دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

تحلیل روان-جامعه‌شناختی تاب‌آوری فرهنگی در نمایشنامۀ مأساة جمیلة اثر عبدالرحمن الشرقاوی در بستر وطن‌پرستی

10.48308/jalc.2026.107481
چکیده
بیان مسئله و هدف: جوامع انسانی در طول تاریخ همواره با بحران‌هایی چون استعمار، جنگ و سلطۀ سیاسی–فرهنگی مواجه بوده‌اند که هویت فرهنگی، انسجام اجتماعی و تداوم تاریخی ملت‌ها را تهدید می‌کنند. در چنین شرایطی، تاب‌آوری فرهنگی به‌عنوان توانایی جامعه در حفظ و تداوم ارزش‌ها، باورها و هویت فرهنگیِ خود اهمیت می‌یابد. این تاب‌آوری بر پایۀ حافظۀ جمعی، پیوندهای اجتماعی و الگوهای فرهنگی شکل می‌گیرد و امکان ایستادگی در برابر تهدیدهای درونی و بیرونی را فراهم می‌سازد. یکی از جلوه‌های مهم آن وطن‌پرستی است که، فراتر از احساسی فردی، به نیرویی جمعی برای پاسداری از هویت و کرامت ملی تبدیل می‌شود. ادبیات، به‌ویژه ادبیات مقاومت، بستری مناسب برای بازنمایی این پیوند فراهم می‌آورد؛ زیرا، با بهره‌گیری از زبان و روایت، حافظۀ تاریخی را فعال و ارزش‌های هویتی را به نسل‌های بعد منتقل می‌کند. در این میان، نمایشنامۀ شعری مأساة جمیلة اثر عبدالرحمن الشرقاوی از آثار برجستۀ ادبیات مقاومت در جهان عرب است که مبارزات مردم الجزایر علیه استعمار فرانسه را با محوریت شخصیت «جمیله بوحیرد» روایت می‌کند. جمیله در این اثر نه‌تنها شخصیتی تاریخی، که نماد تعهد و وطن‌پرستی است. از منظر روان‌شناختی، شرایط استعمار سبب شکل‌گیری احساساتی چون ترس، خشم و احساس تحقیر در شخصیت‌ها می‌شود، که تحت تأثیر تجربه‌های زیسته و روابط عاطفی آنان شدت می‌یابد. شخصیت‌ها در بستر فشارهای سیاسی با تعارضی میان ترس از سرکوب و میل به آزادی روبه‌رویند، اما تعلق عاطفی به وطن و حافظۀ جمعی رنج این فشار روانی را به نیرویی برای پایداری تبدیل می‌کند. از منظر جامعه‌شناختی نیز، وطن‌پرستی در نمایشنامه صرفاً احساسی فردی نیست، بلکه عاملی برای تقویت هویت جمعی و انسجام نیروهای مبارز به شمار می‌آید؛ به‌گونه‌ای که رنج فردی در بستر اهداف جمعی معنا می‌یابد و مقاومت از کنشی فردی به پدیده‌ای اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شود. با وجود اهمیت ادبی و تاریخی این اثر، مؤلفه‌های تاب‌آوری فرهنگی در بستر وطن‌پرستی آن کمتر بررسی شده است؛ ازاین‌رو، هدف از پژوهش پیش‌رو آن است که نشان دهد چگونه این مؤلفه‌ها در نمایشنامۀ مأساة جمیلة از منظر روان-جامعه‌شناختی بازنمایی می‌شوند و وطن‌پرستی چگونه به پایداری روانی و تقویت انسجام اجتماعی در شرایط استعمار یاری می‌رساند.
روش‌شناسی: پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر مطالعات میان‌رشته‌ای ادبیات، فرهنگ و روان‌شناسی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر مفهوم تاب‌آوری فرهنگی، مؤلفه‌های آن و مفهوم وطن‌پرستی استوار است. داده‌های پژوهش شامل متن کامل نمایشنامۀ‌ مأساة جمیلة، گفت‌وگوها، صحنه‌ها، شخصیت‌پردازی و نمادهای فرهنگی اثر است که با روش تحلیل کیفی و مضمونی بررسی شده‌اند. تمرکز تحلیل بر شناسایی و تبیین مؤلفه‌هایی چون تعلق فرهنگی، اعتماد به آموزه‌های فرهنگی، تعهد به آرمان‌های جمعی، غرور ملی و جمع‌گرایی است؛ به‌گونه‌ای که واکنش‌ها و تجربه‌های روانی شخصیت‌ها نیز در پیوند با سازوکارهای شکل‌گیری هویت و همبستگی جمعی در بستر مقاومت اجتماعی تفسیر می‌شوند. برای افزایش اعتبار تحلیل، یافته‌ها با پیشینۀ پژوهش در حوزۀ ادبیات مقاومت و مطالعات تاب‌آوری فرهنگی تطبیق داده شده‌اند.
بحث و تحلیل: بنا بر یافته‌های پژوهش، نمایشنامۀ مأساة جمیلة تصویری منسجم و چندلایه از تاب‌آوری فرهنگی ارائه می‌دهد که در آن وطن‌پرستی محور پیونددهندۀ مؤلفه‌های مختلف است. تعلق فرهنگی و ریشه‌داری در این اثر از طریق پیوند عمیق شخصیت‌ها با خاک و تاریخ الجزایر بازنمایی می‌شود. جمیله بوحیرد هویت فردی خود را در هویت ملی حل می‌کند و مرگ را بخشی از تداوم فرهنگی و تاریخی می‌داند. از منظر روان‌شناختی، هم‌ذات‌پنداری شخصیت‌ها با هویت ملی و تعلق عاطفی به وطن سبب می‌شود فشارهای ناشی از سرکوب و شکنجه در قالب معنایی والاتر بازتفسیر شود. در چنین شرایطی، ترس و ناامنی، که ممکن است به فروپاشی روانی بینجامد، در پرتو آرمان آزادی به نیرویی برای پایداری تبدیل می‌شود. اتکای شخصیت‌ها به ارزش‌های فرهنگی رنج را از تجربه‌ای صرفاً دردناک به امری معنادار در مسیر دفاع از کرامت انسانی بدل می‌سازد و استقامت روانی آنان را در برابر فشارهای بیرونی افزایش می‌دهد. از منظر جامعه‌شناختی، اتکا به ارزش‌های مشترک فرهنگی به شکل‌گیری هویت جمعی درونی‌شده می‌انجامد؛ هویتی که احساسات فردی را در چارچوبی مشترک سامان می‌دهد و از دل رنج و خشم فردی «ما»یی منسجم می‌سازد. در این بستر، تعهد به آرمان‌های جمعی، با ایجاد انسجام هنجاری و عاطفی، کنش‌های فردی را به حرکتی هدفمند تبدیل و از پراکندگی جلوگیری می‌کند. غرور ملی نیز، به‌عنوان هیجانی جمعی، با معنابخشی به رنج و فداکاری، امید مشترک و پایداری اجتماعی را تقویت می‌کند. مؤلفه‌هایی چون خوش‌بینی واقع‌بینانه، اعتماد متقابل و اتکا به نهادهای مقاومت لایه‌های تکمیلی تاب‌آوری فرهنگی را شکل می‌دهند. همچنین، نمادهایی مانند شاخۀ زیتون، پرچم الجزایر و طلوع سپیده از خون شهیدان به ابزار انتقال معنا و تقویت حافظۀ فرهنگی تبدیل شده‌اند. تقابل استعمارگران بی‌ریشه با مردم بومی ریشه‌دار نشان می‌دهد که قدرت واقعی در ابزار سرکوب نیست، بلکه در سرمایۀ فرهنگی نهفته است. حضور نسل جوان نیز بیانگر تداوم تاب‌آوری فرهنگی و بازتولید سرمایۀ اجتماعی در بستر وطن‌پرستی است.
دستاوردها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در نمایشنامۀ مأساة جمیلة وطن‌پرستی تجلی‌گاه اصلی تاب‌آوری فرهنگی است و مؤلفه‌های آن را در قالب کنش‌های فردی و جمعی سازمان می‌دهد. از منظر روان‌-جامعه‌شناختی، تعلق به وطن در این اثر موجب تقویت استقامت روانی افراد و شکل‌گیری هویت جمعیِ مقاوم در برابر فشارهای استعمار می‌شود. این اثر نشان می‌دهد که فرهنگ نه‌تنها ابزار مقاومت در برابر استعمار، که سازوکاری برای حفظ هویت و انسجام اجتماعی است. الشرقاوی، با روایت دادگاه، زندان و نمادهای مقاومت، نشان می‌دهد که وطن‌پرستی نقشی اساسی در پایداری تاب‌آوری فرهنگی دارد و ادبیات مقاومت می‌تواند همچون رسانه‌ای مؤثر برای انتقال ارزش‌های تاب‌آور به نسل‌های آینده عمل کند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

Psycho-Sociological Analysis of Cultural Resilience in Abdelrahman Sharqawi’s Play Masat Jamila within the Context of Patriotism

چکیده English

Background and Purposes: Throughout history, human societies have continuously faced crises such as colonialism, war, and political-cultural domination, all of which threaten cultural identity, social cohesion, and the historical continuity of nations. Under such circumstances, cultural resilience gains particular significance as a society’s capacity to preserve and sustain its values, beliefs, and cultural identity. This resilience is shaped based on the collective memory, social bonds, and cultural patterns, enabling societies to withstand internal and external threats. One of its most significant manifestations is patriotism, which transcends a mere personal emotion and becomes a collective force for safeguarding national identity and dignity. Literature, particularly resistance literature, provides an appropriate medium for representing this connection, as it activates historical memory and transmits identity-based values to future generations. In this regard, Abdelrahman Sharqawi’s the poetic play Masat Jamila is considered one of the prominent works of resistance literature in the Arab world. The play portrays the struggle of the Algerian people against French colonialism through the central character of Djamila (Jamila) Bouhired. In this work, Djamila is represented not merely as a historical figure but also as a symbol of commitment and patriotism. From a psychological perspective, the colonial conditions generate emotions such as fear, anger, and humiliation among the characters, emotions that are intensified by their lived experiences. The characters experience a political pressure with a conflict between fear of repression and the desire for freedom; however, their emotional attachment to the homeland and the collective memory of suffering transform this psychological pressure into a source of resilience and endurance. From a sociological perspective, patriotism in the play is not merely an individual sentiment but also a factor that strengthens collective identity and solidarity among resistance forces. Individual suffering acquires meaning within the context of collective goals, and resistance evolves from an individual act into a broader social and cultural phenomenon. Despite the literary and historical significance of this work, the components of cultural resilience within the framework of patriotism have received limited scholarly attention. Therefore, the present study aims to demonstrate how these components are represented in Masat Jamila from a psycho-sociological perspective and how patriotism contributes to psychological endurance and the reinforcement of social cohesion under colonial conditions.
Methodology: The study adopts a descriptive-analytical approach and is based on interdisciplinary studies in literature, culture, and psychology. The theoretical framework of the research is grounded in the concept of cultural resilience, its components, and the notion of patriotism. The research data consist of the full text of the play Masat Jamila, which were examined through qualitative and thematic analysis. The analysis focuses on identifying and explaining components such as cultural belonging, trust in cultural teachings, commitment to collective ideals, national pride, and collectivism. In this regard, the characters’ reactions and psychological experiences are interpreted in relation to the mechanisms through which identity formation and collective solidarity emerge within the context of social resistance. To enhance the validity of the analysis, the findings were compared with previous studies in the fields of resistance literature and cultural resilience.
Discussion and Results: The findings of the study indicate that the play Masat Jamila presents a coherent and multilayered portrayal of cultural resilience, in which patriotism functions as the central element linking its various components. Cultural belonging and rootedness are depicted through the characters’ deep connection to the land and history of Algeria. Djamila Bouhired merges her individual identity with the national identity and perceives death as part of cultural and historical continuity. From a psychological perspective, the characters’ identification with the national identity and their emotional attachment to the homeland lead them to reinterpret the pressures of repression and torture within a higher and more meaningful framework. Under such circumstances, fear and insecurity—factors that could lead to psychological breakdown—are transformed into forces of endurance in the light of the ideal of freedom. By relying on cultural values, the characters transform suffering from a purely painful experience into something meaningful in the defense of human dignity, thereby strengthening their psychological resilience in the face of external pressures. From a sociological perspective, reliance on shared cultural values contributes to the formation of an internalized collective identity. This identity organizes individual emotions within a common framework and transforms personal suffering and anger into a cohesive sense of “we.” Within this context, commitment to collective ideals creates normative and emotional cohesion, turning individual actions into purposeful collective movements and preventing fragmentation. National pride, as a collective emotion, also reinforces shared hope and social endurance by giving meaning to suffering and sacrifice. Elements such as realistic optimism, mutual trust, and reliance on institutions of resistance constitute complementary layers of cultural resilience. In addition, symbols such as the olive branch, the Algerian flag, and the rising dawn become tools for conveying meaning and strengthening cultural memory. The contrast between the rootless colonizers and the deeply rooted indigenous people suggests that true power lies not in instruments of repression but in cultural capital. The presence of the younger generation also reflects the continuity of cultural resilience and the reproduction of social capital within the framework of patriotism.
Conclusion: The results of the study indicate that, in the play Masat Jamila, patriotism serves as the primary manifestation of cultural resilience and organizes its components through both individual and collective actions. From a psycho-sociological perspective, attachment to the homeland in this work strengthens individuals’ psychological endurance and contributes to the formation of a collective identity capable of resisting colonial pressures. The play demonstrates that culture functions not only as a tool of resistance against colonialism but also as a mechanism for preserving identity and maintaining social cohesion. Through the depiction of the courtroom, prison scenes, and symbols of resistance, Sharqawi illustrates that patriotism plays a fundamental role in sustaining cultural resilience, and that resistance literature can serve as an effective medium for transmitting resilient values to future generations.

کلیدواژه‌ها English

  • Psycho-sociological analysis
  • cultural resilience
  • patriotism
  • Abdelrahman Sharqawi
  • Masat Jamila (Play)

عنوان مقاله العربیة

التحلیل النفسی-الاجتماعی للصمود الثقافی فی مسرحیة «مأساة جمیلة» لعبد الرحمن الشرقاوی فی سیاق الوطنیة.

چکیده العربیة

بیان المسئلة والهدف: واجهت المجتمعات الإنسانیة عبر التاریخ أزمات متکرّرة مثل الاستعمار والحروب والهیمنة السیاسیة‑الثقافیة، وهی أزمات تهدّد الهویة الثقافیة والتماسک الاجتماعی والاستمراریة التاریخیة للأمم. فی مثل هذه الظروف تبرز المرونة الثقافیة بوصفها قدرة المجتمع للحفاظ على قیمه ومعتقداته وهویته الثقافیة واستمرارها. وتتشکّل هذه المرونة على أساس الذاکرة الجماعیة والروابط الاجتماعیة والأنماط الثقافیة، مما یتیح للمجتمعات القدرة على الصمود فی مواجهة التهدیدات الداخلیة والخارجیة. ومن أبرز تجلیاتها الوطنیة التی تتجاوز کونها شعوراً فردیاً لتتحول إلى قوة جماعیة تسهم فی حمایة الهویة والکرامة الوطنیة. وتوفّر الأدبیات، ولا سیما أدب المقاومة، مجالاً مناسباً لتمثیل هذا الترابط؛ إذ تسهم من خلال اللغة والسرد فی تنشیط الذاکرة التاریخیة ونقل القیم الهویاتیة إلى الأجیال اللاحقة. وفی هذا السیاق تُعدّ المسرحیة الشعریة «مأساة جمیلة» لعبد الرحمن الشرقاوی من أبرز أعمال أدب المقاومة فی العالم العربی، إذ تصوّر نضال الشعب الجزائری ضد الاستعمار الفرنسی من خلال شخصیة جمیلة بوحیرد. ولا تظهر جمیلة فی هذا العمل بوصفها شخصیة تاریخیة فحسب، بل أیضاً بوصفها رمزاً للالتزام الوطنی وروح التضحیة. ومن المنظور النفسی، تفضی ظروف الاستعمار إلى نشوء مشاعر مثل الخوف والغضب والإحساس بالإهانة لدى الشخصیات، وهی مشاعر تتعزّز بفعل تجاربهم المعیشة وعلاقاتهم العاطفیة. وتعیش الشخصیات، فی ظل الضغوط السیاسیة، صراعاً بین الخوف من القمع والرغبة فی الحریة؛ غیر أن الارتباط العاطفی بالوطن والذاکرة الجماعیة للمعاناة یحوّلان هذا الضغط النفسی إلى قوة تدفع نحو الصمود والمقاومة. أمّا من المنظور السوسیولوجی، فإن الوطنیة فی المسرحیة لا تُعدّ مجرّد إحساس فردی، بل تُعدّ عاملاً یعزّز الهویة الجماعیة ویقوّی تماسک قوى المقاومة؛ بحیث یکتسب الألم الفردی معناه فی إطار الأهداف الجماعیة، وتتحول المقاومة من فعل فردی إلى ظاهرة اجتماعیة وثقافیة.وعلى الرغم من الأهمیة الأدبیة والتاریخیة لهذا العمل، فإن دراسة مکوّنات المرونة الثقافیة فی إطار الوطنیة لم تحظَ باهتمام کافٍ. لذلک یسعى هذا البحث إلى بیان الکیفیة التی تُجسَّد بها هذه المکوّنات فی مسرحیة «مأساة جمیلة» من منظور نفسی‑اجتماعی، وکیف تسهم الوطنیة فی تعزیز الصمود النفسی وتقویة التماسک الاجتماعی فی ظل ظروف الاستعمار.


المنهجیّة: أُنجز هذا البحث وفق المنهج الوصفی‑التحلیلی، بالاعتماد على الدراسات البینیة فی مجالات الأدب والثقافة وعلم النفس. ویستند الإطار النظری للدراسة إلى مفهوم المرونة الثقافیة ومکوّناتها، إضافة إلى مفهوم الوطنیة. وتشمل بیانات البحث النص الکامل لمسرحیة «مأساة جمیلة»، وحواراتها، ومشاهدها، وبناء شخصیاتها، ورموزها الثقافیة، وقد جرى تحلیلها باستخدام المنهج الکیفی والتحلیل الموضوعاتی. ویرکّز التحلیل على تحدید وتفسیر مکوّنات مثل الانتماء الثقافی، والثقة بالتعالیم الثقافیة، والالتزام بالمثل الجماعیة، والفخر الوطنی، والنزعة الجماعیة؛ بحیث تُفسَّر کذلک ردود الأفعال والتجارب النفسیة للشخصیات فی ضوء آلیات تشکّل الهویة والتضامن الجماعی ضمن سیاق المقاومة الاجتماعیة. ولتعزیز مصداقیة التحلیل، جرى مقارنة النتائج بالدراسات السابقة فی مجال أدب المقاومة ودراسات المرونة الثقافیة.


المناقشة والتحلیل: تُظهر نتائج البحث أن مسرحیة «مأساة جمیلة» تقدّم صورة متماسکة ومتعددة الأبعاد للمرونة الثقافیة، حیث تشکّل الوطنیة محور الربط بین مختلف مکوّناتها. ویتجلّى الانتماء الثقافی والتجذّر فی هذا العمل من خلال الارتباط العمیق للشخصیات بأرض الجزائر وتاریخها؛ إذ تذیب جمیلة بوحیرد هویتها الفردیة فی الهویة الوطنیة، وترى فی الموت جزءاً من الاستمراریة الثقافیة والتاریخیة. ومن المنظور النفسی، فإن تماهی الشخصیات مع الهویة الوطنیة وتعلّقها العاطفی بالوطن یجعلان الضغوط الناتجة عن القمع والتعذیب تُعاد قراءتها ضمن إطار معنوی أسمى. وفی مثل هذه الظروف، یتحوّل الخوف وانعدام الأمن اللذان قد یقودان إلى الانهیار النفسی، إلى قوة تدفع نحو الصمود فی ظلّ التمسک بمبدأ الحریة. کما أن اعتماد الشخصیات على القیم الثقافیة یحوّل المعاناة من تجربة مؤلمة فحسب إلى تجربة ذات معنى فی سبیل الدفاع عن الکرامة الإنسانیة، مما یعزّز قدرتهم على التحمّل النفسی فی مواجهة الضغوط الخارجیة. أمّا من المنظور السوسیولوجی، فإن الارتکاز إلى القیم الثقافیة المشترکة یؤدی إلى تشکّل هویة جماعیة متجذّرة؛ هویة تنظّم المشاعر الفردیة ضمن إطار مشترک، وتصوغ من المعاناة والغضب الفردیین «نحن» متماسکة. وفی هذا السیاق، یسهم الالتزام بالمثل الجماعیة فی خلق تماسک معیاری وعاطفی یحوّل الأفعال الفردیة إلى حرکة هادفة ویحول دون التشتّت. کما أن الفخر الوطنی، بوصفه شعوراً جماعیاً، یعزّز الأمل المشترک والصمود الاجتماعی من خلال إضفاء المعنى على المعاناة والتضحیة. وتشکّل عناصر مثل التفاؤل الواقعی، والثقة المتبادلة، والاعتماد على مؤسسات المقاومة، طبقاتٍ مکمّلة للمرونة الثقافیة. کذلک تحوّلت رموز مثل غصن الزیتون، والعلم الجزائری، وبزوغ الفجر من دماء الشهداء إلى أدوات لنقل المعنى وتعزیز الذاکرة الثقافیة. ویُظهر التقابل بین المستعمرین عدیمی الجذور والسکان الأصلیین المتجذّرین أن القوة الحقیقیة لا تکمن فی أدوات القمع، بل فی رأس المال الثقافی. کما یعکس حضور الجیل الشاب استمراریة المرونة الثقافیة وإعادة إنتاج رأس المال الاجتماعی فی إطار الوطنیة.


الإنجازات: تُظهر نتائج البحث أن الوطنیة فی مسرحیة «مأساة جمیلة» تمثّل التجلی الرئیس للمرونة الثقافیة، إذ تنظّم مکوّناتها فی إطار الأفعال الفردیة والجماعیة. ومن المنظور النفسی‑الاجتماعی، یؤدّی الانتماء إلى الوطن فی هذا العمل إلى تعزیز الصمود النفسی لدى الأفراد وتشکیل هویة جماعیة مقاومة فی مواجهة ضغوط الاستعمار. کما یبیّن هذا العمل أن الثقافة لیست مجرد أداة للمقاومة ضد الاستعمار، بل هی أیضاً آلیة للحفاظ على الهویة والتماسک الاجتماعی. ومن خلال تصویره للمحکمة والسجن ورموز المقاومة، یوضّح الشرقاوی أن الوطنیة تؤدی دوراً أساسیاً فی استمراریة المرونة الثقافیة، وأن أدب المقاومة یمکن أن یعمل بوصفه وسیلة فعّالة لنقل القیم المرتبطة بالصمود والمرونة إلى الأجیال القادمة.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • التحلیل النفسی-الاجتماعی
  • المرونة الثقافیة
  • الوطنیة
  • عبد الرحمن الشرقاوی
  • مسرحیة «مأساة جمیلة»
  • تاریخ دریافت 21 بهمن 1404
  • تاریخ بازنگری 25 اردیبهشت 1405