دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

نقد بوم‌گرای پیوند انسان و طبیعت در رمان «تغریبة القافر» زهران قاسمی

10.48308/jalc.2026.241962.1426

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

2 گروه الزامات پشتیبانی، دانشکدۀ علوم تربیتی رستاق، دانشگاه فناوری و علوم کاربردی، مسقط، عمان.

چکیده
بیان مسئله و هدف: در دوران کنونی که بحران‌های زیست‌محیطی طبیعت را با مشکلات جدی روبه‌رو کرده است، پرداختن به رابطۀ انسان و طبیعت در آثار ادبی از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. نقد بوم‌گرا رشته‌ای نوظهور در ادبیات است که با رویکردی انتقادی و با هدف آگاهی‌بخشی دربارۀ مسائل زیست‌محیطی به واکاوی و تحلیل رابطۀ انسان و محیط‌زیست، نقد نگرش انسان‌محور، تصویر طبیعت در متون ادبی، اخلاق زیست‌محیطی و موضوعاتی از این دست می‌پردازد. در این نقد، طبیعت پس‌زمینه‌ای منفعل نیست، بلکه کنشگری فعال و پویا است که در برابر تخریب‌های انسان ساکت نمی‌ماند و به آن واکنش نشان می‌دهد. تصویر طبیعت و عناصر آن در آثار بسیاری از نویسندگان قابل ملاحظه است، که خود بر پیوند بینامتنی ادبیات و محیط‍‌زیست دلالت دارد. رمان تغریبة القافر یکی از آثار اخیر زهران قاسمی، نویسندۀ مشهور عمانی، در ادبیات عربی است که با سبک رئالیسم جادویی به بررسی مفاهیمی چون آب، چگونگی بهره‌برداری انسان از طبیعت و منابع آن، مداخلۀ انسان در چرخه‌های طبیعی و عوارض ناشی از آن، معضلات و مشکلات زیست‌محیطی چون خشک‌سالی و پیامدهای متأثر از آن می‌پردازد. این داستان روایت زندگی شخصی به نام سالم بن عبدالله است که از بدو تولد پیوندی عمیق و ناگسستنی با آب دارد. او که از همبستگی ذاتی با طبیعت و آب برخوردار است، از موهبت شنیدن نجوای آب‌های زیرزمینی در جهت کمک به مردمش در بحران‌های زیست‌محیطی بهره می‌برد؛ اما این پیوند ذاتی و معنوی او با طبیعت زمانی دچار چالش می‌شود که با بهره‌برداری بی‌رویه از زمین و حفر گستردۀ قنات‌ها سیمای زمین را دگرگون می‌سازد. این اقدام او باعث اخلال در نظم طبیعی زمین می‌شود؛ بنابراین، طبیعت در برابر این رفتار او ساکت نمی‌ماند و پاسخی قاطع و سخت در دفاع از خود به او می‌دهد. روند افزایش بحران‌های زیست‌محیطی، بی‌توجهی انسان به طبیعت و خلأ پژوهشی موجود در رمان تغریبة القافر از این منظر، ضرورت انجام چنین پژوهشی را روشن می‌سازد. این جستار، با هدف آشکار ساختن لایه‌های معنایی پنهان در این رمان و تبیین پیچیدگی‌های تعامل و تقابل انسان و طبیعت، به واکاوی و تحلیل پیوند انسان و طبیعت می‌پردازد و در پی پاسخ‌گویی به این دو پرسش اساسی است‌: فرایند دگرگونی هویت ِشخصیت اصلی داستان چگونه از فردیت به‌سوی اتحاد و هماهنگی با طبیعت پیش می‌رود؟ در رمان تغریبة القافر، طبیعت به‌عنوان قدرتی بزرگ و یاری‌رسان و درعین‌حال کیفردهنده چگونه به تصویر کشیده شده است؟
روش‌شناسی: این پژوهش، با شیوۀ توصیفی تحلیلی و بهره‌گیری از مبانی و اصطلاحات کلیدی نقد بوم‌گرا همچون ارزش ذاتی و ارزش ابزاری، انسان‌محوری و بوم‌محوری، درهم‌تنیدگی و مواردی از این دست، پیوند انسان و طبیعت در رمان تغریبة القافر را از منظر نقد بوم‌گرا بررسی می‌کند. به این منظور، پس از گذاری کوتاه به زندگی و آثار زهران قاسمی، توضیحاتی دربارۀ نقد بوم‌گرا و اصطلاحات مهم آن ارائه می‌شود. در پایان، واکاوی این جستار در چهار محور اساسی انجام می‌شود: از تأمل در تولد از آب و پیوند با طبیعت و روایت یگانگی با آن شروع می‌شود، سپس به تحلیل تقابل انسان و طبیعت می‌پردازد و سرانجام به بازگشت به هویت بوم‌محور در آغوش طبیعت می‌انجامد.
بحث و تحلیل: در داستان تغریبة القافر، ارتباط خاص شخصیت اصلی داستان با طبیعت در ابتدا سبب برتری او بر دیگر شخصیت‌ها است. او در آغاز برای طبیعت ارزش ذاتی قائل می‌شود؛ اما، در ادامۀ داستان، او نمادی از انسان معاصر است که با بهره‌برداری بی‌رویه‌ از زمین به استثمار طبیعت می‌پردازد. این عمل او نشان‌دهندۀ نگرش انسان‌محورانه به طبیعت است که در آن، انسان را هدف و طبیعت را صرفاً ابزاری برای رسیدن به اهداف انسان در نظر می‌گیرد. در این داستان، طبیعت همچون عاملی فعال ظاهر می‌شود و پاسخی کوبنده و سخت به متجاوز می‌دهد. گرفتار شدن شخصیت اصلی در چاه آب اتفاق و حادثه‌ای معمولی نیست، بلکه واکنشی مستقیم و هدفمند به رفتارهای نابهنجار اوست. این وضعیت او را ناگزیر به رویارویی با قوای طبیعت می‌کند. او در حین مبارزه به محدودیت وجودی خود پی می‌برد و برای رفع نیازهای ابتدایی خویش (مثل آب و غذا) از همان طبیعتی که به او ظلم کرده است یاری می‌جوید. این تقابل نمونۀ بارزی از تضاد میان ارادۀ انسان و نظم کلی طبیعت به شمار می‌رود. بنا بر باور نگارندگان، این وضعیت سبب می‌شود نگرش او به‌تدریج از انسان‌محوری به بوم‌محوری تغییر یابد. درواقع، اسارت در چاه به او فرصتی می‌دهد تا خودِ حقیقی‌اش را دریا‌بد و به درک عمیق‌تری از جایگاه انسان در جهان طبیعی دست یابد. پایان باز داستان نشان از سرنوشت نامعلوم شخصیت اصلی دارد؛ اما، با توجه به اینکه در داستان نشانه‌هایی از تغییر نگرش او دربارۀ طبیعت و درک جایگاهش به‌عنوان جزئی از آن وجود دارد، می‌توان گفت که طبیعت او را می‌بخشد و به او فرصتی برای حیات دوباره می‌دهد؛ یا او را به کام مرگ می‌کشاند، که البته در این صورت می‌توان مرگ او را نوعی استحاله و وحدت وجودی با طبیعت تلقی کرد.
دستاوردها: در رمان تغریبةالقافر، طبیعت عامل فعالی است که هم‌زمان نقش چالشگر و حامی را ایفا می‌کند. از یک طرف، شخصیت اصلی را با پیامدهای کنش‌های نادرستش رو‌به‌رو می‌سازد و از طرف دیگر، با فراهم آوردن منابع حیاتی، به بقای او یاری می‌رساند. حاصل این رویارویی تحول هویت شخصیت اصلی از انسان‌محوری به بوم‌محوری است، که خود بیانگر پیوند ناگسستنی میان انسان و طبیعت است. او در مسیر این دگرگونی از نگرش ابزاری به طبیعت فاصله می‌گیرد و به وحدت وجودی و یگانگی با جهان طبیعی دست می‌یابد و در هر دو حالت زندگانی و فنا سرنوشت او با طبیعت گره می‌خورد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

AEcocritical Study of the Human–Nature Bond in Zahran Qāsimi’s Novel “Taghribāt al-Ghāfir”

نویسندگان English

zahra aramesh mofrad 1
Bahar Seddighi 1
Hammoud bin Khalfan bin Manin Al-Dughaishi 2
1 Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Ferdowsi University of Mashhad, Mashhad, Iran.
2 Department of Supporting Requirements, College of Rustaq Education, University of Technology and Applied Sciences, Muscat, Oman.
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: In the contemporary era, where environmental crises have confronted nature with serious challenges, examining the relationship between human and natural world in literary works holds significant importance. Ecocriticism is an emerging discipline in literature that, through a critical approach and with the aim of raising awareness of environmental issues, investigates and analyzes the relationship between human and environment, critiques anthropocentrism, explores the representation of nature in literary texts, and examines environmental ethics. In this mode of critique, nature is not a passive backdrop but an active and dynamic agent that does not remain silent in the face of human-caused destruction and instead reacts to it. The depictions of nature and its elements is noticeable in the works of many writers, underscoring the intertextual connection between literature and the environment. Taghribāt al-Qāfir, one of the recent novels by the renewned Omani writer Zahran Qāsimi in Arabic literature, employs elements of magical realism to explore concepts such as water, human exploitation of nature and its resources, human intervention in natural cycles and its consequences, environmental challenges such as drought and its impacts. This novel narrates the life of a character named Sālim bin ʿAbdullāh, who from birth possesses a profound and inseparable bond with water. Endowed with an innated affinity for nature and water, he is gifted with the ability to hear the whispers of underground streams, enabling him to help his community during environmental crises. However, this intrinsic and spiritual connection with nature becomes strained when his excessive extraction of groundwater and extensive digging of qanāts (underground water channels) alters the face of the land. This intervention disrupts the natural order of the earth; consequently, nature does not remain silent in the face of his actions and responds firmly in its own defense. The intensifying environmental crises, human disregard for nature, and the existing research gap concerning Taghribāt al-Qāfir from this perspective highlight the necessity of such a study. This article aims to uncover the hidden semantic layers of the novel and explain the complexities of human-nature interaction and conflict. Therefore, It seeks to answer two Key questions: How does the transformation of the protagonist’s identity progress from individuality toward unity and harmony with nature? And How is nature portrayed in the novel as a powerful, life-supporting, and at the same time punitive force?
Methodology: Using a descriptive-analytical method and drawing upon the fundamental concepts and terminology of ecocriticism—such as intrinsic and instrumental value, anthropocentrism versus ecocentrism, and interconnectedness—this study examines the human-nature relationship in Taghribāt al-Qāfir from an ecocritical perspective. To this end, the article first provides a brief overview of Zahran al-Qāsimi’s life and works, followed by introduction to ecocriticism and its key terms. Finally, the analysis is conducted in three main sections: contemplation of birth from water and primordial unity with nature; examination of conflict between human and nature; and ultimately, the protagonist’s return to an eco-centered identity in the embrace of natural world.
Discussion and Analysis: In Taghribāt al-Qāfir, the protagonsit’s unique connection with nature initially grants him superiority over other characters. At first, he attributes intrinsic value to nature. However, as the narrative progress, he becomes a symbol of modern humanity, exploiting the land through excessive extraction and thus dominating nature. His behavior reflects an anthropocentric worldview, one in which humanity is considered as the ultimate end and nature merely a means to achieve human goals. In this narrative, nature emerges as an active agent, responding forcefully to the transgressor. The protagonist’s entrapment in the water well is neither accidental nor incidental; rather, it represents a direct and intentional response to his disruptive actions. This situation compels him to encounter the forces of nature. During the struggle, he becomes aware of his own existential limitations and turns for help—regarding basic needs such as water and food—to the very nature he had wronged. This confrontation exemplifies the fundamental conflict between human will and the overarching order of natural world. According to the authors’ interpretation, this confrontation gradually shifts his perspective from anthropocentrism to ecocentrism. In fact, his captivity in the well grants him the opportunity to rediscover his true self and to develop a deeper understanding of humanity’s place within the natural world. The novel’s open ending leaves the protagonist’s the fate uncertain. Yet, given the textual indications of his evolving perspective on nature and his recognition of himself as a part of it, one may conclude that nature either grants him a second chance at life or draws him into death—where his demise can be considered as a form  of metamorphosis and existential unity with nature.
Findings: In Taghribāt al-Qāfir, nature is portrayed as an active agent that simultaneously challenges and sustains the protagonist. On the one hand, it confronts him with the consequences of his misguided actions; on the other hand, it provides the vital resources essential for his survival. The outcome of this confrontation is the protagonist’s transformation from an anthropocentric to ecocentric identity, which underscores the inseparable bond between human and nature. Through this transformation, he distances himself from an instrumentalist view of nature and ultimately attains a state of unity with the natural world—whether in life or in death, his destiny becomes intertwined with nature itself.

کلیدواژه‌ها English

  • Human
  • Nature
  • Ecocriticism
  • Identity
  • Zahran Qasimi
  • Taghribāt al-Qāfir

عنوان مقاله العربیة

النقد البیئی لعلاقة الإنسان بالطبیعة فی روایة «تغریبة القافر» لزهران القاسمی

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: فی العصرِ الراهنِ، إذ تُواجه الطبیعةُ أزماتٍ بیئیةً تُعرِّضها لمشکلاتٍ خطیره، تکتسبُ دراسةُ العلاقةِ بین الإنسانِ والطبیعةِ فی الأدب، مکانةً بارزةً وأهمیةً خاصةً. یُعَدّ النقدُ البِیئیّ فرعًا حدیثَ النشأة فی الأدب، یَقومُ على رؤیةٍ نقدیّةٍ تهدف إلى رفعِ الوعی بالقضایا البیئیّةِ، مِن خلال تَفَحُّصِ و تحلیِل علاقةِ الإنسانِ بالبیئة، ونقد النزعة الإنسان المحوریة(أو ما یُعرف بالنزعة الإنسان-المرکزیة)، وصورة الطبیعة فی النصوص الأدبیة، والأخلاق البیئیة وغیر ذلک. فی هذا النقد تُصوَّر الطبیعةُ لا بوصفها خلفیةً ساکنةً، بل کفاعلٍ نشط وحیوی لا یَلتزمُ الصَّمتَ إزاء تخریباتِ الإنسانِ، بل یُبدی رُدود أفعالٍ تجاهها. إنّ صورةَ الطبیعةِ وعناصرِها فی أعمال کثیرٍ من الکُتّابِ لافتةٌ للنظر، وهی تَدلُّ على العَلاقةِ التناصیّةِ بین الأدبِ والبیئة. تُعَدّ روایة ُ«تغریبة القافر» للکاتب العُمانی الشهیرِ زهران القاسمی إحدى أحدثِ أعمالِه فی الأدب العربی، حیثُ یَتناولُ فیها بأسلوب الواقعیّة السحریّة مَفاهیمَ مثلُ الماءِ، کیفیةِ استغلالِ الإنسانِ للطبیعة ومواردِها، تدخُلِ الإنسان فی الدوراتِ الطبیعیةِ وما یترتبُ علیه مِن آثار، وکذلک المُعضِلاتِ و المَشاکلِ البیئیةِ مثلُ الجفافِ وتداعیاتِه. تتناولُ القصةُ سیرةَ رجلٍ یُدعى سالمُ بن عبد الله، ارتبط منذ ولادتهِ برابطةٍ عمیقةٍ وثابتةٍ بالماء. إنه یتمتّع بارتباطٍ ذاتی مع الطبیعة والماء، ویَستفیدُ مِن موهبة سماعِ نجوى المیاهِ الجوفیةِ لِمساعدةِ قومِه فی الأزماتِ البیئیةِ؛ غیرَ أنّ هذا الارتباطَ الذاتی والروحی مع الطبیعةِ یُواجه تحدّیاً عندما یقومُ بالاستغلالِ المفرطِ للأرض وحفرِ الأفلاج ِعلى نِطاقٍ واسعٍ، فیُغیّر ملامحَها. إنّ هذا الفعلَ یُحدثُ خللاً فی النظام الطبیعی للأرضِ؛ ولذلک فإنّ الطبیعةَ لا تَلتزمُ الصمتَ إزاءَ سُلوکِه، بل تَردُّ علیه بدفاعٍ صارم وقاسٍ. إنّ تزایدَ الأزماتِ البیئیّةِ، وعَدمَ اهتمامِ الإنسانِ بالطبیعةِ، والفراغَ البحثیّ الموجودَ فی دراسة ِروایةِ «تغریبة القافر»مِن هذا المنظور، تبرزُ بوضوحٍ ضرورةَ إنجازِ هذا البحثِ. ولذلک فإنّ هذه الدراسة تهدف إلى الکشفِ عن الطبقاتِ الدلالیة ِالکامنةِ فی هذه الروایة وبیانِ تعقیداتِ التفاعلِ والتقابُلِ بین الإنسانِ والطبیعةِ، مِن خلال تَفحُّصِ وتحلیلِ الصِّلةِ بین الإنسانِ والطبیعةِ؛ کما تَسعى للإجابةِ عن سؤالینِ أساسـیّینِ: کَیْفَ یَتَقَدَّمُ مَسارُ تَحَوُّلِ هُوِیَّةِ الشَّخْصِیَّةِ الرَّئِیسِةِ فِی القِصَّةِ، مِنَ الفَرْدِیَّةِ نَحْوَ الوَحْدَةِ وَالتَّناغُمِ مَعَ الطَّبِیعَةِ؟ کیف تُصوَّر الطبیعةُ فی روایةِ «تغریبة القافر» بِوصفِها قوّةً عظیمةً مُعینةً وفی الوقتِ نفسِه مُعاقِبةً؟



المنهجیّة: یَسعى هذا البحثُ إلى دِراسةِ العلاقةِ بینَ الإنسانِ والطبیعةِ فی روایةِ «تغریبة القافر» مِن مَنظورِ النقدِ الإیکولوجی(النقد البیئی)، وذلک باستخدامِ المنهجِ الوصفی التحلیلی والاستفادةِ مِنَ ألأُسُسِ والمُصطلحاتِ الرئیسةِ للنَّقدِ الإیکولوجی مثلُ القیمةِ الذاتیةِ والقیمةِ الأداتیّةِ، مرکزیّةِ الإنسان (مِحوریة الإنسان) ِومرکزیّةِ البیئةِ (محوریة البیئة)، التَشابکِ وغیرِها .یقدّمُ هذا البحثُ بعدَ مُرورٍ قصیرٍ على حیاةِ وأعمالِ زهران القاسمی توضیحاتٍ حولَ النقدِ الإیکولوجی (البیئی) ومُصطلحاتِه المهمّةِ، وفی الختام، تُنجَز مقاربةُ هذا البحث فی أربَعةِ مَحاورَ أساسیةً: تبدأ بالتأملِ فی الولادةِ مِن الماءِ والارتباطِ بالطبیعةِ و سردیةِ الوحدة معها؛ ثم تنتقل إلى تحلیلِ تقابُلِ الإنسانِ والطبیعةِ ؛ وتنتهی أخیراً بالعودةِ إلى الهویةِ البیئیة فی أحضانِ الطبیعةِ.



المناقشة والتحلیل: فی قصة «تغریبة القافر»، یُشکّل الارتباطُ الخاصُّ بین الشخصیةِ الرئیسةِ والطبیعةِ فی البدایةِ سببًا لتفوّقِها على الشخصیاتِ الأُخرى؛ فهو فی البدایةِ یقدر الطبیعةَ ویمنحُها قیمةً ذاتیةً، لکنّه فی ما بعد یُصبحُ رمزًا للإنسانِ المعاصِر الذی یستغلُّ الطبیعةَ مِن خلالِ الاستفادةِ المفرطةِ مِن مواردِ الأرضِ. هذا الفعلُ یُجسِّد نزعةَ الإنسانِ-المرکزیةِ (الإنسان المحوریة) فی النظرِ إلى الطبیعةِ، حیث یُعتبَر الإنسانُ غایةً، بینما تُدرَک الطبیعةُ بوصفِها مجرّدَ أداةٍ لتِحقیقِ مَقاصدِ الإنسانِ. فی هذِهِ القِصَّةِ تَظهَرُ الطَّبیعَةُ کعامِلٍ فاعِلٍ، وَتُوجِّهُ رَدّاً صارِماً وَشَدیداً إِلى المُعتَدِی. إِنَّ وُقوعَ الشَّخصِیَّةِ الرَّئیسَةِ فی بِئرِ الماءِ لَیسَ حادِثاً عَرَضِیّاً أَو مُصادَفَةً عادیَّةً، بَل هُو رَدٌّ مُباشِرٌ وَمُقصَدٌ إِزاءَ سُلوکِهِ الخاطِئ. هذِهِ الحالَةُ تُجبِرُهُ عَلى المُواجَهَةِ وَالتَّصادُمِ مَعَ قُوَى الطَّبیعَةِ؛ فَفی أَثْناءِ صِراعِهِ یُدرِکُ حُدودَ وُجودِهِ، وَیَلجَأُ إِلى نَفسِ الطَّبیعَةِ الَّتی ظَلَمَها لِیَستَعینَ بِها عَلى تَلبِیَةِ اِحتِیاجاتِهِ الأَساسیَّةِ (مِثلُ الماءِ وَ الغِذاء). هذَا التَّقابُلُ یُعَدُّ نَموذَجاً واضِحاً لِلتَّناقُضِ بَینَ إِرادَةِ الإنسَانِ وَالنِّظامِ الشّامِلِ لِلطَّبیعَةِ. بِحَسَبِ اعتِقادِ الکُتابِ، هٰذِهِ الحالَةُ تُؤَدِّی تَدْریجِیًّا إِلى تَحَوُّلِ مَنْظُورِهِ مِنَ الإِنْسانِ-المَحْوَرِیَّةِ إِلى البِیئَةِ-المَحْوَرِیَّةِ. فَفِی الحَقیقَةِ، إِنَّ الأَسْرَ فی البئرِ یُمْنِحُهُ فُرْصَةً لِیُدْرِکَ ذاتَهُ الحَقیقِیَّةَ وَیَصِلَ إِلى فَهْمٍ أَعمَقَ لِمَکانَةِ الإِنْسانِ فی العالَمِ الطَّبِیعِیِّ. وَإِنَّ النِّهایَةَ المَفْتُوحَةَ لِلقِصَّةِ تُشیرُ إِلى مَصِیرٍ غَیْرِ مَعْلُومٍ لِلشَّخْصِیَّةِ الرَّئِیسِة؛ وَلٰکِنْ بِالنَّظَرِ إِلى وُجُودِ دَلالاتٍ فی النَّصِّ تُومِئُ إِلى تَغَیُّرِ مَوْقِفِهِ تُجاهَ الطَّبِیعَةِ وَإِدْراکِ مَکانَتِهِ کجُزْءٍ مِنْها، یُمْکِنُ القول بأنَّ الطَّبِیعَةَ تَغْفِرُ لَهُ وَتُعْطِیهِ فُرْصَةً لِحَیاةٍ جَدیدَةٍ؛ أَوْ أَنَّها تَجُرُّهُ إِلى هَلاکٍ مُحَقَّقٍ، وَفی هٰذِهِ الحالَةِ یُمْکِنُ عَدُّ مَوْتِهِ نَوْعًا مِنَ الاسْتِحالَةِ وَالوَحْدَةِ الوُجُودِیَّةِ مَعَ الطَّبِیعَةِ.



الإنجازات: فِی رِوایَةِ «تَغْریبَةِ القافِر»، تَظْهَرُ الطَّبِیعَةُ کَعَامِلٍ فاعِلٍ یُؤَدِّی فی آنٍ واحِدٍ دَوْرَ المُتَحَدِّی وَالحامِی؛ فَمِنْ جِهَةٍ تُواجِهُ الشَّخْصِیَّةَ الرَّئِیسِةَ بِتَبِعاتِ أَفْعالِهِ الخاطِئَةِ، وَمِنْ جِهَةٍ أُخْرَى تُساعدُ عَلی بَقائِهِ، عَبْرَ تَوْفیرِ المَوارِدِ الحَیَوِیَّةِ. وَیَنْتُجُ عَن هٰذا التَّقابُلِ، تَحَوُّلُ هُوِیَّةِ الشَّخْصِیَّةِ مِنَ الإِنْسانِ-المَحْوَرِیَّةِ إِلى البِیئَةِ-المَحْوَرِیَّةِ، وَهُوَ ما یُعَبِّرُ بِذَاتِهِ عَنِ العِلاقَةِ الوَثِیقَةِ الَّتی لا تَنفَصِلُ بَیْنَ الإِنْسانِ وَالطَّبِیعَةِ؛ ففی مسارِ هذا التحوّلِ، یَبتعِد ُعن النَّظرةِ الأداتیهِ للطبیعةِ، ویُحَقِّقُ الوحدة َالوجودیةَ والانسجامِ الکاملِ معَ العالَمِ الطبیعی؛ بحیثُ یَرتبطُ مَصیرُه بالطبیعةِ فی حالتَی الحیاِة والفناءِ على السَّواءِ.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • الإنسان
  • الطبیعة
  • النقد الإیکولوجی (البیئی)
  • الهویة
  • زهران القاسمی
  • تغریبة القافر
انیل، جان،آلان الاند و آندری لایت (1396ش). ارزشهای زیستمحیطی. عیسی پیری (مترجم). تهران: تیسا
پارساپور، زهرا (1391ش). نقد بومگرا (ادبیات ومحیط زیست). پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
پارساپور، زهرا (1392ش). درباره نقد بومگرا. عبدالله نوروزی و حسین فتحعلی (مترجمان). تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
پارساپور، زهرا و حسن‌پور، هیوا (1401ش). تقدس و هویت‌یافتگی شخصیت در سایه طبیعت (پیوند شخصیت و طبیعت در رمان سوران سرد). روایت شناسی، 11، 41-63.
دابسون، اندور (1377ش). فلسفه و اندیشهی سیاسی سبزها. محسن ثلاثی (مترجم). تهران: آگاه.
ربیع السعید عطیه، إسلام (2023م). أنسنه الطبیعه الصامته فی شعر إبن خفاجه ت533ه دراسه فی ضوء النقد البیئی (الإیکولوجی). المجله العلمیه لکلیه الآداب، 12، 229-284.
صدقه، ژان (1400ش). نماد و آیین، پژوهشی در اساطیر کهن. برگردان، نقد و تحلیل: دکتر احمدرضا حیدریان شهری و دکتر بهار صدیقی. تهران، جامی.
صدیقی، بهار، زارعی، فرزانه و حیدریان شهری، احمدرضا (1399ش). واکاوی تطبیقی کهن‌الگوی آب در سروده‌های لمیعه عباس عماره و فروغ فرخزاد. کاوشنامه ادبیات تطبیقی (مطالعات تطبیقی عربی-فارسی)، 1(41)، 61-84.
صدیقی، بهار، زارعی، فرزانه، حیدریان شهری، احمدرضا و یاحقی، محمدجعفر (1401ش). خوانش تطبیقی سیمای زن قهرمان بر بنیاد نظریه‌ لرد راگلن، خوانش اسطوره‌بنیاد دو روایت «تیامات-مردوک» و «ارنواز، شهرناز- فریدون». پژوهشهای ادبیات تطبیقی، 1، 77-102.
عبدالحافظ، عبیر جودت حافظ (2023م). النَّقد البیئی و نظریه الأدب، دراسه فی نماذج روائیه عربیه معاصره الأستاذ المشرف: د.محمد مصطفی سلیم، کلیه الآداب و العلوم، جامعه قطر
عوف، فرید (2023م). النقد البیئی؛ الرؤیه و التطبیق، دراسه تطبیقیه لنماذج شعریه من شعر المدینه و الریف للشاعر الجزائری عبدالملک بومنجل. مجله دراسات، 12(1)،
فارس الشمری، بشایر (2024م). المکونات البیئیه فی القصه القصیره القطریه عند دلال خلیفه من منظور النقد البیئی (أنا الیاسمینه البیضاء أنموذجاً). الأستاذ المشرف:د. عبدالحق بلعابد، کلیة الآداب و العلوم، جامعة قطر.
القاسمی، زهران (2022م). تغریبه القافر. تونس: منشورات میسکلیانی.
کِلرت، استیون آر (بی‌ تا). حق مادرزاد (انسان و طبیعت در دنیای امروز) عبدالحسین وهاب‌زاده، سید مصطفی چشمی و روشنک شهریاری (مترجمان). نشر نو.
پویمان، لویی پ (1383ش). اخلاق زیستمحیطی. ترجمۀ گروه مترجمان. تهران: توسعه.
نیس، آرنه (1399ش). بومشناسی، اجتماع و سبک زندگی. نسترن خسروی (مترجم). تهران: انتشارات بان.
وینست، اندرو (1378ش). ایدوئولوژیهای مدرن سیاسی. مرتضی ثاقب‌فر (مترجم). تهران: انتشارات ققنوس.
  • تاریخ دریافت 28 مهر 1404
  • تاریخ بازنگری 23 آبان 1404
  • تاریخ پذیرش 25 دی 1404