دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

چالش‌های پایبندی به نظام معنایی همگرا در ترجمهٔ متون طب سنتی (نمونهٔ موردمطالعه: برگردان اکبر داناسرشت از کتاب شفای ابن سینا)

10.48308/jalc.2026.242681.1435

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدهٔ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

2 گروه زبان و ادبیات عربی، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: ترجمۀ متون علمی و کهن، به‌ویژه در حوزۀ طب سنتی، همواره با چالش‌هایی در ساختار، واژگان و انتقال نقش ارتباطی متن همراه است. ترجمه در این قلمرو صرفاً انتقال واژه‌ها از زبانی به زبان دیگر نیست، بلکه تلاشی گفتمانی برای بازآفرینی معنا در بافت فرهنگی و تاریخی جدید است. در ترجمۀ آثار فلسفی و طبی ابن ‌سینا این مسئله برجسته‌تر است؛ زیرا زبان و ساختار و جهان‌بینی خاص متن مبدأ، و ضرورت دقت علمی و وفاداری به محتوا، در عین‌ قابل‌ فهم بودن متن برای مخاطب معاصر، فشار دوگانه‌ای برای مترجم ایجاد می‌کند. در ترجمۀ اکبر داناسرشت از بخش «علم‌النفس» کتاب شفا، پایبندی شدید به نظام معنایی ‌هم‌گرا و وفاداری لفظی به ساختار متن عربی باعث پدید آمدن نوعی «فاصلۀ گفتمانی» میان متن مقصد و خواننده شده است؛ فاصله‌ای که به‌جای ایجاد ارتباط معنایی میان دو زبان، شکاف میان دامنۀ معنایی متن و دامنۀ دریافت خواننده را افزایش می‌دهد. مسئلۀ اصلی پژوهش این است که کدام مؤلفه‌های گفتمانی و روشی مترجم را به این پایبندی‌ واداشته و این انتخاب چه پیامدهایی برای نقش ارتباطی و کارکرد علمی متن داشته است. هدف از این پژوهش تحلیل انتقادی ترجمۀ داناسرشت با تکیه بر نظریات گفتمان‌محور ترجمه، به‌ویژه دیدگاه‌های لارنس ونوتی دربارۀ بیگانه‌سازی، ناپیدایی مترجم و نظام معنایی ‌هم‌گرا، و نیز بررسی میزان تحقق نقش اطلاع‌رسانی و کاربردی متن علمی شفا در ترجمۀ فارسی است.
روش‌شناسی: پژوهش پیش‌رو ماهیتی توصیفی ـ تحلیلی دارد و مبتنی بر چارچوب نظری مطالعات ترجمۀ معاصر به‌ویژه رویکرد گفتمانی است. ابتدا مفاهیم کلیدی همچون «نظام معنایی ‌هم‌گرا و نا‌هم‌گرا»، «وفاداری»، «معادل‌یابی»، «بیگانه‌سازی»، «بومی‌سازی» و «واحد ترجمه» بر اساس آرای ونوتی، نایدا، مانفردی، رایس، هولمز، زوهر و دیگر نظریه‌پردازان تبیین می‌شود. سپس، ترجمۀ داناسرشت از بخش‌هایی از کتاب شفا، با ارجاع به متن عربی و نمونه‌های متعدد، از دو منظر بررسی می‌شود: یکی از منظر تحلیل دستوری و ساختاری؛ یعنی بررسی میزان بسندگی، تبعیت از ساختار زبان مبدأ، انسجام نحوی و میزان تعدیل یا جرح. دوم، تحلیل معنایی و واژگانی؛ یعنی واکاوی ابهام‌های واژگانی، انتخاب برابرهای نامأنوس، ترجمه‌های لفظ‌گرا و میزان انتقال نقش متن. همچنین، تلاش شده است تا زمینه‌های فرهنگی، تاریخی و معنایی مؤثر بر انتخاب‌های مترجم، به‌ویژه رویکرد قدسی به متن و مؤلف، تبیین شود. بدین ترتیب، پژوهش با پیوند تحلیل زبانی و بررسی گفتمانی در پی آن است که علل بروز ناهم‌زیستی گفتمانی میان متن مقصد و مخاطب امروز را آشکار سازد.
بحث و تحلیل: یافته‌ها نشان می‌دهد که ترجمۀ داناسرشت، به‌جای پیروی از رویکردی پویا و نقش‌محور، به نظام معنایی ‌هم‌گرا به‌شدت متکی است؛ یعنی انتقال واژگان و ترکیبات و ساختارهای متن عربی، بدون تعدیل‌های لازم برای زبان مقصد. این الگو چند پیامد عمده داشته است: یکی ابهام ساختاری و واژگانی؛ به این معنی که در بسیاری از جمله‌ها ساختار پیچیدۀ عربی عیناً به فارسی منتقل شده است و عبارت‌هایی مانند «حصول شیء»، «مقارن انفعال»، «استحاله»، «لاتفارق» و «مبدأ» بدون جایگزین‌های طبیعی فارسی به‌ کار رفته‌اند. این امر خوانش را دشوار و متن را از کارکرد اطلاع‌رسانی دور کرده است. نمونه‌های بررسی‌شده نشان می‌دهد که کمترین تغییرات در واحد ترجمه می‌توانست متن را به زبان مقصد نزدیک‌تر کند، بدون آنکه به معنا لطمه بزند. دوم، غلبۀ زبان فنی و کهن‌گرایی کنترل‌نشده؛ برای مثال، ونوتی تأکید می‌کند که در ترجمۀ روان باید از کهن‌گرایی و چندمعنایی غیرضروری پرهیز شود. برعکس، در این ترجمه، زبان فنی و کهن بدون مدیریت گفتمانی وارد متن شده و بیگانگی برای مخاطب ایجاد کرده است. این بیگانه‌سازی از نوع مطلوب ونوتی نیست، بلکه از جنس «گرته‌برداری» است که نقش ارتباطی متن را مختل می‌کند. سوم، ناپیدا کردن خواننده به‌جای ناپیدا کردن مترجم؛ یعنی درحالی‌که ایدۀ «ناپیدایی مترجم» در ترجمۀ روان به حذف نشانه‌های دخالت مترجم منجر می‌شود، در این مورد مترجم چنان در پس ساختار متن عربی پنهان شده که به‌جای شفافیت، متن مقصد خواننده را ناپیدا کرده و او را از مشارکت در فهم متن بازداشته است. چهارم، نقش گفتمان قدسی در انتخاب‌های مترجم؛ یعنی پژوهش نشان می‌دهد که مترجم، آگاه یا ناخودآگاه، با رویکردی قدسی با متن ابن ‌سینا مواجه شده است. تقدس زبان عربی، جایگاه علمی و فلسفی ابن‌ سینا و ماهیت کلاسیک متن نوعی فشار گفتمانی بر مترجم وارد کرده است که تا حد امکان ساختار مبدأ را حفظ کند، گویی حفظ صورت متن معادل با حفظ مقام علمی آن است. این امر باعث شده ترجمه، به‌جای پیروی از هنجارهای زبان مقصد و نیازهای خواننده، به هنجارهای زبان مبدأ وفادار بماند؛ درنتیجه، شکاف گفتمانی بزرگی میان متن و خوانندهٔ معاصر ایجاد شده است.
دستاوردها: پژوهش پیش‌رو چند نتیجۀ مهم را آشکار می‌سازد. نخست آنکه پایبندی افراطی به نظام معنایی ‌هم‌گرا در ترجمۀ متون علمی ـ تاریخی ممکن است به «نامتن‌ شدن» متن مقصد بینجامد؛ به این معنا که متن، با وجود درستی واژگان، نقش ارتباطی خود را از دست می‌دهد و کارکرد علمی آن مختل می‌شود. همچنین، روشن شد که ترجمۀ داناسرشت نمونه‌ای از سوءبرداشت از مقولۀ وفاداری است؛ زیرا وفاداری به متن مبدأ باید تابع سه عنصر باشد: نیت نویسنده، زبان مقصد و نیاز خواننده؛ اما تمرکز افراطی بر عنصر نخست سبب نادیده‌ گرفتن دو عنصر دیگر شده است. افزون‌بر این، عامل گفتمانی تقدس نقش مهمی در سبک ترجمه داشته و مترجم، در تلاش برای حفظ شأن علمی و قدسی متن، ساختارهای عربی را تقریباً بدون هیچ‌گونه تعدیل به زبان مقصد منتقل کرده است. بر اساس این نتایج، ترجمۀ مطلوب متون طب سنتی نیازمند ایجاد تعادل میان بیگانه‌سازی و بومی‌سازی است؛ به‌گونه‌ای که نه گرته‌برداری تحت‌اللفظی مناسب باشد و نه ساده‌سازی افراطی؛ زیرا ترجمۀ علمی باید در خدمت انتقال دانش و احیای میراث علمی قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

Challenges of Adherence to a Convergent Semantic System in Translating Traditional Medicine Texts (A Case Study: Akbar Danaseresht’s Translation of Avicenna’s al-Shifa)

نویسندگان English

Seyyed Hossein Hosseini Goushki 1
Fatemeh Aaraji 2
1 Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University, Tehran, Iran.
2 Department of Arabic Language and Literature, Faculty of Literature and Humanities, Tehran University, Tehran, Iran.
چکیده English

Statement of the Problem and Objective: The translation of scientific and classical texts, especially in the field of traditional medicine, has always been accompanied by challenges in structure, vocabulary, and the transfer of the communicative function of the text. Translation in this domain is not merely the transfer of words from one language to another; rather, it is a discursive endeavor aimed at the recreate of meaning within a new cultural and historical context. In the translation of Avicenna’s philosophical and medical works, this issue becomes even more prominent, since the specific language, structure, and worldview of the source text, along with the necessity of scientific accuracy and fidelity to content—while simultaneously ensuring comprehensibility for the contemporary reader—places a dual pressure on the translator. In Akbar Danaseresht’s translation of the “Psychology” section of al-Shifa, strict adherence to a convergent semantic system and literal fidelity to the structure of the Arabic text has led to the emergence of a kind of “discursive distance” between the target text and its reader; a distance which, instead of establishing semantic communication between the two languages, increases the gap between the semantic scope of the text and the reader’s sphere of reception. The main question of the present study is which discursive and methodological components compelled the translator toward such adherence, and what consequences this choice has had for the communicative and scientific function of the text. The aim of this research is to provide a critical analysis of Danaseresht’s translation based on discourse-oriented translation theories, with particular emphasis on Lawrence Venuti’s views on foreignization, the invisibility of the translator, and convergent semantic system. It also seeks to examine the examine the extent to which the informative and functional role of the scientific text of the al-Shifa has been realized in the Persian translation.
Methodology: The present research is descriptive–analytical in nature and is grounded in the theoretical framework of contemporary translation studies, particularly the discourse-oriented approach. First, key concepts such as “convergent and divergent semantic systems,” “fidelity,” “equivalence,” “foreignization,” “domestication,” and “the translation unit” are explained based on the views of Venuti, Nida, Manfredi, Reiss, Holmes, Even-Zohar, and other theorists. Subsequently, Danaseresht’s translation of selected sections of al-Shifa is examined, with reference to the Arabic text and numerous examples, from two perspectives: first, grammatical and structural analysis—namely, examining adequacy, adherence to the source-language structure, syntactic coherence, and the extent of modification or alteration; second, semantic and lexical analysis—namely, investigating lexical ambiguities, the selection of unfamiliar equivalents, literalist translations, and the degree of transfer of the text’s function. In addition, an attempt has been made to explain the cultural, historical, and semantic contexts influencing the translator’s choices, particularly the sacral approach toward the text and its author. In this way, by integrating linguistic analysis with discursive examination, the study seeks to reveal the causes of the discursive non-coexistence between the target text and the contemporary reader.
Discussion and Analysis: The findings indicate that Danaseresht’s translation relies heavily on a convergent semantic system instead of following a dynamic, function-oriented approach; that is, it transfers vocabulary, compounds, and structures of the Arabic text without the necessary adjustments for the target language. This model results in several major consequences. First; Structural and lexical ambiguity: in many sentences, the complex Arabic structure has been transferred verbatim into Persian, and expressions such as “ḥuṣūl al-shay’,” “muqārin li’l-infi‘āl,” “istiḥāla,” “lā tufāriq,” and “mabda’” have been employed without natural Persian equivalents. This not only complicates the reading process but also distanced the text from its informational function. The examined examples show that minimal changes in the translation unit could have brought the text closer to the target language without damaging its meaning. Second, the dominance of technical language and uncontrolled archaism: for instance, Venuti emphasizes that fluent translation should avoid unnecessary archaism and polysemy. Conversely, in this translation, technical and archaic language has been introduced into the text without discursive management, thereby producing an unintended form of foreignization for the reader. This foreignization is not of the type advocated by Venuti; rather, it is a form of calquing that disrupts the communicative function of the text. Third, rendering the reader invisible instead of the translator: whereas the idea of “translator invisibility” in fluent translation leads to the elimination of signs of translator intervention, in this case the translator has hidden himself so completely behind the structure of the Arabic text that, instead of producing transparency, the target text renders the reader invisible and prevents their participation in understanding text. Fourth, The role of sacral discourse in the translator’s choices: The study shows that the translator—consciously or unconsciously—has approached Avicenna’s text with a sacral attitude. The sanctity of the Arabic language, Avicenna’s scientific and philosophical status, and the classical nature of the text have exerted a discursive pressure on the translator to preserve the source structure as much as possible, as if preserving the form of the text were equivalent to preserving its scientific authority. As a result, the translation has remained faithful to the norms of the source language instead of following the norms of the target language and the needs of the reader; consequently, a significant discursive gap has emerged between the text and the contemporary reader.
Findings: The present study reveals several important results. First, excessive adherence to a convergent semantic system in translating scientific–historical texts may lead to the “de-textualization” of the target text; that is, despite lexical accuracy, the text loses its communicative role, and its scientific function becomes impaired. It also became clear that Danaseresht’s translation represents a misunderstanding of the concept of fidelity, since fidelity to the source text must be subordinated to three elements: the author’s intention, the target language, and the reader’s needs; however, excessive focus to the first element has led to the neglect of the other two. Moreover, the discursive factor of sanctity has played a crucial role in the translation style, and in an effort to preserve the scientific and sacred status of the text, the translator has transferred Arabic structures into the target language with almost no modification. Based on these results, an optimal translation of traditional medical texts requires establishing a balance between foreignization and domestication, in such a way that neither literal calquing nor excessive simplification is appropriate; for scientific translation must serve the transmission of knowledge and revitalization of scientific heritage.

کلیدواژه‌ها English

  • scientific translation
  • convergent semantic system
  • discursive system of translation
  • Venuti
  • structural and lexical ambiguity

عنوان مقاله العربیة

تحدیات الالتزام بالنظام الدلالی المتقارب فی ترجمة النصوص الطبیة التقلیدیة (دراسة ترجمة أکبر داناسرشت لکتاب الشفاء لابن سینا نموذجاً)

چکیده العربیة
بیان المسئلة والهدف: ترجمة النصوص العلمیة والقدیمة، وخصوصاً فی مجال الطب التقلیدی، تواجه دوماً تحدیات تتعلق بالهیکل اللغوی والمفردات ونقل الوظیفة التواصلیة للنص. فالترجمة فی هذا المجال لیست مجرد نقل کلمات من لغة إلى أخرى، بل هی محاولة خطابیة لإعادة إنتاج المعنی ضمن سیاق ثقافی وتاریخی جدید. وهذه القضیة تتضح بشکل أکبر عند ترجمة الأعمال الفلسفیة والطبیة لابن سینا، إذ إن اللغة وبنیة النص والرؤیة الکونیة الخاصة بالنص الأصلی، إلى جانب ضرورة الدقة العلمیة وحفظ الأمانةفی النقل، مع الحفاظ على قابلیة فهم النص للجمهور المعاصر، تحمل المترجم عبئا مزدوجاً . فی ترجمة أکبر داناسرشت لجزء «علم النفس» من کتاب الشفاء، أدى الالتزام الشدید بالنظام الدلالی المتقارب وحفظ الأمانة الحرفی ببنیة النص العربی إلیى خلق نوع من «الفجوة الخطابیة» بین النص الهدف والقارئ، وهی فجوة تزید بدلاً من ربط المعنى بین اللغتین من اتساع نطاق المعنى للنص وحدود فهم القارئ. والسؤال الرئیس الذی یعالجه هذا البحث هو: ما هی العناصر الخطابیة والمنهجیة التی دفعت المترجم إلى هذا الالتزام، وما هی تداعیات هذا الاختیار على الوظیفة التواصلیة والنفعیة العلمیة للنص؟ یهدف البحث إلى التحلیل النقدی لترجمة داناسرشت مع الترکیز على النظریات القائمة على الخطاب فی الترجمة، وخصوصاً آراء لورانس فینوتی حول التغریب، وإخفاء المترجم، والنظام الدلالی المتقارب، وکذلک دراسة مدى تحقق وظیفة الإبلاغ والتطبیق العملی للنص العلمی «الشفاء» فی الترجمة الفارسیة.

المنهجیّة: یتمثل البحث فی دراسة وصفیة وتحلیلیة، ویستند إلى الإطار النظری لدراسات الترجمة المعاصرة، وخصوصاً المنهج القائم على الخطاب. أولاً یتم توضیح المفاهیم الأساسیة مثل «النظام الدلالی المتقارب والمتباعد»، و«الوفاء»، و«المعادلة»، و«التغریب»، و«التمرکز المحلی»، و«وحدة الترجمة» وفق آراء فینوتی، نایدا، مانفریدی، رایس، هولمز، زوهر، وغیرهم من الباحثین. بعد ذلک، یتم تحلیل ترجمة داناسرشت لأجزاء من کتاب الشفاء بالإشارة إلى النص العربی وعینات متعددة من منظورین: أولا؛ التحلیل النحوی والبنیوی بمعنی دراسة مدى الالتزام، التبعیة لبنیة اللغة الأصلیة، التماسک النحوی، ومدى التعدیل أو الحذف. ثانیا؛ التحلیل الدلإلی والمفرداتی بمعنى فحص الغموض اللغوی، اختیار المعادلات غیر المألوفة، الترجمات الحرفیة، ومدى نقل الوظیفة التواصلیة للنص. کما یُبذل جهد لتوضیح العوامل الثقافیة والتاریخیة والدلالیة المؤثرة على اختیارات المترجم، وخصوصاً النهج التقدیسی تجاه النص والمؤلف. وبهذا، یسعیىالبحث إلى الکشف عن أسباب نشوء التباین الخطابی بین النص الهدف والقارئ المعاصر من خلال ربط التحلیل اللغوی بالدراسة الخطابیة.

المناقشة والتحلیل: تشیر النتائج إلى أن ترجمة داناسرشت اعتمدت بشکل کبیر على النظام الدلالی المتقارب بدلاً من اتباع نهج دینامیکی قائم على الوظیفة، أی نقل المفردات والتراکیب وبنیة النص العربی دون التعدیلات اللازمة للغة الهدف. وقد أدى هذا إلى عدة نتائج رئیسة: أولا: الغموض البنیوی والمفرداتی فی العدید من الجمل، تم نقل البنیة المعقدة للعربیة حرفیاً إلى الفارسیة، مستخدماً عبارات مثل «حصول شیء»، «مقارن انفعال»، «استحالة»، «لا تفارق»، و«مبدأ» دون بدائل طبیعیة باللغة الهدف، مما صعّب القراءة وأضعف وظیفة الإبلاغ للنص. وتظهر الأمثلة التی تم تحلیلها أن أبسط التعدیلات فی وحدة الترجمة کان یمکن أن تقرّب النص من لغة الهدف دون الإضرار بالمعنى. وثانیا: سیطرة اللغة الفنیة والقدیمة دون ضبط یؤکد فینوتی على أنه فی الترجمة السلسة، یجب تجنب القدمیة والتعددیة غیر الضروریة. وعلى العکس، فإن هذه الترجمة استخدمت اللغة الفنیة القدیمة دون إدارة خطابیة، مما أدى إلى شعور القارئ بالغربة. وهذا التغریب لیس من النوع المرغوب وفق فینوتی، بل یشبه «النسخ الحرفی»، مما یعطل الوظیفة التواصلیة للنص. وثالثا: إخفاء القارئ بدلاً من إخفاء المترجم بینما تؤدی فکرة «إخفاء المترجم» إلى إزالة أثر التدخل الترجمی فی الترجمة السلسة، فی هذه الحالة اختفى المترجم وراء بنیة النص العربی بطریقة جعلت النص الهدف غیر شفاف، مانعة القارئ من المشارکة فی فهمه. رابعا: دور الخطاب التقدیسی فی اختیارات المترجم تظهر الدراسة أن المترجم، سواء بوعی أو دون وعی، تعامل مع نص ابن سینا بمنهج تقدیسی. فقد قدّم قداسة اللغة العربیة، ومکانة ابن سینا العلمیة والفلسفیة، وطبیعة النص الکلاسیکی، ضغطاً خطابیاً على المترجم للحفاظ على البنیة الأصلیة، کأن الحفاظ على شکل النص یعادل الحفاظ على مکانته العلمیة. وقد أدى ذلک إلى التزام الترجمة بقواعد اللغة الأصلیة على حساب قواعد اللغة الهدف واحتیاجات القارئ، مما خلق فجوة خطابیة کبیرة بین النص والقارئ المعاصر.

الإنجازات: یکشف هذا البحث عن عدة نتائج مهمة؛ إذ تبیّن أن الالتزام المفرط بالنظام الدلالی المتقارب فی ترجمة النصوص العلمیة-التاریخیة قد یؤدی إلى «عدم النصیة» فی النص الهدف، بحیث یفقد النص وظیفته التواصلیة رغم صحة مفرداته، ویختل أداؤه العلمی. کما تبیّن أن ترجمة داناسرشت تمثّل مثالاً واضحاً على سوء فهم لمفهوم الأمانة العلمیة، لأن الوفاء للنص الأصلی ینبغی أن یستند إلى ثلاثة عناصر مترابطة هی: نیة الکاتب، ولغة الهدف، واحتیاجات القارئ، غیر أن الترکیز المبالغ فیه على العنصر الأول أدى إلى إغفال العنصرین الآخرین. ویتضح کذلک أن الخطاب التقدیسی لعب دوراً مهماً فی تشکیل أسلوب الترجمة؛ فقد حرص المترجم على الحفاظ على المکانة العلمیة والقدسیة للنص، مما دفعه إلى نقل البنى العربیة إلى اللغة الهدف دون تعدیل یُذکر. وبناءً على ذلک، ترى الدراسة أن الترجمة المناسبة للنصوص الطبیة التقلیدیة تتطلّب تحقیق توازن دقیق بین التغریب والتوطین، فلا النسخ الحرفی یعدّ مناسباً، ولا التبسیط المفرط یؤدی الغرض، لأن الترجمة العلمیة فی جوهرها یجب أن تکون أداة لنقل المعرفة وإحیاء الإرث العلمی.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • الترجمة العلمیة
  • النظام الدلالی المتقارب
  • نظام الترجمة الخطابی
  • ونوتی
  • الغموض البنیوی والمعجمی
ابن سینا، شیخ الرئیس حسین بن عبدالله. (1363ش). روانشناسی شفا؛ الفن السادس من کتب الشفا، ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: انتشارات امیر کبیر.
ابن سینا، شیخ الرئیس حسین بن عبدالله (1988م). الفن السادس من الطبیعیات (علم النفس). الشفا.
الیاده، میرچا (1399ش). مقدس و نامقدس. نصرالله زنگویی (مترجم). تهران: نشر سروش.
برمان، آنتوان (1390ش). ترجمه و جزء کلمه یا بیتوته در دوردست، ترجمه فاطمه عشقی، تهران: نشر قطره.
پاکتچی، احمد (1392ش). ترجمه‌شناسی قرآن کریم. چ سوم، تهران: انتشارات دانشگاه امام صادق.
رایس، کاترینا و دیگران (1392ش). نقد ترجمه در پرتو رویکرد زبان‌شناسی نقش‌گرا. گلرخ سعیدنیا (مترجم). تهران: نشر قطره.
صفوی، کورش (1392ش). هفت گفتار دربارۀ ترجمه. چاپ یازدهم، تهران: کتاب ماد.
صلح‌جو، علی (1391ش الف). گفتمان و ترجمه. چ ششم، تهران: نشر مرکز.
صلح‌جو، علی (1391ش ب). نکته‌های ویرایش. چ چهارم، تهران: نشر مرکز.
گنتزلر، ادوین و ماریا تیموکزکو. (1394ش). ترجمه و قدرت، ترجمه سید محمد کریمی بهبهانی، تهران: نشر قطره.
مانفردی، مارینا (1394ش). ترجمۀ متن و بافت غیرزبانی: مطالعات ترجمه و زبانشناسی نقش‌گرای نظام‌مند. آزیتا افراشی (مترجم). تهران: نشر قطره.
موندی، جرمی (1389ش). درآمدی بر مطالعات ترجمه نظریه و کاربردها. الهه ستوده‌نما و فریده حق‌بین (مترجمان). تهران: نشر علم.
لوده رر، مارین (1396ش). ترجمه در روزگار ما. فاطمه میرزا ابراهیم تهرانی (مترجم). تهران: نشر قطره.
لفور و دیگران. (1394ش). چرخش فرهنگی در مطالعات ترجمه. مزدک بلوری (مترجم). چاپ دوم، تهران: نشر قطره.
ناظمیان، رضا و قربانی، زهره (1392ش). از تعدیل تا معادل‌یابی. پژوهشهای ترجمه در زبان و ادبیات عربی، 3(9)،. 
نورد، کریستین (1395ش). ترجمه؛ فعالیتی هدفمند: با توضیح نگرش‌های نقش‌گرا. تهران: نشر اسم.
هاشمی میناباد، حسن (1396ش). گفتارهای نظری و تجربی در ترجمه. تهران: کتاب بهار.
هولمز، جیمز و دیگران (1390ش). بازاندیشی ترجمه. مزدک بلوری و کاوه بلوری (مترجمان). تهران: نشر قطره.
  • تاریخ دریافت 23 آذر 1404
  • تاریخ بازنگری 08 اسفند 1404
  • تاریخ پذیرش 17 فروردین 1405