دانشکدهٔ ادبیات و علوم انسانی

نقد و تأویل اسطورۀ دوگانگی و گناه در رمان الأصنام و سایۀ قابیل از أمین الزاوی

10.48308/jalc.2026.107484

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.

2 گروه حقوق، واحد دامغان، دانشگاه آزاد اسلامی، دامغان، ایران.

چکیده
بیان مسئله و هدف: اسطورۀ قابیل و هابیل، به‌عنوان نخستین روایت برادرکشی، گناه و دوگانگی اخلاقی، یکی از پایدارترین الگوهای تفسیری در تاریخ اندیشۀ بشری است. این اسطوره همواره برای تبیین منشأ خشونت، حسادت، گسست روابط انسانی و مسئولیت اخلاقی به کار رفته است. بااین‌حال، مسئله در بازخوانی‌های معاصر، صرفاً خود روایت کهن نیست، بلکه چگونگی دگردیسی معنایی آن در مواجهه با بحران‌های انسان و جامعۀ مدرن است. رمان الأصنام: قابیل الذی رقّ قلبه لأخیه هابیل، اثر أمین الزاوی، اسطورۀ قابیل و هابیل را از سطح روایتی دینی و تاریخی فراتر می‌برد و آن را در بستر واقعیت‌های سیاسی، ایدئولوژیک و روان‌شناختی معاصر بازآفرینی می‌کند. چالش اصلی در خوانش این رمان تبیین رابطۀ میان اسطورۀ برادرکشی، مفهوم گناه و پدیدۀ «بت‌پرستی» مدرن است؛ بت‌هایی که گاه در قالب ایدئولوژی‌ها، ساختارهای سیاسی و نظام‌های قدرت ظاهر می‌شوند و گاه در شکل حسادت، تعصب و غرور درونی شخصیت‌ها بازتاب می‌یابند. از سوی دیگر، عنوان دوپارهٔ رمان، یعنی «الأصنام» و «قابیل الذی رقّ قلبه لأخیه هابیل»، خود حامل تنشی معنایی است: از یک سو، بت‌ها نماد خشکی، جمود و خشونت‌اند و از سوی دیگر، «نرمی دل» قابیل امکان بازاندیشی در مفهوم گناه، مسئولیت اخلاقی و امکان رستگاری را مطرح می‌کند. پژوهش حاضر با طرح این پرسش که آیا الزاوی اسطورۀ قابیل را صرفاً بازتولید می‌کند یا آن را به ابزاری انتقادی برای فهم گناه، دوگانگی و خودویرانگری انسان معاصر تبدیل می‌سازد، به تحلیل سازوکارهای روایی و نمادینی می‌پردازد که از طریق آن‌ها اسطورۀ قابیل و هابیل با مفهوم «الأصنام» پیوند می‌یابد. هدف پژوهش نشان دادن این نکته است که در رمان، گناه رویدادی متعلق به گذشته متعلق به گذشته نیست، بلکه وضعیتی تکرارشونده است که در ایدئولوژی‌ها و ساختارهای قدرت معاصر بازتولید می‌شود. بر این اساس، مقاله با تمرکز بر مفاهیم دوگانگی، گناه و بت‌پرستی درونی و بیرونی، جایگاه رمان را در بازخوانی اسطوره‌ای ادبیات معاصر عرب بررسی می‌کند.
روش‌شناسی: این پژوهش از نظر ماهیت کیفی و از نظر روش مبتنی بر نقد اسطوره‌ای با رویکردی تأویلی است. روش اصلی مقاله تأویل اسطوره‌ای متن ادبی و بررسی بازخوانی اسطورۀ قابیل و هابیل و دگردیسی مفاهیم گناه و دوگانگی در رمان الأصنام است. در این چارچوب، متن رمان عرصه‌ای برای بازتولید و بازمعناگذاری اسطوره در بستر زندگی انسان معاصر تلقی می‌شود، نه صرفاً روایتی داستانی. در کنار رویکرد اصلی، از تحلیل ساختارگرا به‌صورت محدود و ابزاری برای بررسی سازمان روایی اثر، تقابل‌های دوتایی و کارکرد عناوین استفاده شده است. تقابل‌هایی مانند برادر-برادر، گناه-بی‌گناهی، بت-انسان و ظاهر-باطن در شکل‌گیری معنای کلی رمان نقش مهمی دارند. همچنین، مفاهیمی منتخب از نقد روان‌شناختی، به‌ویژه مفهوم «سایه» در خوانش یونگی، برای تحلیل ابعاد درونی شخصیت قابیل، مسئلۀ «نرمی دل» و فرایند شکل‌گیری گناه به کار گرفته شده است. داده‌های پژوهش به‌صورت کتابخانه‌ای گردآوری شده و تحلیل‌ها بر پایۀ خوانش دقیق متن رمان و تطبیق آن با مفاهیم نظری انجام گرفته است.
بحث و تحلیل: الزاوی در رمان الأصنام از نمادهایی ظاهراً پست، حاشیه‌ای و طردشده برای نقد ساختارهای ایدئولوژیک و بازتعریف مفهوم گناه استفاده می‌کند. بازگشت راوی به امر طبیعی راهبردی اسطوره‌ای–انتقادی برای افشای خشونت نهفته در ساختارهای قدرت است. سوسک یکی از مهم‌ترین نمادهای این فرایند است. «الصرصور» که در فرهنگ عمومی غالباً با پلیدی و بیماری پیوند دارد، در نگاه راوی به «دوست عزیز» و نماد حیاتی غریزی، اصیل و دست‌نخورده تبدیل می‌شود. این وارونگی معنایی نشان می‌دهد که راوی حقیقت را نه در گفتمان‌های رسمی و ایدئولوژیک، بلکه در موجودی می‌جوید که هنوز به نظم قدرت آلوده نشده است. ستایش سوسک و اعتراض به اختراع سوسک‌کش بیانگر تلاشی برای حفظ معنا در جهانی است که نظام‌های سیاسی و ایدئولوژیک آن را تهی کرده‌اند. صدای عرعر الاغ‌ها نیز در برابر موسیقی مدرن و سخنرانی‌های سیاسی توخالی قرار می‌گیرد. راوی این صدا را زیبا و صادق می‌داند، زیرا فاقد تزویر و فریب زبانی است. بدین‌سان، الاغ و سوسک نمادهای جهانی پیشاایدئولوژیک‌اند؛ جهانی که در آن موجودات هنوز به ابزار قدرت یا بت‌های معنایی تبدیل نشده‌اند. در برابر این نمادهای طبیعی، «اللّحیه» یا ریشبلند نشانۀ دوگانگی وجودی و زیستن در شرایط ایدئولوژیک است. ریش در اینجا الزاماً نشانۀ ایمان و تقوا نیست، بلکه ابزاری برای پنهان‌سازی نیت درونی و ادامۀ زندگی در دل ساختار قدرت است. مهدی این وضعیت را نوعی «تقیه» می‌داند.
دستاوردها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الأصنام فراتر از روایتی اجتماعی دربارهٔ الجزایر پس از استقلال و بحران‌های آن است و می‌توان آن را بازخوانی مدرنی از اسطورۀ قابیل و هابیل دانست. در این خوانش، مرگ مهدی، که نقش هابیل را تداعی می‌کند، تنها قتلی سیاسی نیست، بلکه نمودی از قتل معصومیت به دست ایدئولوژی‌های فاسد و ساختارهای قدرت است. قابیل نیز صرفاً شخصیتی اسطوره‌ای نیست، بلکه نماد انسان مدرنی است که در چرخۀ گناه، خشونت و مسئولیت تاریخی گرفتار شده است. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای رمان، برجسته‌سازی چرخۀ تکرارشوندۀ گناه است. گناه قابیل با قتل مهدی پایان نمی‌یابد، بلکه همچون میراثی به راوی انتقال پیدا می‌کند. تلاش‌های راوی برای رستگاری، ازجمله تغییر مسیر تحصیلی، فاصله گرفتن از محیط‌های افراطی و پذیرفتن شغل قبرکنی، به رهایی کامل منجر نمی‌شود. ریش‌بلند و انزوای او نیز بیش از آنکه راه‌هایی برای رستگاری باشند، واکنش‌هایی موقت در برابر بار سنگین گناه‌اند. عنوان «الأصنام» نیز به‌صورت استعاری به ساختارهای فاسدی اشاره دارد که جامعه به آن‌ها دل بسته است. این بت‌ها هم صورت بیرونی دارند، مانند ایدئولوژی‌های خشک و نظام‌های سیاسی، و هم صورت درونی، همچون حسادت و تعصب و غرور. در برابر آن‌ها، بازگشت راوی به امر کوچک و طبیعی و اصیل تلاشی برای یافتن حقیقتی است که هنوز به‌طور کامل از سوی قدرت مصادره نشده است. درنهایت، لحن تراژیک و روان‌شناختی رمان و بهره‌گیری از نمادهایی چون تاریکی، رطوبت و حیوانات نشان می‌دهد که قهرمان هم‌زمان در جهان بیرونی و در زندان ذهنی خویش گرفتار است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات

عنوان مقاله English

Criticism and Interpretation of the Myth of Duality and Sin in Amin Al-Zawi’s Novel Al-Asnam and the Shadow of Cain

نویسندگان English

هدیه جهانی 1
حمید دادفر 2
چکیده English

Background and Purposes: Amin Zawi’s novel Al-Asnam: Cain Whose Heart Was Softened for His Brother Abel represents a qualitative advancement in the development of contemporary Arab fiction. Zawi, known for his profound philosophical inquiries and his engagement with foundational texts, has established a new framework for one of the oldest human dilemmas in this work. The novel does not merely narrate a story; rather, it reconstructs the myth of Cain and Abel not only as a historical-religious event but also as a paradigm of existential and moral contradictions that have come to involve modern humanity and society. Within the context of contemporary Arab literature, where an increasing connection between mythical heritage with lived experiences is observable, Zawi’s work occupies a distinctive position. The novel follows narrative trends that distance themselves from traditional linear storytelling and, through a rereading of sacred texts and folklore, seeks to extract practical concepts for understanding the present situation. The revival of this myth reflects a persistent search for the roots of violence and self-destruction in the psyche of contemporary Arab man.
Methodology: To achieve the objectives of this research and address its questions, the present article uses the method of analytical criticism (literary criticism). In this regard, tools of structural analysis are used to examine the internal structure of the work, while concepts from psychological criticism are applied to understand the characters’ motivations. Given that this work constitutes a rereading of an ancient text, an interpretive method also proves necessary for interpreting the multiple layers of meaning. Following this introduction, the analytical research is divided into six main sections. The first and second axes are dedicated to explaining the titles and examining the mythological references, respectively. The third and fourth axes focus on analyzing the characters of Cain and Abel and the deeper significance of “softening the heart.” Finally, the fifth and sixth axes explore the concept of “al-Asnaam” in the novel as a metaphor for contemporary reality and will present a summary of the findings derived from the textual analysis.
Results and Discussion: The Symbol of Disillusionment with the Natural (the Cockroach and the Donkey): To portray the superiority of the natural and honest over corrupt political structures, the author uses symbols that are often rejected in modern literature. Al-Sarsur (the Cockroach): This creature, generally associated with filth and disease, becomes a “dear friend” for the narrator and a symbol of instinctive and authentic life. The interaction with the cockroach represents an attempt to create meaning in the vacuum of political and ideological signification. The author states: “I began to watch the movement of the beautiful and clean cockroach… Whoever invented cockroach killer is a tyrant and a criminal. Beautiful creatures like this cockroach neither perish nor cause harm.” The braying of the donkey: The donkey’s voice is contrasted as an “honest” and “faithful” voice against modern music or hollow political rhetoric. “I love the sound of the donkeys braying in the neighbor’s barn… The braying of the donkeys is more beautiful than the neighing of horses. The donkey is honest in its braying and is original in it.” These symbols indicate that the narrator’s search for truth leads him toward the natural and primal world—a world that the structures of power (state, party, ideology) have failed to contaminate. The symbol of “al-Lahiyyah” (Long Beard) as a positional choice: In this text, the long beard, contrary to its traditional connotations of piety and religiosity, becomes a political-philosophical choice that signifies a stance against the status quo. Mahdi confirms this choice as “taqiyyah” (piety) to achieve the narrator’s objectives (revengeance or salvation). Textual example: “He told me: This long beard of yours is your taqiyyah to achieve what you have in mind.”
Conclusion: The novel Al-Asnam is more than a social narrative of post-independence Algeria and its crises; it is also a modern reinterpretation of the myth of Cain and Abel. By situating the characters within the framework of this foundational myth, the author elevates the individual and moral conflict to the level of human tragedy. The death of Mahdi (Abel) is not merely a political murder but a representation of the killing of innocence by corrupt ideologies (embodying the modern Cain). This connection between the mythical narrative and the bitter political reality endows the work a twofold depth that requires an analysis extending beyond purely historical boundaries to understand the characters’ motivations. The principal theme of the novel is the inescapable cycle of “sin”. Cain’s sin is not only repeated in the murder of Mahdi but is also transmitted to the narrator as an “inheritance”. Despite the narrator’s conscious attempts at redemption—by changing his field of study, rejecting extremist environments, and even taking up a job as a gravedigger—he remains condemned to live under the shadow of this legacy. His choices (such as growing a beard or seeking refuge in solitude) appear more reactions to the burden of guilt than steps toward complete freedom. This suggests that, in the novel’s world, environmental and historical determinism exerts a more powerful force the individual will. The book’s title, The Idols, metaphorically targets all the corrupt structures to which society clings; these idols are both external (the rigid, state-sanctioned ideologies that justify death) and internal (maternal jealousy, ideological pride). To escape the worship of these idols, the narrator moves toward the denial of grand systems and the affirmation of “the small and noble”. A symbol such as the cockroach, which becomes a companion at the height of isolation, represents his search for a pure truth that cannot be confiscated by power.

کلیدواژه‌ها English

  • Myth of Cain and Abel
  • Ideology Criticism
  • Violence
  • Al‑Asnam
  • Amin al‑Zawi

عنوان مقاله العربیة

نقد وتأویل أسطورة الثنائیة والخطیئة فی روایة "الأصنام" و"ظل قابیل" لأمین الزاوی

چکیده العربیة

بیان المسئلة والهدف: تُعدّ روایة "الأصنام: قابیل الذی لانَ قلبه لأخیه هابیل" لأمین الزاوی نقلةً نوعیةً فی مسیرة الروایة العربیة المعاصرة. الزاوی، المعروف باستکشافاته الفلسفیة العمیقة واستخدامه للنصوص الجوهریة، قد أرسى إطارًا جدیدًا لإحدى أقدم القضایا الإنسانیة فی هذا العمل. لا تروی هذه الروایة قصةً فحسب، بل تُعید بناء أسطورة قابیل وهابیل لیس فقط کحدث تاریخی دینی، بل أیضًا کنموذج للتناقضات الوجودیة والأخلاقیة التی رافقت الإنسان والمجتمع المعاصر. فی سیاق الأدب العربی المعاصر، حیث نشهد ازدیاد ارتباط التراث الأسطوری بالتجارب المعاشة، یحتل عمل الزاوی مکانةً خاصة. تتبع هذه الروایة اتجاهاتٍ سردیةً تنأى بنفسها عن السرد الخطی التقلیدی، وتسعى، من خلال إعادة قراءة النصوص المقدسة والفولکلور، إلى استخلاص مفاهیم عملیة لفهم الوضع الراهن. یعکس إحیاء هذه الأسطورة بحثًا دؤوبًا عن جذور العنف والتدمیر الذاتی فی نفسیة الإنسان العربی المعاصر.


المنهجیّة: لتحقیق أهداف هذا البحث والإجابة على أسئلته، اعتمد المقال على منهج النقد التحلیلی (النقد الأدبی). وفی هذا الصدد، ستُستخدم أدوات التحلیل البنیوی لدراسة البنیة الداخلیة للعمل، ومفاهیم النقد النفسی لفهم دوافع الشخصیات. ولأن هذا العمل إعادة قراءة لنص قدیم، یبدو من الضروری أیضًا اعتماد منهج تفسیری لتفسیر طبقات المعنى المتعددة. ینقسم هذا البحث التحلیلی، بعد هذه المقدمة، إلى ستة أجزاء رئیسة. یُخصص المحوران الأول والثانی لشرح العناوین، ودراسة الإشارات الأسطوریة على التوالی. أما المحوران الثالث والرابع، فسیرکزان على تحلیل شخصیتی قابیل وهابیل، والمعنى العمیق لـ"تلیین القلب". وأخیرًا، یستکشف المحوران الخامس والسادس مفهوم "الأصنام" فی الروایة کاستعارة للواقع المعاصر، ویعرضان خلاصةً لنتائج تحلیل النص.


تحاول هذه المقدمة توفیر الإطار النظری اللازم للتعمق فی النص السردی لأمین زاوی. إن الجمع بین الأسطورة والأسس الفلسفیة فی "الأصنام" یفتح آفاقًا واسعة للقارئ والناقد، مما یجعل هذا العمل منطلقًا هامًا لدراسة أدب المواجهة بین القدیم والحدیث فی الروایة العربیة..


المناقشة والتحلیل: رمز خیبة الأمل من الطبیعی (الصرصور والحمار): لتصویر التفوق الطبیعی والصادق على البنى السیاسیة الفاسدة، یستخدم المؤلف رموزًا غالبًا ما تُرفض فی الأدب الحدیث: الصرصور: هذا المخلوق، الذی یرمز عادةً للقذارة والمرض، یُصبح "صدیقًا عزیزًا" للراوی ورمزًا للحیاة الفطریة والأصیلة. التفاعل مع الصرصور هو محاولة لخلق معنى فی فراغ المعنى السیاسی والأیدیولوجی. یقول المؤلف: "بدأت أراقب حرکة الصرصور الجمیل والنظیف... من اخترع قاتل الصراصیر هو طاغیة ومجرم. المخلوقات الجمیلة مثل هذا الصرصور لا تهلک ولا تسبب ضررًا". نهیق الحمار: یُقارن صوت الحمار کصوت "صادق" و"مخلص" بالموسیقى الحدیثة أو الخطب السیاسیة الجوفاء. "أحب صوت نهیق الحمیر فی حظیرة الجار... نهیق الحمیر أجمل من صهیل الخیول. الحمار صادق فی نهیقه وأصیل فیه". تشیر هذه الرموز إلى أن بحث الراوی عن الحقیقة یقوده إلى العالم الطبیعی والبدائی؛ عالم فشلت هیاکل السلطة (الدولة والحزب والأیدیولوجیا) فی تلویثه. رمز "اللحیة" کخیار موضعی: فی هذا النص، تتحول اللحیة الطویلة، خلافًا لرمزها التقلیدی (التقوى والدین)، إلى خیار سیاسی-فلسفی یُشیر إلى موقف ضد الوضع الراهن. یؤکد المهدی هذا الخیار باعتباره "تقیة" لتحقیق مقاصد الراوی (الانتقام أو الخلاص). مثال نصی (اللحیة کأداة): "قال لی: لحیتک الطویلة هذه هی تقیة لک لتحقیق ما تصبو إلیه". هذا الأسلوب الکتابی، القائم على التضاد الثنائی (النور/الظلام، الخنفساء/الإنسان، الصدق/الخداع)، والانتقال المستمر بین المستوى السیاسی والمستوى الأسطوری-النفسی، یضمن قوة التحلیل العمیق للعمل.


الإنجازات: روایة "الأصنام" أکثر من مجرد سرد اجتماعی للجزائر بعد الاستقلال وأزماتها؛ بل هی أیضًا إعادة تفسیر حدیث لأسطورة قابیل وهابیل. بوضع الشخصیات فی إطار هذه الأسطورة الجوهریة، یرفع المؤلف الصراع الفردی والأخلاقی إلى مستوى المأساة الإنسانیة. إن موت المهدی (هابیل) لیس مجرد جریمة قتل سیاسیة، بل هو تمثیل لقتل البراءة على ید أیدیولوجیات فاسدة (تمثل قابیل المعاصر). هذا الربط بین السرد الأسطوری والواقع السیاسی المریر یمنح العمل عمقًا مزدوجًا یتطلب تحلیلًا یتجاوز الحدود التاریخیة البحتة لفهم دوافع الشخصیات.


الموضوع الرئیس للروایة هو دورة "الخطیئة" التی لا مفر منها. لا تتکرر خطیئة قابیل مع مقتل المهدی فحسب، بل تنتقل أیضًا إلى الراوی کـ"إرث". رغم محاولات الراوی الواعیة للتکفیر عن ذنبه - بتغییر تخصصه، ورفض البیئات المتطرفة، بل وحتى العمل کحفّار قبور - إلا أنه محکوم علیه بالعیش فی ظل هذا الإرث. خیاراته (مثل إطالة لحیته أو اللجوء إلى العزلة) ما هی إلا ردود فعل على عبء الذنب منها خطوات نحو الحریة الکاملة. هذا یوحی بأن الحتمیة البیئیة والتاریخیة فی عالم الروایة أقوى من إرادة الفرد. عنوان الکتاب، "الأصنام"، یستهدف مجازیًا جمیع البُنى الفاسدة التی یتمسک بها المجتمع؛ هذه الأصنام خارجیة (الأیدیولوجیات الجامدة التی ترعاها الدولة والتی تبرر الموت) وداخلیة (غیرة الأم، والکبریاء الأیدیولوجی). وللهروب من عبادة هذه الأصنام، یتجه الراوی نحو إنکار الأنظمة الکبرى وتأکید "الصغیر والنبیل"؛ رمزٌ کالصرصور، یصبح رفیقًا فی ذروة العزلة، یُمثل بحثه عن حقیقة نقیة لا یمکن للسلطة مصادرتها. تتمیز القصة بنبرة مأساویة عمیقة ونفسیة. باستخدام لغة وصور مؤثرة - الظلام والرطوبة ورمزیة الحیوانات - یُظهر الکاتب أن البطل محاصر أیضًا فی سجن عقلی. یُجبر هذا الأسلوب القارئ على فهم العزلة الوجودیة.

کلیدواژه‌ها العربیة

  • أسطورة قابیل وهابیل
  • نقد الأیدیولوجیا
  • العنف
  • روایة «الأصنام» لأمین الزاوی
  • تاریخ دریافت 06 آذر 1404
  • تاریخ پذیرش 23 اردیبهشت 1405