دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

نقد جامعه‌شناسانۀ رمان "الأجنحة المتکسرة" اثر جبران خلیل جبران بر اساس الگوی پیر و زیما

10.48308/jalc.2026.107482

نویسندگان

گروه آموزش زبان و ادبیات عربی، دانشگاه فرهنگیان، تهران، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: از دیدگاه نظریه‌پردازان کلاسیک نقد جامعه‌شناسی ادبیات، مراجعه به زیرساخت‌های فکری و اجتماعی، به‌منزلۀ بستر پرورش‌دهندۀ هر اثر ادبی، برای فهم آن اثر مهم جلوه مینماید. نسل جدید جامعهشناسان در قرن بیستم، ازجمله پیر و زیما، مؤلفۀ دیگری را در نقد آثار ادبی از دیدگاه جامعه‌شناسانه به میان آوردند. طبق دیدگاه این نسل، از نقش مسائل اجتماعی کاسته شد و نقش زبان در بازترسیم پدیدههای اجتماعی مطرح شد. با ظهور این تفکر نوین، نوع نگاه به آثار ادبی نیز تغییر یافت. با ظهور شعرا و نویسندگان معروف قرن بیستم، ادبیات از دایرۀ محدود فرم و محتوای کلاسیک خارج شد و موضوعات جدیدی را در دامن خویش پرورش داد. آثاری که در فحوای خود تلاش برای تغییر جهان‌بینی نظم حاکم و نقد ساختار اجتماعی و سیاسی جامعۀ روبهتغییر کشورهای عربی را به منصۀ ظهور رساند. جبران خلیل جبران، در آثار ادبی خویش، مسائل مهم سیاسی و اجتماعی را به تصویر کشید و زبان و ادبیات را همچون ابزاری برای نقد مسائل گوناگون به کار گرفت. بال‌های شکسته از مشهورترین آثار اوست. جبران در این اثر نوعی گفتمان اجتماعی را از طریق ساختار روایی در ژانر رمان کوتاه ارائه می‌دهد. این اثر، که شورشی علیه آداب‌ورسوم نادرست سنتی و ساختار اجتماعی ناقص جامعۀ لبنان است، حاوی انتقادی جامعه‌شناختی است که سزاوار است از منظر نقد ادبی و نگاه اجتماعی به آثار ادبی بررسی شود. این پژوهش به بررسی رمان بال‌های شکسته، به‌عنوان متنی منسجم و ساختاری زبانی که در گفتمان انتقادی جامعۀ لبنان پدیدار شده است، با تکیه بر نظریۀ پیر و زیما میپردازد و در پی تبیین رابطۀ معنی‌دار بین ساختار روایی بال‌های شکسته و بازتاب موضوعات و مشکلات جامعۀ قرن بیستم لبنان است.
روش‌شناسی: پژوهش، با روش توصیفی ـ تحلیلی، به بررسی مؤلفههای نظریۀ پیر و زیما در رمان بال‌های شکسته پرداخته است. دادهها بهصورت کتابخانهای و با مراجعه به کتب مرتبط و تحلیل رمان مذکور جمع‌آوری شده است. تلاش شده است، با تحلیل رمان و خوانش آن بر اساس نظریۀ پیر و زیما، مؤلفههای مربوط به آن استخراج شود و بر اساس هر مؤلفه شواهدی از متن رمان آورده و تطبیق داده شود.
بحث و تحلیل: از منظر جامعهشناسان ادبی کلاسیک، بررسی ساختارهای اساسی اجتماعی و فکری که هر اثر ادبی را پرورش می‌دهند برای درک این کار بسیار مهم است؛ زیرا ادبیات و جامعه پیوسته در حال تکامل‌اند و بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند؛ بنابراین، نمی‌توان اثر ادبی را از فعالیت کلی جامعه جدا کرد. ظهور نسل جدیدی از جامعهشناسان در قرن بیستم، مانند پیر بوردیو و زیما، بعد دیگری را به نقد جامعه‌شناختی آثار ادبی معرفی کرد. وی متن را ساختاری پویا می‌داند که در برابر گفتمان‌های اجتماعی واکنش نشان می‌دهد؛ ازاین‌رو، از سه حوزۀ موقعیت واژگانی، موقعیت اجتماعی زبان‌شناختی و ساختار روایی در بررسی هر اثر ادبی یاد می‌کند.
در ادبیات عربی، آثاری که مدت‌ها به منافع طبقۀ حاکم خدمت می‌کردند و ایدئولوژی خود را ارتقا می‌دادند، فراتر از چارچوب‌های محدود فرم و محتوای کلاسیک ظاهر شدند و بهویژه با ظهور شاعران و نویسندگان شایان توجه در قرن بیستم مضامین جدیدی را ایجاد کردند. این آثار بازتاب‌دهندۀ تلاش برای به چالش کشیدن جهان‌بینی غالب و نقد ساختارهای اجتماعی و سیاسی کشورهای درحالتغییر عربی بود. جبران، نویسندۀ مشهور لبنانی آمریکایی قرن بیستم، از کسانی است که به مسائل اجتماعی معاصر پرداخته و از ساختارهای سیاسی و اجتماعی حاکم بر لبنان انتقاد کرده است. الاجنحة المتکسرة یکی از مشهورترین آثار جبران است که عشق ناکام دختری جوان به راوی را به تصویر میکشد. این ناکامی ناشی از ساختار فاسد سیاسی اجتماعی حاکم بر لبنان است. اسقف، شخصیت بانفوذ و قدرتمند داستان، با استفاده از جایگاهش باعث جدایی سلمی و راوی می‌شود تا وی را به عقد یکی از اقوام خویش درآورد. ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و فکری لبنان در قرون نوزدهم و بیستم، که بر نظام فئودالی مذهبی ـ سیاسی استوار بود، بهعنوان زمینۀ فکری و زبان‌شناختی این اثر، نقش اساسی در پرداختن به مضامین و ساختار اصلی آن ایفا می‌کند. این بستر به نقد جامعۀ سنتی با ارزش‌های ویژه‌اش، دوگانگی‌های حاصل از شکاف ثروت و فروپاشی اخلاقی انجامیده است. بنابراین، این اثر که شورشی علیه آداب‌ورسوم سنتی ناقص و ساختار اجتماعی معیوب جامعۀ لبنان به نظر می‌رسد، در فحوای خود، نقد جامعه‌شناختی را به یدک می‌کشد و شایسته است از منظر ادبی ـ اجتماعی مورد بحث و بررسی قرار گیرد.
دستاوردها: با بررسی رمان بر اساس نظریۀ زیما مشخص شد که ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و فکری نقش مهمی به‌عنوان زمینۀ زبانی و فکری این کار دارند و در نگرانی‌های موضوعی و ساختار اصلی آن تأثیر می‌گذارند. علاوهبر این، جبران عشق را نیرویی آزادکننده و ناب توصیف می‌کند، اما نشان می‌دهد که چگونه ساختارها و سنت‌های اجتماعی سفت‌وسخت می‌توانند آزادی آن را نابود کنند.
از نظر واژگانی، نویسنده مفاهیم ایدئال و آرمان‌شهر را از اختلاف و کاستی‌های جامعه برای تقویت مقاومت فرد در مواجهه با سختی‌ها استخراج و ارائه می‌کند. ایده‌هایی از قبیل زندگی با عزت در مرگ، تعریف عشق از نظر نابودی و طنز و خندۀ تلخ، که به این کمبودها می‌پردازد، بر دوگانگی‌های معنایی کار حاکم است. این مفاهیم، با وجود انتقاد از سیاست‌ها و ساختارهای ناقص در جامعه، نوعی آرمان‌گرایی عاشقانه را نیز تجسم می‌کنند. از نظر روایت، راوی کاملاً بی‌طرف نیست و گاهی گرایش یا گرایش‌های جهت‌داری را نشان می‌دهد که تحت تأثیر عناصر زبانی و گفتمانی حاکم بر دیدگاه راوی است؛ بنابراین، راوی ارتباط عاطفی عمیقی با شخصیت قربانی داستان به نمایش می‌گذارد و نشان می‌دهد که روایت آن‌ها ممکن است کاملاً عینی نباشد. این جزئی بودن بازتاب‌دهندۀ درگیری و دوگانگی اساسی در وضعیت روان‌شناختی راوی است. نکتۀ مهم این است که جبران، از طریق بازنمایی احساسات متناقض و داستان‌پردازی نامشخص راوی، سعی در انتقال چالش‌های احساسات انسانی دارد، درحالیکه به پیچیدگی‌های روابط و معنای واقعی عشق به مخاطب می‌پردازد. راویت راوی بی‌طرفانه نیست و تحت تأثیر زبان و احساساتش، بهویژه پیوند عاطفی با شخصیت مظلوم داستان، جانب‌دارانه است. این جانب‌داری نشان‌دهندۀ تعارض روانی راوی و تلاش نویسنده برای پرداختن به چالش‌های عاطفی و مفهوم واقعی عشق است.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله English

A Sociological Critique of the Novel “The Broken Wings” by Kahlil Gibran Based on the Theory of Pierre V.Zima

نویسندگان English

Ali Khaleghi
Hasan Najafi
Sayyed Ali edalatinasab
چکیده English

Statement of the Problem and Purpose: From the perspective of classical sociological literary critics, referring to the intellectual and social infrastructures that nurture a literary work is crucial for its understanding. The new generation of sociologists in the 20th century, such as Pierre Bourdieu and Pierre V.Zima, introduced another component into the sociological critique of literary works. According to this generation's view, the role of social issues was diminished, and the function of language in reconstructing social phenomena became prominent. With the emergence of this new thinking, the approach to literary works also changed. With the rise of famous poets and writers in the 20th century, literature moved beyond the limited scope of classical form and content, nurturing new themes. These works, in their essence, strove to change the worldview of the prevailing order and critique the social and political structures of the changing Arab nations. Gibran Khalil Gibran, in his literary works, depicted important political and social issues, employing language and literature as tools for critiquing various matters. "The Broken Wings" is one of his most famous works. In this piece, Gibran presents a form of social discourse through narrative structure within the genre of the short novel. This work, considered a rebellion against flawed traditional customs and the deficient social structure of Lebanese society, contains a sociological critique that merits examination from the viewpoint of social literary criticism. Therefore, this research aims to analyze the novel "The Broken Wings" as a cohesive text and linguistic structure that emerged in the critical discourse of Lebanese society, relying on the theory of Pierre Bourdieu and Bauman. It seeks to explain the meaningful relationship between the narrative structure of "The Broken Wings" and the reflection of the themes and problems of 20th-century Lebanese society.
Methodology: This research employed a descriptive-analytical method to examine the theoretical components of Pierre Bourdieu and Bauman in the novel "The Broken Wings." Data collection was conducted through library research, consulting relevant books, and analyzing the aforementioned novel. An effort was made to extract the relevant components by analyzing and reading the novel based on the theory of Pierre Bourdieu and Bauman, providing evidence from the novel's text and correlating it with each component.
Discussion and Analysis: From the perspective of classical literary sociologists, examining the fundamental social and intellectual structures that nurture a literary work is vital for comprehending it, as literature and society are in a state of continuous evolution and mutual influence. Thus, a literary work cannot be separated from the overall activity of society. The emergence of a new generation of sociologists in the 20th century, such as Pierre Bourdieu and Bauman, introduced another dimension to the sociological critique of literary works. In Arabic literature, works that had long served the interests of the ruling class and promoted their ideology began to transcend the limited frameworks of classical form and content, especially with the advent of significant poets and writers in the 20th century, generating new themes. These works reflected an effort to challenge the prevailing worldview and critique the social and political structures of changing Arab nations. Gibran, the renowned Lebanese-American writer of the 20th century, is among those who addressed contemporary social issues and criticized the political and social structures governing Lebanon, such as the Christian feudal lords in works like "Adwiyyat Adwiyyeh." "Al-Ajniha al-Mutakassira" (The Broken Wings), one of Gibran's most famous pieces, was first published in 1912.
As a short novel, it represents Gibran's unique literary style. In this narrative, he executes a form of social discourse through the narrative structure of the short novel genre. The social, cultural, and intellectual structures of Lebanon in the nineteenth and twentieth centuries, which were based on a religious-political feudal system, served as the intellectual and linguistic foundation of this work, playing a fundamental role in shaping its themes and core structure. This context led to a critique of traditional society with its distinct values, the dualities arising from wealth disparity, and moral decay. This work, seen as a rebellion against flawed traditional customs and the defective social structure of Lebanese society, contains a sociological critique worthy of examination from the perspective of social literary critiques.
Findings: By examining the novel based on Bauman's theory, it was determined that social, cultural, and intellectual structures played a significant role as the linguistic and intellectual context of this work, influencing its thematic concerns and core structure. Furthermore, Gibran portrays love as a liberating and pure force, but he demonstrates how rigid social structures and traditions can annihilate its freedom. Lexically, the author extracts and presents concepts of idealism and utopia from the discrepancies and deficiencies of society to strengthen the individual's resilience in the face of hardship. Ideas such as living with dignity in death, defining love in terms of destruction, and the bitter humor and laughter that address these deficiencies dominate the work's semantic dualities. These concepts, despite criticizing the flawed policies and structures in society, also embody a form of romantic idealism.
Narratively, the narrator is not entirely neutral and sometimes exhibits bias or biased tendencies, influenced by the linguistic and discursive elements that govern the narrator's viewpoint. Consequently, the narrator shares a deep emotional connection with the victimized character in the story, indicating that their narration cannot be entirely objective. This particularity reflects the conflict and fundamental duality in the narrator's psychological state. Importantly, through the representation of conflicting emotions and the narrator's ambiguous storytelling, Gibran attempts to convey the challenges of human emotions while addressing the complexities of relationships and the true meaning of love to the audience. In the narrative section, the narrator's account is not neutral and sometimes falls into bias or partiality, which, of course, stems from the linguistic and discursive aspect dominating the narrator. Therefore, the narrator has a deep emotional connection with the oppressed character in the story, which makes it impossible for his narration to be completely impartial. This partiality may itself contain a contradiction and duality in the narrator's psychological state.

کلیدواژه‌ها English

  • Sociology
  • Gibran Khalil Gibran
  • Pierre Bourdieu and Bauman
  • The Broken Wings
  • Social Discourse

عنوان مقاله العربیة

نقد سوسیولوجی لروایة "الأجنحة المتکسّرة" لجبران خلیل جبران بناءً على نظریة بیروف زیما

چکیده العربیة

بیان المسئلة والهدف: من وجهة نظر منظری النقد السوسیولوجی الأدبی الکلاسیکی، فإن الرجوع إلى البنى الفکریة والاجتماعیة کبیئة حاضنة للعمل الأدبی أمر مهم لفهمه. أضاف الجیل الجدید من علماء الاجتماع فی القرن العشرین، مثل بییر بوردیو وزیما، بُعدًا آخر للنقد الأدبی من منظور سوسیولوجی. وفقًا لوجهة نظر هذا الجیل، تم تقلیل دور القضایا الاجتماعیة، وبرز دور اللغة فی إعادة تصویر الظواهر الاجتماعیة. مع ظهور هذا الفکر الجدید، تغیرت نظرة الأعمال الأدبیة أیضًا. مع ظهور شعراء وکتاب القرن العشرین المعروفین، خرج الأدب من الدائرة المحدودة للشکل والمحتوى الکلاسیکی، ونمّى موضوعات جدیدة فی أحضانه. الأعمال التی فی فحواها سعت لتغییر النظرة العالمیة للنظام السائد ونقد الهیکل الاجتماعی والسیاسی للمجتمعات العربیة المتغیرة.


جبران خلیل جبران فی أعماله الأدبیة صور قضایا سیاسیة واجتماعیة مهمة، واستخدم اللغة والأدب کأداة لنقد مختلف القضایا. "الأجنحة المتکسرة" هی إحدى أشهر أعماله. یقدم جبران فی هذا العمل نوعًا من الخطاب الاجتماعی من خلال البنیة السردیة فی قالب الروایة القصیرة. هذا العمل، الذی یعتبر ثورة ضد الأعراف التقلیدیة الخاطئة والهیکل الاجتماعی المعیب للمجتمع اللبنانی، یحتوی على نقد سوسیولوجی یستحق أن یُدرس من منظور النقد الأدبی والنظرة الاجتماعیة للأعمال الأدبیة. لذلک، یسعى هذا البحث إلى دراسة روایة "الأجنحة المتکسرة" کنص متماسک وبنیة لغویة ظهرت فی الخطاب النقدی للمجتمع اللبنانی، بالاعتماد على نظریة بییر بوردیو وزیما، ویهدف إلى تفسیر العلاقة الهادفة بین البنیة السردیة لـ "الأجنحة المتکسرة" وانعکاس موضوعات ومشاکل مجتمع القرن العشرین اللبنانی.


المنهجیّة: یسعی هذا البحث، مناقشة روایة «الأجنحة المتکسرة» بالمنهج الوصفی التحلیلی، وفقا لنظریة لبییر بوردیو وزیما. تم جمع البیانات بشکل مکتبی بالرجوع إلى الکتب ذات الصلة وتحلیل الروایة المذکورة. سُعِیَ إلى استخراج المکونات ذات الصلة من خلال تحلیل الروایة وقراءتها بناءً على نظریة بییر بوردیو وزیما، وتقدیم أدلة من نصّ الروایة ومقارنتها وفقًا لکل مکوّن.


المناقشة والتحلیل: من منظور علماء الاجتماع الأدبی الکلاسیکیین، فإن دراسة الهیاکل الاجتماعیة والفکریة الأساسیة التی تنمی العمل الأدبی أمر بالغ الأهمیة لفهم هذا العمل، لأن الأدب والمجتمع فی حالة تطور مستمر ویؤثران على بعضهما البعض. لذلک، لا یمکن فصل العمل الأدبی عن النشاط الکلی للمجتمع. قدم ظهور جیل جدید من علماء الاجتماع فی القرن العشرین، مثل بییر بوردیو وزیما، بُعدًا آخر للنقد السوسیولوجی للأعمال الأدبیة. فی الأدب العربی، بدأت الأعمال التی خدمت مصالح الطبقة الحاکمة لسنوات ورّوجت لأیدیولوجیتها، فی تجاوز الأطر المحدودة للشکل والمحتوى الکلاسیکی، لاسیما مع ظهور شعراء وکتاب بارزین فی القرن العشرین، وخلقت موضوعات جدیدة. هذه الأعمال تعکس محاولة تحدی النظرة العالمیة السائدة ونقد الهیاکل الاجتماعیة والسیاسیة للدول العربیة المتغیرة. جبران، الکاتب اللبنانی الأمریکی الشهیر فی القرن العشرین، هو من بین الذین تناولوا القضایا الاجتماعیة المعاصرة وانتقدوا الهیاکل السیاسیة والاجتماعیة التی حکمت لبنان، مثل أسیاد الطوائف المسیحیة فی أعمال مثل "أدبیة أدویّة". "الأجنحة المتکسرة"، وهی من أشهر أعمال جبران، نُشرت لأول مرة عام 1912. کروایة قصیرة، تجسد الأسلوب الأدبی الفرید لجبران. فی هذه القصة، ینفذ نوعًا من الخطاب الاجتماعی من خلال البنیة السردیة لقصة الروایة القصیرة.  البنى الاجتماعیة والثقافیة والفکریة للبنان فی القرنین التاسع عشر والعشرین، والتی ارتکزت على النظام الإقطاعی الدینی-السیاسی، شکلت الخلفیة الفکریة واللغویة لهذا العمل، وأدت دوراً أساسیاً فی معالجته للمضامین وهیکله الرئیسی. وقد أدى هذا السیاق إلى نقد المجتمع التقلیدی بقیمه الممیزة، والثنائیات الناشئة عن فجوة الثروة والانحلال الأخلاقی.  هذا العمل، الذی یُنظر إلیه على أنه تمرد ضد الأعراف التقلیدیة المعیبة والهیکل الاجتماعی المعیب للمجتمع اللبنانی، یحتوی على نقد سوسیولوجی یستحق الدراسة من منظور الانتقادات الأدبیة الاجتماعیة.


الإنجازات: من خلال دراسة الروایة بناءً على نظریة زیما، تبین أن الهیاکل الاجتماعیة والثقافیة والفکریة لعبت دورًا مهمًا کخلفیة لغویة وفکریة لهذا العمل وأثرت على اهتماماته الموضوعیة وبنیته الأساسیة. بالإضافة إلى ذلک، یصور جبران الحب کقوة محررة ونقیة، ولکنه یُظهر کیف یمکن للهیاکل والتقالید الاجتماعیة الجامدة أن تدمر حریتها. من الناحیة المعجمیة و کیفیة استخدام المفردات، یستخلص الکاتب ویقدم مفاهیم مثالیة ومدن فاضلة من الخلافات وعیوب المجتمع لتعزیز مقاومة الفرد فی مواجهة الشدائد. أفکار مثل العیش بکرامة فی الموت، وتعریف الحب بمعنى الدمار، والفکاهة والضحک المریر الذی یتناول هذه العیوب، تهیمن على الثنائیات الدلالیة للعمل. هذه المفاهیم، على الرغم من انتقادها للسیاسات والهیاکل المعیبة فی المجتمع، تجسد أیضًا نوعًا من المثالیة الرومانسیة. من ناحیة السرد، الراوی لیس محایدًا تمامًا، ویُظهر أحیانًا انحیازًا أو میولًا متحیزة، متأثرًا بالعناصر اللغویة والخطابیة التی تهیمن على وجهة نظر الراوی. لذلک، یشارک الراوی ارتباطًا عاطفیًا عمیقًا مع شخصیة الضحیة فی القصة، مما یشیر إلى أن سردها لا یمکن أن یکون موضوعیًا تمامًا. هذا التفصیل یعکس الصراع والثنائیة الأساسیة فی الحالة النفسیة للراوی. الأهم من ذلک، من خلال تمثیل المشاعر المتناقضة والسرد غیر الواضح للراوی، یسعى جبران إلى نقل تحدیات المشاعر الإنسانیة مع معالجة تعقیدات العلاقات والمعنى الحقیقی للحبّ للجمهور. فی القسم السردی، لا یکون سرد الراوی محایدًا، بل یقع أحیانًا فی التحیز أو الانحیاز، وهو ما یعود بدوره إلى الجانب اللغوی والخطابی المسیطر على الراوی. وبالتالی، فإن للراوی علاقة عاطفیة عمیقة بالشخصیة المظلومة فی القصة، مما یعنی أن سرده لا یمکن أن یکون محایدًا تمامًا. وقد یحمل هذا الانحیاز فی طیاته تناقضًا وازدواجیة فی الحالة النفسیة للراوی. والأهم أن الکاتب، من خلال تمثیل المشاعر المتعارضة والسرد غیر المؤکد للراوی، حاول معالجة التحدیات العاطفیة الإنسانیة، کما سعى إلى إیصال التأمل فی العلاقات والمعنى الحقیقی للحبّ إلى الجمهور.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • علم الاجتماع
  • جبران خلیل جبران
  • بییر بوردیو وزیما
  • الأجنحة المتکسرة
  • الخطاب الاجتماعی
  • تاریخ دریافت 24 تیر 1404
  • تاریخ بازنگری 01 بهمن 1404