر تریلر یا دلهره‌آور، درمی‌آمیزد. ویژگی بارز داستان تریلر هیجان و تعلیقات نفس‌گیر است. ترکیب این دو گونه در یک روایت موجب جذابیت و استحکام بیشتر ساختار پیرنگ می‌شود. هدف از این پژوهش واکاوی چگونگی تعامل سطوح روایی در یکی از داستان‌های ژانر جاسوسی ادبیات عربی بر اساس مؤلفه‌های مهم دیدگاه ژنت یعنی زمان، وجه و لحن روایی است. نام داستان مورد پژوهش بریق الماس است. این روایت کوتاه اثر نبیل فاروق نویسندۀ برجستۀ مصری است که آثار فراوانی در زمینۀ ادبیات پلیسی و علمی ـ تخیلی دارد. علت انتخاب داستان تریلر جاسوسی گسترش روزافزون توجه و علاقۀ نویسندگان و مخاطبان در جهان عرب به این ژانر و نیز نشان دادن انطباق این سبک جدید داستانی با ساختار روایت است.
روش­‌شناسی: در این جستار نگارندگان کوشیده‌اند، با رویکردی تحلیلی، خوانشی ساختارگرایانه از روایت بریق الماس بر اساس نظریۀ ژرار ژنت ارائه دهند تا در وهلۀ نخست، میزان تبعیت یک داستان ژانر جاسوسی را از اصول حاکم بر ساختار روایت مشخص کنند؛ سپس، چگونگی برقراری ارتباط بین سطوح سه‌گانۀ روایت توسط مؤلفه‌های مدنظر ژنت را تبیین نمایند.
بحث و تحلیل: این پژوهش کوشیده است چارچوب نظری خود را بر مبنای الگوی روایی ژرار ژنت استوار سازد. در این الگو، روایت همچون ساختاری نظام‌مند در نظر گرفته می‌شود که به سه سطح متمایزِ داستان، متن روایی و روایتگری (کنش راوی) تقسیم می‌گردد. شیوه‌های تحلیل تعامل میان این سطوح از رهگذر سه مقولۀ بنیادین زمان، وجه و لحن روایی مورد تبیین و بررسی قرار می‌گیرد. بر اساس الگوی مذکور، وظیفۀ زمان روایی ایجاد ارتباط بین دو سطح داستان و روایت است که این کار را از طریق نظم، تداوم و بسامد روایت انجام می‌دهد. طبق بررسی‌ها، نظم روایت اصلی داستان بریق الماس در یک خط زمانی مستقیم و همگام با نظم داستان پیش می‌رود و به‌ندرت دچار زمان‌پریشی گذشته‌نگر یا آینده‌نگر می‌شود. سرعت حرکت روایت نیز، به‌خاطر دوری از درنگ و اتکا به نمایش در غالب داستان، به‌موازات سرعت داستان در حرکت است؛ درعین‌حال، حذف بخش‌هایی از رخدادهای داستان در روایت در فاصلۀ بین خرده‌روایت‌ها به سرعت آن افزوده است. از نظر بسامد رخدادهای داستان در روایت، بریق الماس روایتی تک‌محور است و روایت بازانجام یا مکرر سهم چندانی در آن ندارد. کارکرد لحن روایی برقراری تعامل بین هر سه سطح داستان، روایت و روایتگری است؛ چراکه روایتگر مکان و زمان روایت داستان را به‌وسیلۀ آن مشخص می‌کند. کلیت داستان بریق الماس از لحاظ مکان روایتی برون‌داستانی است؛ زیرا راوی از زاویۀ دید دانای‌ کل نمایشی به داستان نگریسته و آن را روایت می‌کند. از نظر زمانی نیز، این داستان پسازمانی است؛ چراکه روایتگر رخدادهای داستان را پس از وقوع روایت می‌کند. وجه روایی وظیفۀ ارتباط بین دو سطح داستان و روایتگری را بر عهده دارد. در این داستان، راوی با انتخاب شکل روایی نقل و نمایش و شیوۀ گفتار مستقیم توانسته است فاصلۀ بین این دو سطح را کم کند. همچنین، استفادۀ راوی از چشم‌انداز همسان یا کانون درونی باعث شده است روایتگر دید محدودی به داستان داشته باشد. درواقع نویسنده، با گزینش عامدانۀ این چشم‌انداز، نفوذ نکردن راوی به درون شخصیت‌های داستان را وسیله‌ای برای حفظ شکل دراماتیک داستانش قرار داده است، که لازمۀ ژانر تریلر جاسوسی است.
دستاوردها: نتایج به‌دست‌آمده از تحلیل‌ها حاکی از آن است که نویسنده، با گزینش شیوه‌های مناسب، از انواع زمان و لحن و وجه روایی برای افزودن به سرعت و هیجان که لازمۀ ژانر تریلر است بهره برده و اصول دراماتیک داستان جاسوسی را به‌خوبی مراعات کرده است. همین گزینش به‌جای شیوه‌های روایی به نویسنده کمک کرده است اثری زیبا و هم‌تراز با آثار جاسوسی دنیا عرضه کند تا قادر به جذب مخاطب جوان عرب در بین انبوه آثار غربی باشد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

Representing the interaction of narrative levels in the spy thriller genre based on Gerard Genette's narratological theory; A Case Study of the Story 'Bariq Almas' by Nabil Farouk

نویسندگان English

Arezoo Sheydayi Gharehgeshlaghi
Sedigeh Hosseini
Department of Arabic Language and Literature Education, Farhangian University, Tehran, Iran.
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: Narratology, as one of the branches of structuralism, is a discipline that encompasses a set of general principles concerning narrative and literary genres. By relying on structural principles, this field organizes the various elements of a story in order to fulfill the author’s intended purpose. Within a narrative, components such as characters, theme, point of view, diction, and imagery function as semiotic signs. Although most narratologists agree on the fundamental definition of narrative, they have offered diverse interpretations and readings of its nature. Among the prominent figures in this field is the French theorist Gérard Genette, who, under the influence of structuralist thought, introduced a new and systematic framework for narratology in his work Narrative Discourse. He proposed that narrative discourse operates on three distinct levels: story, narrative, and narration. From Genette’s perspective, the “story” refers to the chronological sequence of events as they occurred, whereas the “narrative” denotes the order in which these events are presented within the text. The interaction among these three levels is established through the categories of time, mood, and voice. The category of time examines the relation between story time and narrative time; mood identifies the forms and degrees of narrative representation; and voice is concerned with the narrating act itself, seeking to uncover the presence and identity of the narrative voice. Drawing on this theoretical framework, this paper examines how narrative elements function in the espionage genre. The espionage genre, as a literary category, is considered a subgenre of detective or crime fiction. However, unlike traditional detective fiction, where the plot often revolves around murder investigations, espionage fiction focuses on covert crimes such as smuggling, kidnapping, or politically motivated offenses. The protagonist in espionage narratives is typically a highly skilled spy or secret agent who operates in a foreign country, engaging in undercover missions and espionage activities. This genre often merges with another subgenre of crime fiction, namely the thriller, which is characterized by suspense, intense emotional tension, and high stakes. The combination of espionage and thriller elements creates a rich narrative fabric, enhancing both the appeal and the structural coherence of the plot. The present study aims to investigate how the three narrative levels—story, narrative, and narrating—interact within a short story from the Arabic espionage genre. This investigation is grounded on the key components of Genette’s narrative framework, namely time, mood, and voice. The story selected for analysis is Bariq Almas (The Sparkle of Diamond), a short work by the renowned Egyptian author Nabil Farouk. Farouk is well-known for his prolific contributions to detective and science fiction literature, making his work an ideal candidate for this study. The selection of this particular espionage-thriller story is motivated by the growing interest among Arab writers and readers in this genre, as well as by the opportunity it provides to demonstrate the genre’s compatibility with, and adherence to, structural narrative principles.
Methodology: This study adopts a rigorous analytical approach, offering a structuralist reading of Bariq al-Almas through the theoretical lens of Gérard Genette’s narratological theory. The main aim is first to assess the extent to which an espionage narrative conforms to the general structural principles of narratology. Subsequently, the study seeks to explain how Genette’s components—time, mood, and voice—mediate and shape the relationships among the three narrative levels in the story.
Discussion and Analysis: This study draws upon the theoretical framework of Gérard Genette’s narratological model. Within this framework, narrative is conceived as a structured system divided into three distinct levels: story, narrative text, and narration (the act of the narrator). The modes of analyzing the interaction among these levels are articulated through three fundamental categories, namely time, mood, and voice. The analysis shows that the temporal order of the main narrative in Bariq Almas progresses mostly in a linear fashion, closely paralleling the chronological order of events in the story, with minimal use of analepsis (flashbacks) or prolepsis (flashforwards). The pacing of the narrative is closely aligned with the pace of the story itself, due largely to the avoidance of lengthy narrative pauses and the reliance on scenic presentation, which immerses the reader directly in the unfolding action. Additionally, the omission of certain events between sub-narratives serves to accelerate the tempo and maintain suspense. Regarding frequency, the narrative is essentially single-stranded, with very little reliance on iterative or repetitive narration, which contributes to the overall briskness of the storytelling. Narrative voice establishes interaction among all three levels by situating the narrative in both time and space from the narrator’s unique perspective. In Bariq Almas, the narrative is extradiegetic, meaning that the narrator exists outside the story world and adopts an omniscient, dramatic viewpoint. Temporally, the narration is post-event, recounting events after they have occurred, which allows for a comprehensive and informed narrative voice that can reflect on the actions and motivations of characters. Narrative mood connects the story and narrating levels by shaping how the events are presented to the reader. In this story, the narrator effectively narrows the distance between the two levels by employing scenic narration and direct speech, alongside an internal focalization that restricts the narrator’s insight to certain characters’ perspectives. This technique preserves the dramatic quality essential to the espionage-thriller genre, heightening tension and maintaining reader engagement.
Findings: The analysis indicates that the author’s deliberate selection of temporal, modal, and vocal strategies works synergistically to enhance both speed and suspense, which are key traits of the thriller genre. At the same time, these strategies adhere closely to the dramatic conventions of espionage fiction. This strategic narrative design enables the creation of a polished and compelling work that stands on par with global espionage narratives. Moreover, it is capable of attracting young Arab readers who increasingly seek quality works in this genre amidst a plethora of Western espionage literature.

کلیدواژه‌ها English

  • Espionage genre
  • Narrative time
  • Narrative mood
  • Narrative voice
  • Bariq Almas

عنوان مقاله العربیة

تمثیل کیفیة تفاعل المستویات السردیة فی جنس الروایة التشویقیة الجاسوسیة؛ دراسة حالة لقصة «بریق ‌الماس» للکاتب نبیل فاروق

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: تُعَدّ السردیّات، بوصفها أحد الفروع المنبثقة عن البنیویّة، علماً یضمّ مجموعةً من القوانین العامّة المتعلّقة بالأنواع القصصیّة والسردیّة. ویعنى هذا العلم، بالاستفادة من المبادئ البنیویّة، بتنظیم العناصر المختلفة للنصّ السردی من أجل تحقیق مقاصد المؤلِّف. وفی نص السرد، تؤدّی عناصر مثل الشخصیّات، والموضوع، وزاویة الرؤیة، والألفاظ، والصور، وظائفَ دلالیّةً وإشاریّة. وعلى الرغم من اتفاق معظم السردیّین على تعریف ماهیّة السرد، فإنّهم قدّموا تصوّرات وقراءات متعدّدة له. وفی هذا السیاق، یُعَدّ «جیرار جنیت» من أبرز المنظّرین الفرنسیّین الذین، تأثّروا بالتیّار البنیوی، وقدّم فی کتابه «الخطاب السردی» إطاراً جدیداً ومنظّماً لعلم السرد. إذ یقسّم جنیت السرد إلى ثلاثة مستویات متمیّزة: القصّة، والسرد، والسردیّة (أو فعل الحکی). فمن منظوره، تشیر القصّة إلى التتابع الواقعی للأحداث، فی حین یدلّ السرد على الکیفیّة التی تُعاد بها تمثیل تلک الأحداث داخل النصّ. ویتمّ التفاعل بین هذه المستویات الثلاثة من خلال ثلاث مقولات أساسیّة هی: الزمن، والوجه (الصیغة)، واللحن (الصوت السردی). فمقولة الزمن تُعنى بدراسة العلاقة بین زمن وقوع الأحداث وزمن روایتها، أمّا الوجه فیحدّد أنماط السرد ودرجاته، فی حین یرکّز اللحن على الفعل الکلامی للراوی ویسعى إلى الکشف عن صوت السرد. وفضلاً عن ذلک، فإنّ الاهتمام بهذه المؤلّفات الثلاثة فی تحلیل أیّ نصّ سردی یتیح فهماً أدقّ لآلیّات إنتاج المعنى وکیفیّة تشکّل التماسک النصّی؛ إذ إنّ أیّ تغییر فی زاویة الرؤیة، أو فی الترتیب الزمنی، أو فی أسلوب تمثیل الأحداث، من شأنه أن یؤثّر فی تجربة القارئ وفی مستوى التشویق والجذب السردی. وانطلاقاً من هذا الإطار النظری، یمکن دراسة کیفیّة اشتغال العناصر السردیّة فی جنس أدبیّ مثل أدب التجسّس. ویُعَدّ هذا الجنس أحد الأنواع الفرعیّة للأدب البولیسی أو الجنائی، حیث لا یدور السرد حول جریمة القتل بقدر ما یتمحور حول الجرائم السریّة مثل التهریب، أو الاختطاف، أو الجرائم السیاسیّة، وغالباً ما یکون بطل القصّة جاسوساً محترفاً یؤدّی مهمّته فی بلد أجنبی. کما یمتزج هذا الجنس فی الغالب مع نوع فرعی آخر من الأدب الجنائی، هو أدب الإثارة أو التشویق (الترِیلر)، الذی تتمثّل سِمته البارزة فی التوتّر والتعلیق المشوّق. ویؤدّی الجمع بین هذین النوعین فی سردٍ واحد إلى زیادة جاذبیّة الحبکة وتماسک بنیتها. وقد حظی هذا الجنس فی السنوات الأخیرة بإقبال واسع فی الأدب العربی المعاصر، حیث سعى کثیر من الکتّاب إلى ربطه بالقضایا السیاسیّة والأمنیّة والاجتماعیّة فی العالم العربی؛ ومن هنا، فإنّ تحلیل البنیة السردیّة لمثل هذه الأعمال یمکن أن یقدّم صورة أوضح عن مسار تطوّر الأجناس الأدبیّة الحدیثة فی الأدب العربی. ویهدف هذا البحث إلى تفکیک کیفیّة تفاعل المستویات السردیّة فی إحدى قصص أدب التجسّس العربی، اعتماداً على المؤلّفات الرئیسة فی نظریة جیرار جنیت، وهی: الزمن، والوجه، واللحن السردی. والنصّ الذی اختیر للدراسة هو قصّة «بریق الألماس»، وهی قصّة قصیرة للکاتب المصری البارز نبیل فاروق، المعروف بغزارة إنتاجه فی مجال الأدب البولیسی وأدب الخیال العلمی. وقد جاء اختیار هذه القصّة التشویقیّة التجسّسیّة نتیجةً للاتّساع المتزاید فی الاهتمام بهذا الجنس من قِبَل الکتّاب والقرّاء فی العالم العربی، فضلاً عن الرغبة فی إظهار مدى انسجام هذا الأسلوب القصصی الحدیث مع البنیة السردیّة.



المنهجیّة: سعى الباحثون فی هذه الدراسة، من خلال مقاربة تحلیلیّة، إلى تقدیم قراءة بنیویّة للنصّ السردی «بریق الألماس» فی ضوء نظریة جیرار جنیت، بهدف الکشف أوّلاً عن مدى التزام قصص أدب التجسّس بالمبادئ الحاکمة لبنیة السرد، ثمّ تبیین کیفیّة إقامة العلاقة بین المستویات الثلاثة للسرد عبر المؤلّفات التی حدّدها جنیت. وقد اعتمد البحث المنهج الوصفی–التحلیلی، وتمّ تحلیل النصّ بالترکیز على المحاور الثلاثة لنظریة جنیت، أی: الترتیب الزمنی، والتواتر، والمدّة، وأنواع الوجه السردی، ودرجات اللحن السردی، وذلک من أجل تقدیم صورة شاملة عن آلیّات السرد فی النصّ المدروس.



المناقشة والتحلیل: سعت هذه الدراسة إلى تأسیس إطارها النظری على نموذج جیرار جنیت السردی، الذی ینظر إلى السرد بوصفه بنیةً منظّمة تتکوّن من ثلاثة مستویات متمیّزة: القصّة، والنصّ السردی، وفعل السرد. ویتمّ تحلیل التفاعل بین هذه المستویات عبر ثلاث مقولات أساسیّة هی: الزمن، والوجه، واللحن السردی. وتتمثّل وظیفة الزمن السردی فی إقامة العلاقة بین مستویَی القصّة والسرد، وذلک من خلال النظام، والمدّة، والتواتر. ویتّسم النظام السردی الرئیس فی قصّة «بریق الألماس» بالخطّیّة، إذ یسیر متزامناً مع ترتیب الأحداث فی القصّة، ولا یکاد یلجأ إلى المفارقات الزمنیّة إلا نادراً. کما أنّ سرعة السرد، نتیجة الابتعاد عن الوقفات الوصفیّة والاعتماد على المشهدیّة، تسیر جنباً إلى جنب مع حرکة الأحداث، فی حین یؤدّی حذف بعض الوقائع بین الحکایات الجزئیّة إلى زیادة هذه السرعة. أمّا من حیث التواتر، فإنّ القصّة أحادیّة المحور، ویشغل السرد التکراری حیّزاً محدوداً فیها. أمّا اللحن السردی، فیضطلع بدور الوسیط بین مستویات القصّة، والسرد، وفعل السرد، إذ یتمّ من خلاله تحدید زمان ومکان الروایة. وتُروى قصّة «بریق الألماس»، من حیث الموقع المکانی للسرد، من مستوى خارج-قصصی، ویتولّى الحکیَ راوٍ علیم بزاویة رؤیة موضوعیّة تمثیلیّة. ومن حیث الزمن، فإنّ السرد لاحق؛ إذ تُروى الأحداث بعد وقوعها. ویتولّى الوجه السردی إقامة العلاقة بین مستویَی القصّة وفعل السرد. ففی هذا النصّ، تمکّن الراوی من تقلیص المسافة بین هذین المستویین عبر المزج بین السرد والعرض، والاعتماد على الحوار المباشر. کما أسهم توظیف التبئیر الداخلی فی تقیید معرفة الراوی، حیث لجأ الکاتب، عن قصد، إلى الحدّ من نفاذ الراوی إلى عوالم الشخصیّات الداخلیّة، وجعل ذلک وسیلةً للحفاظ على الطابع الدرامی للنصّ، وهو ما یُعَدّ من المتطلّبات الأساسیّة لجنس الإثارة التجسّسی.



الإنجازات: تبیّن من خلال التحلیلات التی توصّل إلیها هذا البحث أنّ الکاتب قد أحسن توظیف الأنواع المختلفة للزمن، واللحن، والوجه السردی، بما یخدم تسریع الإیقاع وزیادة التوتّر، وهما عنصران جوهریّان فی أدب الإثارة. کما التزم بالمبادئ الدرامیّة لقصّة التجسّس التزاماً واضحاً، وأسهم هذا الاختیار الواعی للأسالیب السردیّة فی تمکینه من تقدیم عمل فنّی رصین یضاهی الأعمال العالمیّة فی هذا المجال، ویستطیع استقطاب القارئ العربی الشاب وسط زخم الإنتاج الغربی.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • الأدب الجاسوسی
  • الزمن السردی
  • الصیغة السردیة
  • النبرة السردیة
  • بریق ‌الألماس
اخوت، احمد (1371ش). دستور زبان داستان. چاپ اول، اصفهان: فردا
اسکولز، رابرت (1379ش). درآمدی بر ساختارگرایی در ادبیات. ترجمۀ فرزانه طاهری. چاپ اول، تهران: آگاه.
الحاج‌ علی، هیثم (2007م). الزمن النوعی و إشکالیات النوع السردی. الطبعة الأولی، بیروت: مؤسسة الانتشار العربی.
اوجبی، علی (1389ش). عیار نقد. چاپ اول، تهران: خانۀ کتاب.
ایگلتون، تری (1380ش). پیشدرآمدی بر نظریۀ نقد ادبی ترجمۀ عباس مخبر. چاپ چهارم، تهران: مرکز.
بنت، اندرو و رویل، نیکولاس (1388ش). مقدمهای بر ادبیات، نقد و نظریه (مفاهیم مهم نقد). ترجمۀ احمد تمیم‌داری. چاپ اول، تهران: پژوهشکدۀ مطالعات فرهنگی و اجتماعی.
بی‌نیاز، فتح‌الله (1394ش). درآمدی بر داستاننویسی و روایتشناسی با اشارهای موجز به آسیبشناسی رمان و داستان کوتاه ایران. چاپ ششم، تهران: افراز.
تایسن، لیس (1387ش). نظریههای نقد ادبی معاصر. ترجمۀ مازیار حسین‌زاده و فاطمه حسینی. چاپ اول، تهران: حکایت قلم نوین.
تودوروف، تزوتان (1382ش) بوطیقای س.اختارگرا ترجمۀ محمد نبوی. چاپ دوم، تهران: آگه.
حبیبی، علی‌اصغر (1393ش). بررسی سه مؤلفه زمانیِ "نظم"، "تداوم" و "بسامد" در رمان «ذاکره الجسد» اثر احلام مستغانمی (بر اساس نظریه زمان روایی ژرار ژنت). زبان و ادبیات عربی، 6(10)، 29-61. https://doi.org/10.22067/jall.v6i10.40961
رسولی، حجت و حسینی شکوه السادات و عدالتی‌نسب، علی (1392ش)، تحلیل زمان روایی رمان «النهایات» عبدالرحمن منیف بر اساس دیدگاه زمانی ژرار ژنت. لسان مبین، 4(12)، 107-127.
شرشار، عبدالقادر (2003م). الروایة البولیسیة، بحث فی النظریة و الأصول التاریخیة و الخصائص الفنیة و أثر ذلک فی الروایة العربیة، الطبعة الأولی، دمشق: اتحاد کتّاب العرب.
فاروق، نبیل (د.ت). بریق الماس (7 من مجموعة رجل المستحیل). قاهرة: المؤسسة العربیة الحدیثة.
صالحی،  پیمان (1394ش)  نگرشی تحلیلی بر سرعت روایت در رمان های جای خالی سلوچ و موسم الهجره إلی الشمال با تکیه بر نظریه روایت شناسی ژرار ژنت. متن‌پژوهی ادبی، 66، 37-64.
طهماسبی نوش‌آبادی، خدیجه (1395ش). بررسی مضامین سیاسی- اجتماعی در مجموعۀ داستانی ملفّ­المستقبل، نوشتۀ نبیل فاروق. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، رشتۀ زبان و ادبیات عرب، دانشگاه کاشان.
گودرزی‌نژاد، آسیه، فرزاد، عبدالحسین و کریمی، امیربانو (1395ش). «بررسی کانون روایت در رمان‌های تاریخی جرجی زیدان». مجله زبان و ادب فارسی، 9(30)، 143-162.
گیلمت، لوسی (1386ش). روایت‌شناسی ژرارد ژنت، ترجمۀ محمدعلی مسعودی. فصلنامۀ ادبی داستانی خوانش، 2(8)، 63-68.
لوته، یاکوب (1386ش). مقدمهای بر روایت در ادبیات و سینما. ترجمۀ امید نیک‌فرجام. چاپ اول، تهران: مینوی خرد.
مارتین، والاس (1395ش). نظریههای روایت. ترجمۀ محمد شهبا. چاپ هفتم، تهران: هرمس.
مصلی‌نژاد، محسن (1396ش). عناصر داستان در مجموعه نهایی (رجل المستحیل)، نوشته‌ی نبیل فاروق. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، رشتۀ زبان و ادبیات عرب، دانشگاه خلیج فارس.
مکاریک، ایرناری (1388ش). دانشنامه نظریههای ادبی معاصر. ترجمۀ مهران مهاجر و محمد نبوی.چاپ سوم، تهران: آگاه.
میرصادقی، جمال (1394ش). داستانهای پلیسی. چاپ اول، تهران: سخن.
  • تاریخ دریافت 19 شهریور 1404
  • تاریخ بازنگری 26 مهر 1404
  • تاریخ پذیرش 11 بهمن 1404