دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

تحلیل روان‌شناسانهٔ شخصیت در رمان «بئر الحرمان» اثر احسان عبدالقدوس بر اساس نظریۀ طرح‌وارۀ درمانی جفری یانگ

10.48308/jalc.2026.239543.1416

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 گروه آموزش زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

2 گروه زبان وادبیات عربی، دانشکدهٔ الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: یکی از رمان‌های پست‌مدرن عربی بئر الحرمان نوشتۀ روان‌پزشک و نویسندۀ مصری احسان عبدالقدوس است که به‌صورت ‌اول‌شخص به رشتۀ تحریر درآمده است. این رمان انتقادی از شرایط حاکم بر کشورهای عربی و فضای سنتی و مردسالارانۀ آن‌ها به‌ویژه مصر پرده برمی‌دارد. نویسندۀ داستان تلاش می‌کند تا ناراحتی خود را از این موقعیت‌ها از رهگذر محتوای متن و آفرینش شخصیت‌ها بیان کند. رمان بئر الحرمان حول محور دختری به نام «ناهد» و ناپدری‌اش «محمد فخرالدین» می‌چرخد، که به برخی عقده‌های روانی گرفتارند و مشکلات روانی آن‌ها ریشه در گذشته دارد؛ به‌طوری‌ که ناهد، با برقراری روابط عاشقانه‌ با مردان غریبه و وابسته شدن به آن‌ها، رسوایی خویش را رقم‌ می‌زند و خانواده‌اش را، که روزگاری دوستش داشتند، وادار می‌سازد او را ترک کنند. محمد فخرالدین نیز، براثر اتفاقاتی که در گذشته بین او و همسرش رخ داده، به دنبال انتقام از همسرش است. این دو شخصیت، از بین سایر شخصیت‌های رمان یادشده، دائماً برای کنار آمدن با مشکلات می‌کوشند، که این امر به فعال شدن طرح‌واره‌ها در آن‌ها دامن می‌زند. این رمان به‌طرز درخشانی رنج آن‌ها را می‌نمایاند. نگارندگان دریافتند که‌ علت بسیاری از اتفاقات روی‌داده برای شخصیت‌های رمان بئر الحرمان را می‌شود در لابه‌لای نظریۀ طرح‌وارۀ درمانی جفری یانگ جست‌وجو کرد. بررسی‌‌ها حاکی از آن است که مشکلات روانی ناهد و ناپدری‌اش ریشه در گذشتۀ آن‌ها دارد. این مسئله ذهن نویسندگان پژوهش را به‌سمت یافتن طرح‌واره‌های موجود در شخصیت‌های برجستۀ رمان بئر الحرمان، یعنی ناهد و محمد فخرالدین، و عوامل مؤثر در شکل‌گیری رفتارهای آن‌ها و نیز اقدامشان برای رهایی از طرح‌واره‌های غیرشرطی و پناه آوردن به طرح‌واره‌های شرطی سوق داده است.
روش‌شناسی: هدف از این پژوهش، که به شیوۀ توصیفی و تحلیلی به نگارش درآمده است، نگاهی مشخص به جهان عرب، به‌ویژه جامعۀ مصر، و بررسی تأثیر آن در روان‌رنجوری شخصیت‌های ناهد و محمد فخرالدین و همچنین عوامل مؤثر در شکل‌گیری طرح‌واره‌‌ها در آن‌ها است. همچنین، هر طرح‌وارۀ شرطی در شخصیت‌های آن‌ها آشکار و از طریق مثال‌ها نقد و تحلیل می‌شود. این پژوهش، با تحلیل شخصیت‌های روان‌رنجور داستان، به مخاطب این امکان را می‌دهد که شخصیت آن‌ها را از منظر روان‌کاوی رصد کند و طرح‌واره‌های شرطی جفری یانگ را در آن‌ها تحلیل نماید.
بحث و تحلیل: از میان انواع طرح‌واره‌های شرطی ذکرشده، ناهد دچار طرح‌واره‌های بازداری هیجانی و فرمان‌برداری و محمد فخرالدین، ناپدری او، دچار طرح‌واره‌های ایثار، فداکاری و معیارهای سخت‌گیرانه است. ازآنجاکه محیط خانواده و بستری که کودک در آن پرورش‌ می‌یابد در پیدایش طرح‌واره‌های سازگار اولیۀ او اهمیت زیادی دارد،‌ می‌توان اذعان کرد که ناهد از دو جهت دنیایی از «طرد و بریدگی» را تجربه کرده است: اولی حاصل بی‌مهری ناپدری‌اش به مادرش بوده و دومی حاصل رابطۀ عاشقانه‌اش با هم‌کلاسی‌اش هشام. این حوزه مشتمل بر طرح‌واره‌های اولیه و بی‌قیدوشرط «محرومیت عاطفی، کمبود و شرم» است که ناهد در آن اسیر شده است و با طرح‌وارۀ شرطی «اطاعت» سعی‌ می‌کند از طرح‌واره‌های مذکور فرار کند. او ابتدا «سبک مقابله‌ای مطیعانه» را انتخاب می‌کند و سپس «جبران افراطی» را برای مقابله با طرح‌واره‌هایش در پیش می‌گیرد. یکی از علل ظهور طرح‌واره‌های ناسازگار در شخصیت محمد فخرالدین ارضا نشدن نیازهای عاطفی مانند امنیت و ثبات در رابطۀ عاطفی با همسر و همچنین، محبت و پذیرش است. از پنج حوزۀ اصلی طرح‌وارۀ ایجادشده توسط یانگ، حوزۀ دوم، «خودگردانی و عملکرد مختل»، در شخصیت ناپدری برجسته‌تر است. این حوزه خود را به شکل «وابستگی، خودِ توسعه‌نیافته، گرفتار و بازنده» در شخصیت او نشان می‌دهد و شخصیتی با طرح‌وارۀ انتقادی افراطی ایجاد می‌کند که دائماً همسرش را به‎‌خاطر اشتباهات گذشته سرزنش می‌کند. 
دستاوردها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که دو شخصیت موردبررسی، ناهد و محمد فخرالدین، از بین انواع طرح‌واره‌های شرطی، به ترتیب گرفتار طرح‌واره‌های بازداری عاطفی، فرمان‌برداری، فداکاری و معیارهای انعطاف‌ناپذیرند. اگرچه ناهید در دوران کودکی از مراقبت‌های ویژۀ ناپدری‌اش برخوردار بوده، اما متوجه کمبود محبت ناپدری به مادرش می‌شده و بروز این امر در ضمیر ناخودآگاهش به شکل‌گیری عقده‌های روانی او منجر شده است. بنابراین، ناهد سعی می‌کند عقده‌هایش را به‌سمت نفرت از پدرش یا نفرت از مردی که اطمینان دارد پدرش است سوق دهد؛ اما عشق و علاقۀ ناپدری‌اش به او جایی برای نفرت برایش باقی نمی‌گذارد و همۀ این عقده‌ها پنهان می‌مانند. ناهد، با گذشت زمان و افزایش عقده‌های روانی‌اش، مسیر خطرناکی را در پیش می‌گیرد. او از مواجهه با سرنوشتی مشابه سرنوشت مادرش بسیار می‌ترسد. به همین دلیل، نمی‌تواند با ذهن خودآگاهش با این ترس روبه‌رو شود و آن را بپذیرد. بدین ترتیب، ترس در ناخودآگاه او باقی می‌ماند و شخصیت دوم او را شکل می‌دهد. با تقویت این شخصیت، ظاهر بیرونی او کم‌رنگ می‌شود. او گاهی در حالتی شبیه به کما فرو می‌رود و در وسواس رابطۀ عاطفی شدید غرق می‌شود، تا جایی که برای فرار از محرومیت یا برای جبران محرومیتی که مادرش متحمل شده بود تسلیم هر مردی می‌شود که سر راهش قرار می‌گیرد. محمد فخرالدین مبالغ هنگفتی را صرف بزرگ کردن و مراقبت از ناهد کرده است. او برای ناهید چیزی بیش از پدر واقعی بوده و در این زمینه افراط می‌کرده، که ناشی از احساس گناهش به‌خاطر ظلمی بود که به همسرش کرده بود. بنابراین، برای فرار از عذاب وجدانی که بر او چیره شده است، به فداکاری‌های افراطی متوسل می‌شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

PsychologicalAnalysis of Characters in the Novel ‘Bir al-Hirman’ by Ihsan Abdel Quddous based on Young’s Schema Therapy Theory

نویسندگان English

Nasrin Bagherzadeh Fasghandis 1
Sadegh Hashemi Amjad 2
1 Department of Arabic Language and Literature Education, Farhangian University, Tehran, Iran.
2 Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Theology and Islamic Studies, Hakim Sabzevari University, Sabzevar, Iran.
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: Among postmodern Arabic novels, Bir al-Hirman, written by the Egyptian psychiatrist and author Ihsan Abdel Quddous in the first person, offers a critique of the conditions governing Arab countries, particularly the traditional patriarchal milieu of Egypt. The author strives to express his distress at these realities through both the content of the novel and the creation of its characters. The novel centers on a girl named Nahed and her stepfather Mohammad Fakhr al-Din, both of whom suffer from various psychological complexes rooted in their past. Nahed’s engagement in sexual relationships with strangers leads to the revelation of her shame and compels her family—who once loved her—to abandon her. Mohammad Fakhr al-Din, driven by events from his past with his wife, is motivated to seek vengeance. These two characters, more than others in the novel, continually struggle to cope with their problems, thereby activating their schemas. Researchers found that many of the events that effect the characters of the novel Bir al-Hirman stem from Jeffrey Young’s schema therapy theory. Studies indicate that the roots of the psychological problems suffered by  Nahed and the Mother-in-law are rooted in their past. This prompted researchers to explore for the schemas of the two main characters in the novel, namely Nahed and Mohammed Fakhr al-Din, and the factors that influence their behaviors, as well as their efforts to escape the maladaptive schemas by resorting to the adaptive ones.
Methodology: This descriptive-analytic study examines a particular perspective on the Arab world, especially Egyptian society, and its impact on the neurotic characters of Nahed and Mohammad Fakhr al-Din, as well as the factors shaping their schemas. It reveals the conditional schema present in each of the characters and critically analyzes them with supporting examples. Through a psychoanalytic lens, the study enables readers to explore the characters’ minds and examine their conditional schemas in light of Young’s theory.
Discussion and Analysis: Among the various conditional schemas identified, Nahed suffers from Emotional Inhibition and Obedience, while her stepfather Mohammed Fakhr al-Din suffers from Self-Sacrifice and Harsh Standards. Given that the family environment and the milieu in which a child grows up play a crucial role in the formation of early maladaptive schemas, it can be argued that Nahed experiences a world of “rejection and abandonment” from two directions: first, the neglect shown by her stepfather toward her mother; and second, her romantic relationship with her classmate, Hashim. This domain includes early, maladaptive schemas of emotional deprivation, defectiveness, and shame, into which Nahed has fallen. She attempts to escape these schemas through the conditional schema of subjugation. Initially, she adopts an accommodating coping style, and later resorts to overcompensation to cope with her schemas. Another factor contributing to the emergence of maladaptive schemas in Mohammad Fakhr al-Din is the failure to satisfy emotional needs such as security, stability, love, and acceptance in his relationship with his wife. Of Young’s five major schema domains, the second domain, Impaired Autonomy and Performance, is more prominent in the stepfather’s character. This domain manifests as dependence, underdeveloped self, vulnerability, and failure, ultimately producing a personality governed by an excessively critical schema that continually reproaches his wife for past mistakes.
Findings: The results of this study indicate that the two characters under examination, Nahed and Mohammad Fakhr al-Din, suffer from the following types of maladaptive schemas: emotional inhibition, subjugation, self-sacrifice, and unrelenting standards. Although Nahed received special attention in childhood from her stepfather, she perceived a lack of affection on his part toward her mother, the impact of which on her unconscious mind led to the development of psychological complexes. Consequently, Nahed attempted to direct these complexes either toward hatred of her father or toward hatred of the man she believed was her father. However, the love and affection she received from her stepfather left no room for such hatred, causing these complexes to remain hidden. Over time, and with the increasing intensity of her complexes, Nahed embarked on a dangerous path. She deeply feared facing a fate similar to her mother’s, yet she was unable to confront or consciously acknowledge this fear. Therefore, the fear remained suppressed in her unconscious, shaping her secondary personality. As this personality strengthened, her external and conscious self weakened. She would occasionally slip into a coma-like state and become consumed by an obsessive emotional relationship, to the extent that she surrenders herself to any man who crossed her path, either to escape deprivation or to compensate for the deprivation endured by her mother. As for Mohammad Fakhr al-Din, spent considerable resources on raising and caring for Nahed, and he was more than a father figure to her. This behavior stemmed from his guilt over the wrongs he had committed against his wife. Therefore, to escape the torments of his conscience that weighed upon him, he resorted to excessive acts of self-sacrifice.

کلیدواژه‌ها English

  • Personality
  • Jeffrey Young
  • Schema therapy
  • Ihsan Abdel Quddous
  • Bir al-Hirman

عنوان مقاله العربیة

التحلیل النفسی للشخصیة فی روایة«بئر الحرمان» لإحسان عبد القدوس استناداً إلى نظریة المخطط العلاجی لجیفری یونغ

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: تندرج روایة «بئر الحرمان» بقلم الطبیب النفسی والروائی المصری إحسان عبد القدوس ضمن إطار الروایات ذات النزعة ما بعد الحداثیة، حیثُ کُتبت بضمیر المتکلم لتعکس رؤیة ذاتیة عمیقة. تُشکّل هذه الروایة نقداً لاذعاً وتحلیلاً سیکولوجیاً للأوضاع الاجتماعیة السائدة فی الواقع العربی بصفة عامة، والمجتمع المصری على وجه الخصوص، مع الترکیز على هیمنة البیئة التقلیدیة والهیکلیة الأبویة المُسیطرة. یَسعى عبد القدوس من خلال هذه الروایة إلى التعبیر عن قلقه الوجودی واشمئزازه من تلک الأوضاع الراکدة، مُستخدماً فی ذلک أدواته السردیة کافة: من بنیة النص، ومضامینه، وأحداثه، وشخصیاته المُعقدة، التی تعمل فی تناغم لتقدیم هذه الرؤیة النقدیة. تتمحور الأحداث حول شخصیتین رئیستین تعانیان من عُصابٍ نفسی وصراعات داخلیة عمیقة: الفتاة «ناهد» و«محمد فخر الدین» زوج أمها. وتکمن جذور أزماتهما النفسیة فی ماضٍ مثقل بالصدمات والعلاقات الاجتماعیة الفاشلة أو المُشوّهة، فـ«ناهد»، وفی محاولةٍ منها للهروب من واقعها أو لتعویض حرمانها العاطفی، تلجأ إلى إقامة علاقات غرامیة مع رجال غرباء، لا تربطها بهم أی صلة قرابة. ولا ترى فی سلوکها هذا أیَّ إثمٍ أو دناءة، بل تُقبل علیه بدافعٍ من شهوة نفسیة وجوعٍ وجدانی، إلا أن عواقب هذه العلاقات تظل تلاحقها فی مجتمعٍ محافظ، فتُلحق بها العار والوصمة الاجتماعیة، مما یدفع بأسرتها - التی کانت تُکنُّ لها المودة - إلى التنکر لها والتخلی عنها. فی المقابل، یسیر محمد فخر الدین على نفس الدرب الاضطرابی، حیثُ تستحوذ علیه رغبةٌ جامحة فی الانتقام من زوجته، مُتأثراً بأحداثٍ وصراعات ماضیة لم یتحرر من قبضتها. وهکذا، یواصل کلا الشخصین صراعهما المریر وکفاحهما الدائم ضد مشاکلهما النفسیة والاجتماعیة، مما یُفعِّل ویُثیر المیول والمخططات النفسیة (السکیما) العمیقة الکامنة فی شخصیتیهما. لذا، وجد الباحثون أن سبب العدید من الأحداث التی مرّت بها شخصیات روایة بئر الحرمان یعود إلى نظریة المخططات العلاجیة لجیفری یونغ. وتشیر الدراسات إلى أن جذور المشکلات النفسیة التی تعانی منها ناهد وزوج أمها تعود إلى ماضیهما. وقد دفع هذا الأمر الباحثین إلى البحث عن المخططات الموجودة لدى الشخصیتین الرئیستین فی روایة بئر الحرمان، وهما ناهد ومحمد فخر الدین، والعوامل التی تؤثر فی تکوین سلوکیاتهما، فضلاً عن سعیهما للهروب من المخططات غیر المشروطة واللجوء إلى المخططات المشروطة.



المنهجیّة: فی هذا البحث الأکادیمی، الذی ینتهج منهجیةً وصفیّة تحلیلیّة معمّقة، نسعى إلى تشکیل رؤیة شاملة وواضحة حول الواقع العربی المعاصر، مع ترکیز خاص على البیئة الاجتماعیة والثقافیة فی مصر، وذلک من خلال تقصّی تأثیر هذا السیاق فی البناء النفسی للشخصیات الرئیسة فی هذه الروایة، وهما: ناهد ومحمد فخر الدین. کما نطمح إلى تشخیص العوامل المختلفة التی أسهمت فی تشکیل أنماطهم السلوکیة والتکوین النفسی المعقّد، والکشف عن الآلیات الدفاعیة والنمطیة التی یتبنّاها کلٌ منهما فی مواجهة الصراعات الداخلیة والخارجیة. وباستقراءٍ دقیق للحالات العصابیة التی تظهر من خلال هاتین الشخصیتین، یتیح لنا هذا العمل البحثی فتح آفاق جدیدة للتأویل والتفسیر، مستندین فی ذلک إلى أدوات التحلیل النفسی، ومطبّقین بشکلٍ خاص نظریة المخططات الشرطیة کما صاغها العالم جیفری یونغ، وذلک بغیة تفکیک الأنماط المتکررة والاستجابات التکیفیة المبکرة التی تسیطر على سلوکیاتهما وتفاعلاتهما ضمن أحداث الروایة، وسنقوم، عبر هذا المسار التحلیلی، باستعراض الأمثلة والنماذج السلوکیة الدالة لکل شخصیة، مع تقدیم قراءة نقدیة معمقة لهذه المخططات، وبیان مدى تجسیدها للواقع النفسی والاجتماعی، وکیفیة تفاعلها مع محیطها، مما یضفی بعداً غنیاً على الدراسة ویتیح فهماً أشمل لأبعاد الشخصیتین ودلالاتهما الرمزیة والسیکولوجیة.



المناقشة والتحلیل: من بین أنماط التفکیر المشروطة المذکورة، تُعانی ناهد من نمطی القمع العاطفی والامتثال، بینما یُعانی زوج أمها، محمد فخر الدین، من أنماط إیثار الذات والمعاییر المطلقة غیر المرنة. ونظرًا للدور المحوری الذی تلعبه البیئة المنزلیة وظروف النشأة فی تشکیل الأنماط العقلیة اللاتکیفیة لدى الشخص منذ الصغر، یمکن الاستنتاج بأن ناهد قد وُضعت فی حالة من النبذ والعزلة عبر مسارین: الأول نتج عن حرمانها من عاطفة أمها بسبب انشغالها بزوجها، والثانی تسبب فیه شریکها العاطفی هشام. وقد تولد عن هذه الحالة شعورٌ جوهری وغیر مشروط لدیها بـالافتقار العاطفی، والدونیة، والوصمة، مما أوقعها فی فخ هذه الأنماط ودفعها لمحاولة الهروب منها عبر تبنی سلوک الخضوع المشروط. فقد اعتمدت فی البدایة آلیة مُواجهة خاضعة، ثم انتقلت إلى إفراط فی التعویض کوسیلة لمواجهة أنماطها العقلیة؛ أما فیما یخص الأسباب الکامنة وراء تکوّن الأنماط اللاتکیفیة فی شخصیة محمد فخر الدین، فتعود إلى عدم تلبیة احتیاجاته العاطفیة الأساسیة للأمان فی علاقته بزوجته، إضافة إلى الحرمان من المشاعر الأبویة کالحب والقبول. ومن بین المجالات الخمسة الأساسیة لأنماط التفکیر التی حددها یونغ، یظهر المجال الثانی المُتعلق بـالإعاقة فی الاستقلالیة والکفاءة جلیًا فی شخصیة الأب، حیث تجسد هذا المجال فی شکل الاتکالیة، وعدم النضج العاطفی، والشعور بالتقید، والإحساس الدائم بالإخفاق فی تکوینه النفسی. وقد أسفر ذلک عن تشکل شخصیة ذات ناقد داخلی متشدد، یُوجه اللوم باستمرار لزوجته على أخطاء قدیمة.



الإنجازات: تشیر نتائج هذه الدراسة إلى أن کلاً من ناهد ومحمد فخر الدین یُظهران أنماطاً سلوکیة قائمة على کبت المشاعر والخضوع والتخلی عن الذات والتقیید بالمعاییر الصارمة، وذلک فی إطار ما یُعرف بالمخططات الشرطیة، فعلى الرغم من تلقّی ناهد رعایة استثنائیة من زوج أمها خلال طفولتها، إلا أن إدراکها العمیق لحرمان والدتها لحنانه، وتشرُّب عقلها الباطن لهذا النقص، أدى إلى تکوّن صراعات نفسیة لدیها. وقد حاولت توجیه هذه الصراعات نحو کراهیة والدها البیولوجی أو صورة الرجل الذی اعتقدت أنه أبوها، لکن الحنان الذی وجدته من زوج أمها حال دون تحوّل تلک المشاعر إلى کراهیة ظاهرة، فظلت مکبوتة وغیر ظاهرة. ومع تراکم الضغوط النفسیة، سلکت ناهد مساراً مقلقاً؛ إذ سیطر علیها خوف عمیق من أن تعیش مصیراً مشابهاً لمصیر أمها، ولم تکن قادرة على مواجهة هذا الخوف أو الاعتراف به، فظل یرافقها فی اللاوعی، یُشکّل تدریجیاً شخصیة بدیلة داخلیة. ومع تعاظم تأثیر هذه الشخصیة، بدأت شخصیتها الظاهرة فی التلاشی، لتدخل أحیاناً فی حالات تشبه الغیبوبة، تنغمس خلالها فی سلوکیات جنسیة مفرطة وغیر منتقاة، کوسیلة للهروب من أزمات الحرمان العاطفی، أو کمحاولة لتعویض المعاناة التی عانت منها والدتها، أما محمد فخر الدین، الذی أنفق بسخاء على تربیة ناهد وتعلیمها منذ الصغر حتى حصولها على أعلى الشهادات، فقد تجاوز بکثیر دور الأب البیولوجی، ووصل به الأمر إلى حد المبالغة. وهذا السلوک نابع فی جوهره من شعور عمیق بالذنب تجاه معاملته القاسیة لزوجته. ولتهدئة ندامته والهروب من تأنیب الضمیر، لجأ إلى التضحیة بنفسه وبما یملک فی محاولة للتکفیر عن أخطائه.
آرنتز، آرنورد و جیکوب، گیتا (1398ش). تکنیک‌های طرح‌وارۀ درمانی، الگوی مبتنی بر ذهنیت. ترجمۀ حامد برآبادی (مترجم). تهران: اسبار.
بلاوی، رسول (۱۳۹۶ش). تشکیل البناء السردی فی قصیدة «عصا الخرنوب» للشاعر حبیب السامر. ادب عربی، 9(1)، 93-111. https://doi.org/10.22059/jalit.2017.202256.611431
شوالتز، دوان پی، شولتز، سیدنی الن و مارانژ، هترام (1394ش). نظریه‌های شخصیت. ترجمۀ یحیی سیدمحمدی. ویراستار: فاطمه محمدشاه علی. ویرایش.
صفاری‌نیا، مجید (1397ش). نظریه‌های شخصیت. احمد علی‌پور (ویراستار علمی). تهران: دانشگاه پیام نور.
صمیمی، سعیده، عادل‌زاده، پروانه و پاشایی فخری، کامران (1401ش). نقد روان‌کاوانۀ شخصیت "وهاب" در رمان "خانۀ ادریسی‌ها" بر اساس طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه با تکیه بر رویکرد جفری یانگ. پژوهش‌های ادبی، 19(75)، 105-131. https://doi.org/ 2634.19.75.5
عباس، فیصل (1996م). التحلیل النفسی والاتجاهات الفرویدیة. بیروت: دارالفکر العربی.
عبدالقدوس، احسان (د.ت). بئر الحرمان، مکتبتنا. http://www.maktbtna2211.cvom
غیاثی، محمد تقی (1382ش). نقد روان شناختی متن ادبی. تهران: نگاه.
فری، مایکل (1393ش). شناختدرمانی گروهی. علی صاحبی و همکاران (مترجمان). تهران: سایۀ سخن.
قهاری، شهربانو (1396ش). تغییر طرح‌وارهها. تهران: رشد.
گنجی، حمزه (1391ش). روانشناسی عمومی. چاپ پنجاه‌وهفتم، تهران: ساوالان.
محمدی بایتمبر، چیمن و احمدی، محمدنبی (1403ش). تحلیل روان‌شناسانه شخصیت «میلاد» در رمان «خبز علی طاوله الخال میلاد» بر اساس نظریه طرح‌واره درمانی جفری یانگ. مجله الجمعیه الایرانیه للغه العربیه و آدابها، 19(69)، 129-152. https://doi.org/10.22034/iaall.2023.401959.2807
مرادی، احمد، کریمی، محمدرضا، مرادی، رضا و کرم‌زاده، محمدامین (1398ش). روان‌شناسی شخصیت. دومین کنفرانس ملی روان‌شناسی و علوم تربیتی. دانشگاه آزاد اسلامی شادگان.
مرادی، زهرا (1400ش). تحلیل داستان‌های کوتاه إحسان عبدالقدوس بر اساس نظریۀ ژرار ژنت (با تکیه بر مجموعۀ بئر الحرمان). پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه قم.
نوربالا، فاطمه، بهرامی، احسان و علی‌پور، احمد (1395ش). اثر پیش بین سبک‌های مقابله‌ای اجتناب و جبران افراطی بر سلامت عمومی. روانشناسی سلامت، 5(17)، 51-62. https://hpj.journals.pnu.ac.ir/article_2791.html
هیث، جیلیان و استارتاپ، هلن (1401ش)، روش‌های خلاقانۀ طرح‌وارۀ درمانی: پیشرفت‌‌ها و نو آوری در کار بالینی. حمید بهرامی‌زاده و همکاران (مترجمان). تهران: دانژه.
یانگ، جفری و کلوسکو، ژانت (1395ش). زندگی خود را دوباره بیافرینید؛ برنامه کاربردی برای پایان بخشیدن به رفتارهای منفی و بازیابی احساسی خارق العاده. ساره حسینی عطار (مترجم). مشهد: شمشاد.
یانگ، جفری، کلوسکو، ژانت و ویشار، مارجوری (1393ش). طرح‌وارۀ درمانی؛ راهنمای کاربردی برای متخصصان بالینی. حسن حمیدپور و زهرا اندوز (مترجمان). تهران: ارجمند.
یزدانی، نادیا (1401ش). عنوان پایان نامه. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، گروه مترجمی زبان عربی، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری.
یوسفی، رحیم، ادهمیان، الهام و عبدالمحمدی، کریم (1395ش). نقش طرح‌واره‌های ناسازگار اولیه، صفات شخصیت و سبک‌های دلبستگی در پیش‌بینی علائم نشانگان ضربه دانشجویان دختر. مطالعات اجتماعی روان شناختی زنان، 14(3)، 190-171.  https://doi.org/ 10.22051/jwsps.2016.2559
  • تاریخ دریافت 16 شهریور 1404
  • تاریخ بازنگری 14 آذر 1404
  • تاریخ پذیرش 01 اسفند 1404