دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

کارکرد بلاغی و معنایی توریه در دیوان ابن حجر عسقلانی؛ مطالعهٔ موردی «المقاطیع»

10.48308/jalc.2026.241250.1415

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

گروه زبان و ادبیات عربی، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: ادبیات عرب در عصر ممالیک، به ویژه در مصر و شام، شاهد تحولات عمیق و پیچیده‌ای در سطوح فکری و هنری بود. سقوط حکومت ایوبیان و تثبیت قدرت ممالیک فضای فرهنگی و اجتماعی نوینی فراهم آورد که زمینۀ شکوفایی فنون بلاغی و صنایع ادبی را مهیا ساخت و این فنون یکی از شاخص‌های برجستۀ ادبیات این دوره شد. در میان این فنون، توریه به‌عنوان ابزار بلاغی پیشرفته‌ای مطرح شد که با ایجاد دو یا چند معنا در یک واژه یا عبارت امکان افزودن لایه‌های متعدد معنایی را برای شاعر فراهم می‌کرد و خواننده را به مشارکت فعال در تفسیر متن و کشف معانی پنهان دعوت می‌نمود. اگرچه توریه پیش از این در سنت بلاغی عرب وجود داشت، اما در عصر ممالیک به اوج خود رسید و ویژگی متمایز شعر و نثر شد. اهمیت آن نه‌تنها از منظر زیبایی‌شناسی بلکه به‌علت نقش ارتباطی میان متن و مخاطب شایان توجه است. توریه به شاعر امکان می‌دهد تا معانی ضمنی، چندگانه و حتی انتقادی را با ظرافت هنری منتقل کند و مهارتش در ترکیب ذوق ادبی با توانایی بلاغی را نشان دهد. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که توریه یکی از عوامل اصلی تمایز شعرای ممالیک از پیشینیان است، زیرا هم غنای معنایی و هم پیچیدگی بلاغی فراهم می‌آورد. ابن حجر عسقلانی، فقیه و محدث برجستۀ قرن نهم هجری، نمونه‌ای بارز از این تعامل میان علم و شعر است. وی، علاوه‌بر جایگاه علمی و مذهبی، دارای مهارت شعرسرایی بود و دیوان او، به‌ویژه بخش "المقاطیع"، سرشار از نمونه‌های متنوع و پیچیده از توریه است. این پژوهش کارکردهای بلاغی و معنایی توریه در اشعار ابن حجر را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه او از این ابزار هنری برای تعمیق معنا، گسترش افق دریافت مخاطب و غنی‌سازی ادبیات ممالیک بهره برده است.
روش‌­شناسی: پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی دقیق انجام شده است که تحلیل متنی شعر را با توجه به زمینه‌های تاریخی و فرهنگی ترکیب می‌کند. در مرحلۀ نخست پژوهش، مبانی نظری توریه شامل تعریف، سیر تاریخی و انواع آن در منابع بلاغی کلاسیک بررسی شد. این چارچوب امکان شناسایی دقیق نمونه‌ها و طبقه‌بندی آن‌ها را فراهم کرده و ویژگی‌های انواع توریه (لفظی، معنوی و مرکب) و نقش آن‌ها در تقویت تعامل خواننده و تفکر انتقادی بررسی شده است. در مرحلۀ دوم، دیوان ابن حجر به‌ویژه بخش«المقاطیع» به‌طور نظام‌مند مطالعه ش. نمونه‌های برجستۀ توریه استخراج و با معیارهای بلاغی و زیبایی‌شناختی تحلیل شد و تعامل آن با دیگر صنایع ادبی مانند طباق، جناس و استعاره بررسی گردید. همچنین، تأثیر توریه در ساختار کلی متن و جریان معنایی شعر ارزیابی شد. تحلیل فرهنگی و اجتماعی عصر ممالیک نیز لحاظ شد تا نقش محیط ادبی و گرایش‌های عمومی در استفادۀ ابن حجر از توریه روشن شود. مطالعات تطبیقی با شعرای هم‌عصر نیز برای ارزیابی میزان نوآوری یا تطابق با جریان غالب شعر ممالیکی انجام شد.
بحث و تحلیل: یافته‌ها نشان می‌دهد که ابن حجر توریه را نه صرفاً به‌عنوان بازی لفظی، بلکه به‌عنوان ابزار تولید معنا و تعمیق تجربه شعر در نظر گرفته است. توریه به او امکان می‌دهد تا متن چندلایه خلق کند و از تک‌معنایی فاصله گیرد، به‌گونه‌ای که خواننده در فرایند کشف معانی پنهان مشارکت فعال داشته باشد. توریه به ایجاد متنی غنی از منظر فکری و احساسی کمک می‌کند که بین تأمل زیبایی‌شناختی و درک شناختی تعادل برقرار می‌سازد. گاهی توریه برای ایجاز به کار رفته و امکان انتقال بیشترین معنا با کمترین واژه فراهم شده است و در مواقع دیگر، واژگان کلیدی را برجسته کرده و نقش سازمان‌دهنده در ساختار شعر یافته است. از منظر موسیقایی، توریه ریتم و آهنگ متن را تقویت کرده و یکنواختی را کاهش داده است. پژوهش نشان می‌دهد که ابن حجر نوآوری‌هایی نیز داشته و معانی دقیق یا دور را با توجه به زمینۀ دینی و علمی خود برمی‌گزیده، که موجب ایجاد تعادل بین دانش شرعی و ذوق شعری می‌شده است. این ویژگی در مقاطع کوتاه او مشهود است؛ جایی که، با ایجاز و ابهام، معنایی دوگانه میان بعد دینی و زیبایی‌شناختی ایجاد می‌کند و تعامل متن با مخاطب را افزایش می‌دهد. از منظر فرهنگی، گسترش استفاده از توریه نشان‌دهندۀ گرایش عمومی عصر ممالیک به نمایش مهارت بلاغی و رقابت هنری میان شاعران است؛ جایی که شعر بیشتر به‌عنوان عرصه‌ای برای نمایش توانایی‌های فکری و هنری عمل می‌کند تا بیان صرف عاطفه. بااین‌حال، ابن حجر توانسته است تعادل میان زیبایی لفظی و عمق معنایی را حفظ کند و از تصنع بیش از حد پرهیز نماید، که آثارش را نمونه‌ای برجسته و متمایز از شعر ممالیکی ساخته است.
دستاوردها: پژوهش نشان می‌دهد که توریه در دیوان ابن حجر کاربردی گسترده و چندوظیفه‌ای دارد و به غنای معنا و شکل‌گیری سبک شعری شخصی کمک کرده است. انواع توریه (لفظی، معنوی و مرکب) شبکه‌ای از معانی ظریف و چندلایه ایجاد کرده که هم زیبایی متن را ارتقا داده و هم مشارکت فعال خواننده را برانگیخته است. توریه به‌مثابۀ ابزاری برای ایجاز، برجسته‌سازی مفاهیم کلیدی و پیوند میان معانی صریح و ضمنی عمل می‌کند و با دیگر صنایع ادبی هماهنگ می‌شود تا متنی یکپارچه و چندبعدی خلق کند. مطالعۀ بخش«المقاطیع» نشان داد که توریه نه‌تنها آرایه‌ای زبانی بلکه عنصر بنیادین سبک ابن حجر و بازتابی از فضای فکری و فرهنگی عصر ممالیک است. تحلیل کارکردهای توریه جایگاه ادبی ابن حجر را میان شاعران هم‌عصر روشن می‌سازد و درک عمیق‌تری از نقش صنایع بلاغی در ادبیات این دوره فراهم می‌آورد؛ ضمن آنکه سهم او در توسعۀ فنون شعری عربی و غنای بیانی آن را نمایان می‌سازد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

The Rhetorical and Semantic Function of Tawriya in the Diwan of Ibn Hajar al-Asqalani; A Case Study of “al Maqāṭī”

نویسنده English

qader qaderi
Department of Arabic Language and Literature, Payame Noor University, Iran, Tehran.
چکیده English

Statement of the Problem and Purpose: Arabic literature during the Mamluk period, particularly in Egypt and the Levant, witnessed profound and complex transformations at both intellectual and artistic levels. The decline of the Ayyubid dynasty and the establishment of Mamluk authority created a new socio-cultural milieu that facilitated the flourishing of rhetorical techniques and literary devices, which became prominent hallmarks of the literature of this period. Among these rhetorical arts, “tawriyah” emerged as a sophisticated rhetorical device that, by employing two or more meanings in a single word or phrase, enabled the poet to embed multiple layers of meaning and prompted reader to engage actively in interpretation and the discovery of hidden levels of meanings. Although tawriyah had existed in the Arabic rhetorical tradition, it reached its peak in the Mamluk period and became a distinctive feature of both poetry and prose. Its significance lies not only in its aesthetic dimensions but also in its communicative role between text and reader. Tawriyah allows the poet to convey implicit, multiple, and even critical meanings with artistic subtlety, reflecting the poet’s skill to combine literary taste with rhetorical competence. Recent studies have indicated that tawriyah is one of the principal factors distinguishing Mamluk poets from their predecessors, since it provides semantic richness and rhetorical complexity. Ibn Hajar al-Asqalani, a prominent jurist and hadith scholar of the ninth century AH, is a paradigmatic example of the interaction between scholarship and poetry. In addition to his scholarly and religious stature, he possessed notable poetic talent, and his Diwan, particularly the section al‑Maqāṭīʿ, abounds with diverse and intricate instances of tawriyah. This study aims to analyze the rhetorical and semantic functions of tawriyah in Ibn Hajar’s poetry and to demonstrate how he used this artistic device to deepen meaning, broaden the reader’s reception horizon, and contribute to the enrichment of Mamluk-period literature.
Methodology: This research adopts a meticulous descriptive-analytical method that combines textual analysis of the poems with consideration of their historical and cultural contexts. In the first phase, the theoretical foundations of tawriyah—including its definition, historical development and various typology in classical rhetorical sources—were studied. This framework makes it possible to identify and classify the instances accurately and to analyze the characteristics of different types of tawriyah (lexical, semantic, and composite) as well as their roles in enhancing reader engagement and fostering critical thinking. In the second phase, Ibn Hajar’s Diwan, with a specific focus on al-Maqātiʿ, was systematically studied. Prominent examples of tawriyah were extracted and analyzed according to rigorous rhetorical and aesthetic criteria, with attention to their interaction with other literary devices such as antithesis (ṭibāq), paronomasia (jinās), and metaphor (istiʿāra). The impact of tawriyah on the overall structure of text and semantic flow of the poems was also assessed. In addition, the socio-cultural context of the Mamluk period was taken into account in order to clarify the role of the literary milieu and prevailing tendencies in Ibn Hajar’s use of tawriyah. Comparative studies with contemporary poets were conducted in order to evaluate the degree of innovation in his poetry and its conformity with the dominant trends of Mamluk poetic.
Discussion and Analysis: The findings indicate that Ibn Hajar viewed tawriyah not merely as a wordplay device but rather as a device for generating meaning and deepening the poetic experience. Tawriyah enables him to create multilayered texts and to move away from univocality, so that the reader participates actively in process of discovering hidden meanings. It contributed to the production of a text that is rich intellectually and emotionally, establishing a balance between aesthetic contemplation and cognitive understanding. At times, tawriyah is employed for the purpose of conciseness, allowing the maximum amount of meaning to be conveyed with the fewest words; at other times, it highlighted key terms and assumed an organizing role in the structure of the poem. From a musical perspective, tawriyah reinforces the rhythm and cadence of the text and reduce monotony. The research shows that Ibn Hajar also introduces certain innovations, selecting precise or remote meanings in light of his religious and scholarly background, thereby creating a balance between juridical/ Sharīʿa-based knowledge and poetic sensibility. This feature is particularly evident in his maqāṭīʿ, where he generates a duality of meaning between the religious and the aesthetic dimensions through concision and calculated ambiguity and thereby enhances the interaction between text and reader. Culturally, the widespread use of tawriyah reflects a general tendency in the Mamluk period toward the display of rhetorical skill and artistic competition among poets, where poetry served more as a field for exhibiting intellectual and artistic capacities than as a mere vehicle for the expressing of emotion. Nevertheless, Ibn Hajar succeeds in maintaining a balance between verbal beauty and semantic depth and avoids excessive artificiality, which makes his works a distinguished and exemplary model of Mamluk poetry.
Finding: The study demonstrates that tawriyah in Ibn Hajar’s Diwan is extensive and multifunctional applications and significantly contributes to the semantic richness and the formation of his personal poetic style. The different types of tawriyah (lexical, semantic, and composite) create networks of subtle, multilayered meanings that not only enhance the aesthetic quality of the text but also stimulate active reader engagement. Tawriyah functions as a device for conciseness, for foregrounding key concepts, and linking explicit and implicit meanings; moreover, it harmonizes with other rhetorical devices to produce a cohesive and multidimensional text. The examination of the “al‑Maqāṭiʿ” section shows that tawriya is not merely a linguistic ornament but a fundamental component of Ibn Ḥajar’s style and a reflection of the intellectual and cultural milieu of the Mamluk period. Analyzing the functions of tawriyah clarifies Ibn Hajar’s literary position among contemporaries and offers deeper insight into the role of rhetorical devices in the literature of this period, while also highlighting his contribution to the development of Arabic poetic techniques and expressive richness.

کلیدواژه‌ها English

  • Ibn Ḥajar al ʿAsqalānī
  • Dīwān of poetry
  • al Maqāṭīʿ
  • tawriya
  • Mamluk period

عنوان مقاله العربیة

التوظیف البلاغی والدلالی للتوریة فی دیوان ابن حجر العسقلانی؛ «المقاطیع» نموذجاً

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: شهد الأدب العربی فی عصر الممالیک، خاصة فی مصر والشام، تحولات کبیرة ومعقدة على الصعیدین الفکری والفنی. فقد أدى سقوط الدولة الأیوبیة وترسیخ حکم الممالیک إلى خلق بیئة ثقافیة واجتماعیة جدیدة، سمحت بازدهار الفنون البلاغیة والزخرفیة، ما جعلها أحد أبرز السمات الأدبیة لهذا العصر. ومن بین هذه الفنون، برزت التوریة کأداة بلاغیة متقدمة تعتمد على وجود معنیین أو أکثر فی کلمة أو عبارة واحدة، ما یسمح للشاعر بإضافة مستویات متعددة من المعنى ویشجع القارئ على الانخراط فی عملیة تفسیر النص واکتشاف الطبقات المخفیة للمعنى. على الرغم من وجود التوریة فی التراث البلاغی العربی منذ العصور الکلاسیکیة، فقد بلغت أوجها فی العصر المملوکی، حیث أصبحت من السمات الممیزة للشعر والنثر على حد سواء، واکتسبت أهمیة کبیرة لیس فقط من منظور جمالی، بل أیضًا کأداة تواصلیة بین النص والمتلقی. التوریة فی هذا السیاق تمکّن الشاعر من التعبیر عن معانٍ متعددة، ضمنیة، وحتى نقدیة بطریقة فنیة دقیقة، ما یعکس قدرة الشاعر على الجمع بین الذوق الجمالی والقدرة البلاغیة العالیة. وقد أثبتت الدراسات الحدیثة أن التوریة کانت أحد العوامل الرئیسة التی ساهمت فی تمیز شعراء الممالیک عن أسلافهم، لما تمنحه من ثراء معنوی وتعقید بلاغی. ابن حجر العسقلانی، الفقیه والمحدث البارز فی القرن التاسع الهجری، یمثل نموذجًا متمیزًا لهذا التفاعل بین العلم والشعر. فبالإضافة إلى مکانته العلمیة والدینیة، أظهر براعة شعریة کبیرة، ویتمیز دیوانه، وخاصة قسم «المقاطیع»، بغزارة الأمثلة على استخدام التوریة بطرق متعددة ومعقدة. یهدف البحث الحالی إلى دراسة الوظائف البلاغیة والدلالیة للتوریة فی شعر ابن حجر، وبیان کیفیة استخدامه لهذه الأداة الفنیة لتعمیق المعنى، توسیع آفاق فهم القارئ، وإظهار دوره فی إثراء الأدب المملوکی بشکل عام.



المنهجیّة: یعتمد البحث منهجًا وصفیًا تحلیلیًا دقیقًا مرکّزا على تحلیل النصوص شعریًا، مع مراعاة السیاق التاریخی والثقافی. فی المرحلة الأولى، تم دراسة الأسس النظریة للتوریة، بما فی ذلک تعریفها، تطورها التاریخی، وأنواعها المختلفة فی المصادر البلاغیة العربیة. وقد مکن هذا الإطار من تحدید وتصنیف الأمثلة بدقة، مع الإشارة إلى خصائص کل نوع من التوریة سواء کانت لفظیة، دلالیة أو مرکبة، بالإضافة إلى دراسة أثرها فی تعزیز التفاعل فی القراءة وتحفیز التفکیر النقدی.
فی المرحلة الثانیة، تمت دراسة دیوان ابن حجر بشکل منهجی مع الترکیز على قسم «المقاطیع». تم استخراج الأمثلة البارزة وتحلیلها وفق معاییر بلاغیة وجمالیة دقیقة، مع الاهتمام بدراسة التفاعل بین التوریة والأسالیب البلاغیة الأخرى مثل الطباق، الجناس، والاستعارة. کما تم فحص تأثیر التوریة على البناء العام للنص، على إیقاع الموسیقی، وعلى تدفق المعانی داخل القصیدة. إضافة لذلک، تم دمج التحلیل الاجتماعی والثقافی لعصر الممالیک لفهم کیف شکلت البیئة الثقافیة والاهتمام العام بالصناعات الأدبیة استخدام التوریة فی شعر ابن حجر. کما أُجریت مقارنة مع الشعراء المعاصرین لتحدید درجة الابتکار فی استخدامه للتوریة أو توافقه مع الأسلوب السائد فی الشعر المملوکی، مع توضیح أن التوریة کانت وسیلة لتعزیز العمق الدلالی وتوسیع نطاق التأویل عند القارئ.



المناقشة والتحلیل: أظهرت النتائج أن ابن حجر اعتبر التوریة أداة لتولید المعنى وتعمیق التجربة الشعریة، ولیست مجرد لعبة لفظیة. فقد مکنته من خلق نص متعدد الطبقات بعیدًا عن الأحادیة الدلالیة، مما شجع القارئ على المشارکة فی عملیة تفسیر النص وکشف معانیه المخفیة. وقد أسهمت التوریة فی تکوین نص غنی من الناحیة الفکریة والعاطفیة، یجمع بین التأمل الجمالی والفهم المعرفی للنص. وقد تبین أن التوریة استخدمت أحیانًا لتحقیق الإیجاز، حیث تمکن الشاعر من نقل معانٍ واسعة بحد أدنى من الکلمات، وأحیانًا أخرى لإبراز کلمات مفتاحیة أو تنظیم النص شعریًا. من الناحیة الإیقاعیة، دعمت التوریة التدفق الموسیقی والنغمی للنص ومنعت الرتابة، ما أعطى النص تناغمًا داخلیًا وجمالیة صوتیة متکاملة. أظهرت الدراسة أن ابن حجر أضاف ابتکارات شخصیة، خاصة عند اختیار المعانی الدقیقة أو البعیدة التی تتوافق مع خلفیته الدینیة والعلمیة، ما أتاح خلق توازن بین المعرفة الشرعیة والحس الشعری. هذه الخاصیة کانت واضحة فی مقاطعه القصیرة، حیث یدمج الإیجاز والإبهام لخلق معنى مزدوج یجمع بین البعد الدینی والجمالی، مما یزید من عمق النص وتفاعله مع القارئ، ویظهر مدى براعة الشاعر فی استخدام الأدوات البلاغیة لصیاغة نصوص غنیة ومتعددة الطبقات. من الناحیة الثقافیة، یعکس انتشار التوریة فی دیوانه الاهتمام العام بعرض المهارة البلاغیة والتنافس الفنی بین الشعراء فی عصر الممالیک، حیث کان الشعر وسیلة لإظهار القدرات الفنیة أکثر من کونه مجرد تعبیر عن العاطفة. مع ذلک، تمکن ابن حجر من الحفاظ على توازن بین الجمالیة اللفظیة والعمق الدلالی، متجنبًا التصنع الزائد، ما جعل أعماله نموذجًا فریدًا فی الشعر المملوکی یعکس التفاعل بین العلم، الفن، والثقافة العامة.



الإنجازات: أثبت البحث أن التوریة فی دیوان ابن حجر متعددة الوظائف وواسعة الانتشار، وأسهمت فی إثراء المعنى وتشکیل أسلوب شعری شخصی متمیز. وقد خلقت أنواعها المختلفة شبکة من المعانی الدقیقة والمتعددة الطبقات، مما زاد من جمال النص وشجع القارئ على التفاعل الفعّال. وتعمل التوریة کأداة للإیجاز، وتبرز المفاهیم الأساسیة، وتربط بین المعانی الصریحة والضمنیة، وتنسجم مع بقیة الأسالیب البلاغیة لإنتاج نص متماسک ومتعدد الأبعاد. دراسة "المقاطِع" تؤکد أن التوریة لیست مجرد أسلوب لغوی، بل عنصر أساسی فی تشکیل أسلوب ابن حجر وانعکاس للفضاء الفکری والثقافی لعصر الممالیک. تحلیل وظائف التوریة یسلط الضوء على مکانة ابن حجر الأدبیة بین الشعراء المعاصرین ویفتح آفاقًا لفهم أعمق لدور الأدوات البلاغیة فی الأدب المملوکی، ویبرز مساهمته فی تطویر تقنیات الشعر العربی وإغنائها بأبعاد متعددة، مما یتیح للباحثین والقراء فهمًا أوسع للأسالیب الفنیة والبلاغیة فی تلک الحقبة.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • ابن حجر العسقلانی
  • دیوان الشعر
  • المقاطیع
  • التوریة
  • العصر المملوکی
قرآن کریم
ابن منظور، محمد بن مکرم (2003م). لسان العرب، تحقیق: عامر أحمد. ط1، بیروت: دارالکتب العلمیة.
أبوحبیب، سعدی (1988م). القاموس الفقهی لغة واصطلاحا. ط2، دمشق: دارالفکر.
البرکتی، محمد عمیم (2003م). التعریفات الفقهیة. ط1، بیروت: دار الکتب العلمیة.
الجرجانی، علی بن محمد (1983م). التعریفات، المحقق: جماعة من العلماء. ط1، بیروت، دارالکتب العلمیة.
الجوزی، جمال‌الدین (1422ق). زاد المسیرفی علم التفسیر، المحقق: عبدالرزاق المهدی. ط1، بیروت: دارالکتاب العربی.
حموی، ابن حجة (2004م). خزانة الادب، المحقق: عصام شقیو. الطبعة الأخیرة، بیروت: مکتبة الهلال.
الخطیب القزوینی، محمد بن عبد الرحمن بن عمر (د.ت). الإیضاح فی علوم البلاغة، المحقق: محمد عبد المنعم خفاجی. الطبعة: الثالثة، بیروت، دار الجیل.
زرکشی، بدرالدین (1957م). البرهان فی علوم القرآن، المحقق: محمد أبوالفضل. ط1، القاهرة: دارإحیاء الکتب العربیة.
سیوطی، جلال‌الدین (۱۴۱۶ق). الاتقان فی علوم القرآن، محقق: سعید المندوب. لبنان: دارالفکر.
الصعیدی؛ عبد المتعال (2005م). بغیة الإیضاح لتلخیص المفتاح فی علوم البلاغة. ط17، مکتبة الآداب.
الصفدی، صلاح‌الدین (د.ت). فض الختام فی التوریة والاستخدام. القاهرة: دارالکتب والوثائق المصریة.
طریحی، فخرالدین (۱۴۰۸ق). مجمع البحرین، محقق: احمد الحسینی. تهران: فرهنگ اسلامی.
عتیق، عبدالعزیز (1974م). علم البدیع. بیروت: دارالنهضه العربیه.
عسقلانی، ابن حجر (د.ت). دیوان ابن حجر العسقلانی، تحقیق: فردوس نور علی. القاهرة: دارالفضیلة.
فخرالدین رازی، محمد بن عمر (1985م). نهایة الإیجاز فی درایة الإعجاز، تحقیق: بکری شیخ أمین. ط1، بیروت، دارالعلم للملایین.
فراهیدی، خلیل بن احمد (۱۴۰۹ق). العین. به کوشش المخزومی و دیگران. قم: دارالهجرة.
فیروزآبادی، مجدالدین (2005م). القاموس المحیط، تحقیق: مکتب تحقیق التراث فی مؤسسة الرسالة. ط8، بیروت: مؤسسة الرسالة.
فیومی مقری، احمد (۱۴۰۵ق). المصباح المنیر. قم: دارالهجرة.
کریمی‌فرد، غلام‌رضا (1393ش). بررسی تطبیقی زیبایی‌شناسی «ایهام» در بلاغت. پژوهشهای ادبیات تطبیقی، 2(3)، 99-134.
الکفوی، أیوب بن موسى (د.ت). الکلیات معجم فی المصطلحات والفروق اللغویة، تحقیق: عدنان درویش، محمد المصری. بیروت: مؤسسة الرسالة.
المیدانی، حسن حبنکة (1996م). البلاغة العربیة أسسها وعلومها وفنونها. ط1، دمشق، دارالقلم.
نجفی اصفهانی، محمدرضا (۱۴۱۳ق). وقایة الأذهان. قم: آل البیت لإحیاء التراث.
وطواط، رشیدالدین (1945م). حدائق السحر فی دقائق الشعر. القاهرة: مطبعة لجنة التألیف والطباعة والنشر.
هاشمی، احمد (د.ت). جواهر البلاغه فی المعانی والبیان والبدیع، تدقیق: یوسف الصمیلی. بیروت: المکتبة العصریة.
  • تاریخ دریافت 04 شهریور 1404
  • تاریخ بازنگری 04 بهمن 1404
  • تاریخ پذیرش 28 بهمن 1404